معرفی وبلاگ
این وبلاگ در مورد افرادی است که قصد سفر دارند و در انتخاب مکان آن دچار تردید هستند این عزیزان می توانند به وبلاگ ما نگاه بیندازند تا شاید انتخاب بهتری انجام دهند
دسته
جعبه لينك
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 71538
تعداد نوشته ها : 447
تعداد نظرات : 11
Rss
طراح قالب
GraphistThem225

http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/c/cd/IranArdabil.png/200px-IranArdabil.png

دسته ها : اردبيل

http://www.anobanini.ir/pic/map/new-map/state/m/ardebil-02-state-map.jpg

دسته ها : اردبيل

استان در بخش شرقي فلات آذربايجان قرار دارد. فلات آذربايجان سرزميني بلند و كوهستاني است كه در شمال غرب فلات ايران واقع شده است، در حدود دو سوم استان اردبيل را نواحي كوهستاني و يك سوم بقيع را مناطق پست و هموار تشكيل مي دهد. آب و هواي استان اردبيل، به طور كلي از نوع آب و هواي معتدل كوهستاني است. با توجه به تنوع شرايط طبيعي در اين منطقه ميزان دما و بارش در نواحي مختلف آن متفاوت است نواحي جنوبي استان مرتفع و كوهستاني است و زمستان سرد و پر برف ولي تابستان هاي معتدل دارد، هر چه از جنوب به سمت شمال برويم از ارتفاع كوه ها كاسته شده و به ميزان دما افزوده مي شود و  بر عكس مقدار بارش كاهش مي يابد. چهره عمومي شهرستان اردبيل تحت تاثير ارتفاعات كوه هاي سبلان تالش و بزغوش مي باشد .

 

دسته ها : اردبيل

استان اردبيل با 17953 كيلومتر مربع وسعت در شمال غربي فلات ايران جاي گرفته و حدوداً 09/1 درصد مساحت كل كشور را تشكيل مي دهد. اين استان از شمال با جمهوري آذربايجان، از جنوب با استان زنجان، از غرب با آذربايجان شرقي و از شرق با استان گيلان همسايه است. 4 شهرستان اين استان حدود 382 كيلومتر با كشور جمهوري آذربايجان مرز مشترك دارد كه در 159 كيلومتر آن رودهاي ارس و بالهارود جريان دارد.
سه عامل شكل دهنده اقليم آب و هوايي استان، توپوگرافي، زاويه تابش نور و جريانات هوايي مي باشد. سبلان با وسعت حدود 6 هزار كيلومتر مربع و 4811 متر ارتفاع در بين دو دشت پهناور مشكين شهر و اردبيل واقع شده است. براساس آخرين تقسيمات كشوري استان اردبيل شامل 9 شهرستان، 25 بخش، 21 شهر و 66 دهستان است. اين استان طبق آخرين سرشماري داراي بيش از 168000/1 نفر جمعيت است كه شهر اردبيل بعنوان مركز استان بيش از 395000 نفر از آن را در خود جاي داده است.

شهرستان بيله سوار
شهرستان بيله سوار در ناحيه شمال شرقي استان با جمعيت 55026 نفر به مركزيت شهر بيله سوار در فاصله 200 كيلومتري از مركز استان قرار دارد . اين شهر ميان دو رود بالهارود و آب بيگلر قرار گرفته است و همين سبب در برخي منابع آن را به نام بيله رود يا ميان دورود ذكر كرده اند .به سبب ارتفاع كم از سطح دريا و مقدار بارندگي نسبتا خوب و خاك حاصلخيز از عمده ترين مناطق كشاورزي استان و داراي مرغوب ترين نو ع مرتع براي اطراق قشلاقي ايلات شاهسون مي باشد. از مهمترين محصولات كشاورزي آن گندم ،پنبه،جو ، دانه هاي روغني و فندق را مي توان نام برد.

شهرستان پارس آباد
شهرستان پارس آباد در ناحيه شمالي استان اردبيل با جمعيت 166131 نفر به مركزيت شهر پارس آباد و در فاصله 320 كيلومتري از مركز استان قرار دارد . مهمترين صادرات اين منطقه گندم، جو، بنشن، دانه هاي روغني، انگور، پسته و قند مي باشد. از مناطق گردشگري طبيعي اين شهرستان مي توان به درياچه پارس آباد شكارگاه هاي متعدد رود مرزي ارس ، باغ هاي ميوه و كشتزارهاي گندم اشاره كرد.

 

 

 

 

شهرستان خلخال
شهرستان خلخال در ناحيه جنوبي استان با جمعيت 95005 نفر، به مركزيت شهر خلخال، در فاصله 120 كيلومتري از مركز استان قرار دارد. سابقه سكونت در خلخال به هزاره دوم ق.م مي رسد . خلخال از مناطق قديمي و تاريخي آذربايجان است . برخي از نويسندگان به نام خلخال را با نام شهر قديم خلخال واقع در ناحيه اوتي در ماوراي قفقاز كه در منابع ارمني ميان قرن دوم و پنجم م . به عنوان اقامت گاه زمستاني شاهان ارمنستان و سپس آلباني (آران ) آمده است كه بيشتر اين صنايع توسط دستان هنرمند زنان و دختران محلي انجام مي گيرد.

شهرستان گرمي
شهرستان گرمي در ناحيه شمالي استان با جمعيت 91270 نفر، به مركزيت شهر گرمي،در فاصله 108 كيلومتري از مركز استان قرار دارد . آب و هواي اين شهر معتدل و نيمه مرطوب است . منطقه گرمي از كهن ترين مناطق دشت مغان يكي از مراكز اصلي قوم پارت بوده و به علت شرايط طبيعي جزو مناطق كشاورزي و دامپروري به شمار آيد.

شهرستان مشگين شهر
شهرستان مشگين شهر در ناحيه مركزي استان با جمعيت 159242 نفر، به مركزيت شهر مشگين شهر و در فاصله 108 كيلومتري از مركز استان قرار دارد. نام قديم منطقه مشگين شهر خياو بوده است. هنرهاي دستي اين شهرستان داراي قدمت و اصالت قابل توجهي است كه نشان دهنده ذوق و سليقه سرانگشتان هنرمند مردمان اين منطقه  مي باشد.مشگين شهر سرزميني با تمدن باستان است كه به سبب موقعيت جغرافيايي آن و ارتباط با مراكز مهمي همچون فقفاز و آناتولي جايگاهي ممتاز در تاريخ دارد.

شهرستان نمين
شهرستان نمين در ناحيه شرقي استان با جمعيت 59640 نفر،در فاصله 27 كيلومتري از مركز استان واقع شده است. اين شهرستان داراي جنگل هاي طبيعي فندق در شرق و جنوب و باغ فراوان ميوه مي باشد. محصولات درختي و باغي مانند گوجه درختي، آلبالو، گيلاس، گلابي، سيب، به، گردو و ساير ميوه ها نيز كم و بيش وجود دارد . از مهمترين محصولات كشاورزي نمين ، گندم ،جو ،عدس و علوفه دامي است . زنبور داري نيز در نمين رونق خوبي دارد . كندوها در باغچه نگهداري مي شود و عسلي كه از آن تهيه مي شو د از بهترين نوع عسل است.

شهرستان نير
شهرستان نير در ناحيه مركزي استان با جمعيت 24288نفر، به مركزيت شهر نير در فاصله 39 كيلومتري از مركز استان قرار دارد. آب وهواي اين شهرستان نسبتا سرد و خشك ونيمه خشك مي باشد.

 

 

دسته ها : اردبيل

تاريخ بنا و پيدايش اردبيل به درستي معلوم نيست و به طور قطع نمي توان گفت اين شهر در چه تاريخي و به دست چه كسي به وجود آمده است . در خود شهر داستاني است كه از نسلهاي گذشته نقل گرديده است : سرزمين اردبيل ، به سبب آنكه دور آنرا كوه گرفته است در زمان قديم بر اثر ريزش برف وباران به شكل درياچه وسيعي بوده است روزي فرمانرواي آن حدود كه از كنار آن مي گذشت از مناظر دلرباي اطراف آن انبساط خاطري يافت وآرزوي خود را در امكان خالي كردن آب آن ، و بناي عمارتي درآن محل ، با اطرفيان خويش در ميان گذاشت. دو مرد پهلوان به نام "ارده " و"بيل" كمر همت بربستند و كندن مجرائي را براي خالي كردن آب آن به مسابقه قبول نمودند ، تا هريك بدين كار توفيق يابد پاداشي از فرمانروا دريافت دارد آن دو در دو نقطه دور از هم ، به كندن قسمتي از گدار كوه پرداختند . چون ارده كار خود را نزديك با تمام ديد با خود انديشيد كه مبادا تا وي مجرا را به پايان برساند بيل كار را انجام دهد و در مسابقه پيروز گردد ، اين بود حيلتي كرد و كسي نزد او فرستاد كه به دروغ اتمام كار ارده را به اطلاع او برساند و بيل را از ادامه آن باز دارد بيل چون اين خبر بشنيد غصه مرگ شد و هنگامي كه ارده از سرگذشت او آگاهي يافت از رفتار ناجوانمردانه خود پشيمان گرديد و با آنكه مجري را كنده و خروج آب را ديده بود خود را از كوه به زير انداخت و باكشتن خويش ، خويشتن را از عذاب وجدان راحت ساخت به هر حال مجري كنده شد و آب از آن طريق ، كه امروز به نام "دوجاق" بر سر راه شوسه اردبيل به مشكين قرار دارد ، خالي گرديد و شهري كه در جاي آن به وجود آمد به حكم فرمانروا ، به ياد آن دو پهلوان ناكام "ارده بيل" خوانده شد.

شهرستان هاي استان
شهرستان بيله سوار
شهرستان پارس آباد
شهرستان خلخال
شهرستان كوثر (گيوي)
شهرستان گرمي
شهرستان مشگين شهر
شهرستان نمين
شهرستان نير

 

دسته ها : اردبيل

كاروانسراي عباسي نقدي كندي 
 اين كاروانسرا در 200 متري حاشيه شمالي جاده آسفالته اردبيل – مشكين شهر و به فاصله 35 كيلومتري اردبيل در كنار رودخانه نقدي و مشرف به دره نقدي كندي كم عمق و سرسبز و پردرخت آن قرار گرفته است . كاروانسراي عباسي نقدي كندي از لحاظ سبك و پلان به نقشه كوهستاني مشابهت دارد. ابعاد آن 29 × 30 متر و از مصالح لاشه سنگ و ملاتهاي آهكي بنا گرديده است . در ازاره بنا از سنگهاي رتوش شده نوع خاراي خاكستري بهره برده شده است . ورودي بنا در قسمت غرب واقع شده كه پس از وارد شدن از اين قسمت با دو اطاق در جناحين راهرو روبرو مي شويم . پس از آن وارد تالار مي شويم كه در اضلاح شمالي و جنوبي آن چهار حجره تعبيه شده است. دسترسي به پشت اين غرفه ها و حجره ها از قسمت شرقي است .اين بنا از ابنيه باقيمانده عصر صفويان است . در 100 متري شرق كاروانسرا يك تپه طبيعي قبرستان كوچكي قرار دارد كه احتمالاً مربوط به دوره اي است كه كاروانسرا داير بوده است . با توجه به موقعيت خاص آن و واقع شدن در مسير جاده آسفالته اردبيل – مشكين شهر مي توان از آن به عنوان كافه سنتي استفاده نمود . البته اين كار نياز به مرمت و واگذاري آن به بخش خصوصي دارد . از خصوصيات مهم بنا مي توان به پلان نوع كوهستاني آن اشاره كرد . مراحل مستندسازي و ثبت آن در فهرست آثار تاريخي و ملي در حال پيگيري است . ضمناً كاروانسرا در ملك شخصي بنام حاج سلطان علي جعفري اهل و ساكن روستاي نقدي كندي واقع شده است .

كاروانسراي سربازوطن (قانلي بلاغ)
كاروانسراي سربازوطن در روستايي به همين نام ، از دهستان ارشق شمالي در فاصله حدود 800 متري نوار مرزي ايران و جمهوري آذربايجان و با فاصله 20 كيلومتري شمال مركز بخش (رضي) واقع شده است . فاصله آن از مركز شهرستان مشكين شهر 95 كيلومتر است . كاروانسراي قانلي بلاغ به سبك و شيوه چهار ايواني فرم متداول دوره اسلامي صفويه بنا گرديده است . نماي خارجي كاروانسرا شامل يك دروازه ورودي در ضلع شرقي به عرض چهار متر و ارتفاع 5/3 متر و سه اطاق در جناحين آن مي باشد . نماي خارجي كاروانسرا فاقد طاقنما و تزئينات كاشيكاري است . تنها عناصر تزئيني در نماي خارجي ديوار ضلع شمالي دروازه اصلي تزئيناتي به شكل لوزي است كه با آجرهاي سوخته اين تزئينات صورت گرفته است . حيات مركزي كاروانسرا به ابعاد 5/27 × 5/27 در اطراف آن حجره هايي به تعداد 21 عدد در طرفين ايوان ها تعبيه گرديده كه راه ورود به اين حجره ها هم از طريق درهاي تعبيه شده در عرض ايوانهاست . اندازه كوچكترين اطاق 4 × 3 متر و بزرگترين آن 3× 10 متر است . قسمت غربي كاروانسرا به كلي تخريب و فقط پي و داغ پي در بعضي قسمتها باقي مانده است . مصالح اين بخش و قسمتهاي تخريب شده توسط اهالي روستا در طول زمان جهت ساخت وساز شخصي مورد استفاده قرار گرفته است . مصالح كاروانسرا آجر 5× 21 × 21 و ملاتهاي آهكي است . اين كاروانسرا فاقد ازاره سنگي است . فرم طاق ايوانها به سبك جناقي و سقف حجره ها داراي گنبدهاي كوتاه مي باشد . در ضلع جنوبي كاروانسرا اطاقي بزرگتر از اطاقهاي ديگر احداث شده كه احتمالاً جهت نياز يا اصطبل استفاده مي شده است . همچنين داخل اطاقها محلهايي به عنوان رف و محل بخاري تعبيه گرديده است . ايوانهاي چهارگانه آن از خارج به شكل پنج ضلعي و حالت برج پنج ضلعي به خود گرفته است . اين اثر معماري با توجه به پلان و مصالح بكار گرفته در آن متعلق به عصر باشكوه صفويه است . از خصوصيات بارز بنا كاربرد آجر سوخته در تزئين آن و سبك چهار ايواني آن است كه تنها كاروانسراي نوع چهار ايواني باقي مانده از عصر صفويان در استان اردبيل مي باشد . فعلاً از اين بنا با توجه به تخريب بخش هايي از آن استفاده خاصي بعمل نمي آيد ولي در صورت مرمت و تعمير مي توان از آن به عنوان مركز آموزش جهت روستائيان يا بازارچه مرزي بهره برد . در حال حاضر تحت مراقبت سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري است و كليه امور ثبتي آن در دست اقدام مي باشد . با توجه به اينكه اين بنا تنها كاروانسرا و بناي چهار ايواني در استان اردبيل است مطالعات آسيب شناسي ، تهيه طرح ، ساماندهي ، مرمت ، حفظ و نگهداري و استحكام بخشي از آن جهت مطالعات باستانشناسي حائز اهميت مي باشد . همچنين با توجه به اينكه اين اثر باستاني قسمتي از تاريخ گذشته و خاطره دفاع مخلصانه از خاك ميهن اسلامي را در بر دارد ، در خصوص ثبت آن در فهرست آثار ملي اهتمام ويژه بعمل آيد .

كاروانسراي شورگل 
 اين كاروانسرا در جنوب شرقي روستاي شورگل از دهستان شورگل، دشت بيله سوار واقع شده است . كاروانسراي شورگل در محوطه اي به ابعاد 200×150 متر در روي تپه اي به ارتفاع سه متر از زمين هاي اطراف قرار گرفته است . ابعاد اين كاروانسرا 29×20 متر مي باشد . ورودي بنا در ضلع جنوبي است كه پس از اين وروردي راهروئي به طول شش متر تعبيه شده كه از طريق اين راهرو وارد حياط مركزي به ابعاد 9×18 متر مي شويم . در اين كاروانسراي سفالهائي از دوران اسلامي و نيز دوران تاريخي (اشكاني) جمع آوري گرديد كه بر اساس آنها انتساب آن به دوران بين قرن پنجم تا اواخر قرن هشتم ه.ق قطعي است .
 

دسته ها : اردبيل

يدي گوز (هفت چشمه)
پل يدي گوز (هفت چشمه) نيز يكي ديگر از پل هاي تاريخي استان اردبيل است كه در ميدان پانزده خرداد ابتداي خيابان ساحلي اين شهر قرار گرفته است . اين پل بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است . پل يدي گوز داراي هفت چشمه با پايه هاي سنگي و طاق هاي ضربي جناقي آجري مي باشد . اين پل حالت تقارن داشته و دهانه وسطي ، باعث زاويه دار بودن عرشه پل شده است . پل يدي گوز (هفت چشمه) يادگار دوره صفويه بوده و از سال 1374 ه. ش عمليات مرمتي آن شروع گرديده است.

پل يعقوبيه 
 اين پل نيز متعلق به دوره صفويه است و بر روي رودخانه بالخلو در ابتداي كوچه يعقوبيه ساخته شده است. داراي پنج دهانه با تاقهاي ضربي و آجري و پي سنگي است . پل يعقوبيه داراي پنج چشمه با طاق و نماي آجري و موج شكنهاي سنگي مي باشد . اين پل حالت تقارن دارد . دهانه وسطي پل بزرگتر از دهانه هاي جانبي است . بزرگتر بودن پل باعث زاويه دار بودن عرشه پل شده است . اين پل يادگار دوره صفويه بوده و در سال 76-1375 ه.ش عمليات مرمتي آن شروع شده است .

پل الماس 
 بر روي رودخانه بالخلو در غرب شهر اردبيل و بر سر راه اردبيل به سراب ساخته شده است . تا قبل از احداث پل جديد رفت و آمد وسايط نقليه از روي اين پل انجام مي گرفت .

دوجاق 
 اين پل بر روي رودخانه قره سو بنا شده و داراي يك دهانه و ساخته شده با مصالح آجري و نماي سنگي مي باشد . پل دوجاق در سال 1317 ه.ش بر روي يك پل قديمي تر در مشگين شهر ، جاده قديم مشگين شهر به اردبيل (گردنه معروف دوجاق ) مابين روستاي ارباب كندي و گنديشمن در ضلع غربي رودخانه قره سو ساخته شده كه تاريخ احداث آن بر روي كتيبه اي در نماي آن ذكر شده است .
 
پل ابراهيم آباد 
 اين پل در ابتداي كوچه ابراهيم آباد بر روي رودخانه بالخلو در شهر اردبيل ساخته شده و متعلق به دوره صفويه است . آدام اولئاريوس مي نويسد كه رودخانه بالخلو در شهر اردبيل به دو شاخه شده و از درون شهر مي گذرد . ظاهراً پل ابراهيم آباد نيز از جمله پل هايي است كه پيترودولاواله در سفرنامه خود به آن اشاره كرده است .
 
پل قره سو (زاغالان)
اين پل بر روي رودخانه بالخلو ساخته شده و داراي هفت دهنه است. بناي آن را به دوره صفويه نسبت داده اند . ظاهراً پل توسط شخص خيري بنام مسير حمزه ننه كران مورد بازسازي قرار گرفته است .

فيروزآباد 
 اين پل بر روي رودخانه فيروزآباد واقع در بخش فيروزآباد شهرستان كوثر كه يكي از سرشاخه هاي فرعي قزل اوزن است ، بنا شده است . پل فيروزآباد داراي يك دهانه با قوس بيضوي شكل مي باشد كه در هر طرف با چهار طاق با ارتفاع متفاوت پوشش داده شده است . مصالح ساختماني پل سنگهاي رسوبي حكمي است كه در سالهاي اخير دست اندازهاي سنگي آن را با ديواره بتني پوشش داده اند .

گيلانده 
 اين پل در كيلومتر 15 جاده اردبيل به آستارا جنب روستاي گيلانده واقع شده است . پل گيلانده در مسير ارتباط جاده اردبيل به آستارا بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است . اين پل پلي چهار چشمه با پايه هاي سنگي و طاق و بدنه آجري مي باشد . پل گيلانده يادگار دوران صفويه بوده و در سال 1373 ه.ش عمليات مرمتي بر روي اين پل صورت گرفته است .


پل ججين يا (داش كسن)
اين پل در داخل شهر اردبيل و بر روي رودخانه بالخلو ساخته شده است . پل ججين داراي هفت چشمه است و هم اكنون نيز مورد استفاده مردم قرار مي گيرد .


پل كلخوران 
 اين پل بر روي رودخانه كلخوران در روستايي به همين نام ساخته شده و داراي شش دهنه است . بناي اصلي آنرا به دوره سلجوقي و ايلخانيان نسبت مي دهند كه گويا در دوره صفويه تعمير شده است.
پل كلخوران ، پلي سه چشمه و اجرا شده با پي هاي سنگي و ملات آهكي در ازاره و آجر 20×20 و ملات گچي در طاقها مي باشد . دهانه وسطي پل بزرگتر از دهانه هاي جانبي مي باشد كه بصورت متقارن در دو طرف اين دهانه قرار گرفته اند . بزرگتر بودن اين دهانه ، باعث زاويه دار بودن عرشه پل شده است .


نادري 
 پل نادري كه در شهرستان اردبيل واقع شده ، بر روي رودخانه بالخلي چاي بنا شده است . اين پل ، پلي چهار چشمه با پايه ها و نماي سنگي و طاق هاي آجري مي باشد . پل نادري در دوره پهلوي دوم بر روي پلي به يادگار مانده از دوره صفوي كه عامل ارتباطي جاده اردبيل به تبريز مي باشد ، بنا شده است .


پرديسان (پرديس)
پل پرديسان (پرديس) در روستاي پرديسان بخش فيروزآباد خلخال واقع شده است. اين پل بر روي رودخانه قزل اوزن و در دوران صفويه بنا شده است . پل پرديسان ارتباط سرشاخه هاي راه كارواني اردبيل – زنجان را فراهم مي كند . در سال انهدام پل دختر قافلانكوه توسط گروه فرقه دموكرات آذربايجان دهانه وسطي پل منهدم شده است .


ساميان 
 پل ساميان در كيلومتر 15 جاده قديم اردبيل به مشگين شهر در مسير ارتباطي شهر اردبيل به مغان و قفقاز بر روي رودخانه قره سو واقع گرديده است . پل ساميان پلي شش چشمه و اجرا شده با بدنه آجري پايه طاق سنگي مي باشد . دهانه مياني ، پل بزرگتر از دهانه هاي جانبي مي باشد كه بصورت متقارن در دو طرف اين دهانه قرار گرفته اند . بزرگتر بودن دهانه وسطي باعث زاويه دار بودن دست انداز و عرشه پل شده است . به نظر مي رسد كه اين پل قبلاً داراي هفت چشمه و بصورت متقارن بوده كه به مرور زمان يكي از دهانه ها از بين رفته است . اين پل يادگار دوره صفويه مي باشد كه در مسير ارتباطي شهر اردبيل به مغان و ارمنستان از طريق جاده قديم مشگين شهر بنا شده است .


پل سيدآباد 
 در ابتداي كوچه سيدآباد بر روي رودخانه بالخلو در محله پير مادر ساخته شده و داراي 5 دهنه با تاق ضربي و آجري است. پل سيدآباد پلي سه چشمه و ساخته شده با سنگهاي تراش يافته و ملات آهكي در ازاره و آجر 20×20 و ملات گچي در طاقها مي باشد . دهانه وسطي پل بزرگتر از دهانه هاي جانبي مي باشد كه بصورت متقارن در دو طرف اين دهانه قرار گرفته اند بزرگتر بودن دهانه وسطي پل باعث زاويه دار بودن عرشه پل شده است . اين پل يادگار دوره صفويه مي باشد كه مسير ارتباطي جاده قديم طالش و خلخال به دروازه ورودي اردبيل را تأمين مي كند .


پل خدا آفرين 
 بر روي رودخانه ارس ، دو پل تاريخي به فاصله اي اندك(100 متر) از يكديگر بنا شده اند كه به نام خدا آفرين مشهورند.

 

پل نير 
 اين پل درمركز بخش نير در 40 كيلومتري جنوب غربي اردبيل بر روي رودخانه آغلاغان بنا شده و منسوب به دوره صفويه است كه در دوره هاي بعد تعميراتي در آن صورت گرفته وتا همين اواخر مورد استفاده بوده است. امروزه بخشي از اين پل از جمله يك دهانه آن ويران شده است پل در اصل 70 متر طول 10/5 متر عرض و 4 دهانه داشته است ولي امروزه تنها 43 متر از طول پل و3 دهانه آن برجاي مانده است. 3دهانه اصلي رودخانه 56/6 ،80/7 ،76/6 متر عرض دارند بستر رودخانه در محل بر پايي پل نير سنگ فرش شده وسپس پايه هاي پل تا ارتفاع 40/1 متري با سنگهاي تراشيده آهكي بر روي آن قرار گرفته است طاقهاي پل از آجرهايي به ابعاد 5/4 ×22 ×22 سانتي متر ساخته شده وبقيه بدنه پل باآجر وقلوه سنگ بالا آمده است پايه هاي پل در دوجهت داراي موج شكنهايي است در دوره اخير براي تردد وسايل نقليه ،پل بتوني جديدي ساخته اند اين بنا به شماره 2558 به ثبت تاريخي رسيده است.

پل بالاچاي 
 اين پل در 10 كيلومتري شمال شرق اردبيل به سمت آستارا برروي شاخه اي از رود قره سو قرار گرفته است و از آثار دوره قاجاريه است. امروزه در كنار اين پل ، پل بتوني جديدي ساخته اند كه جاده آسفالته اردبيل - آستارا از روي آن مي گذرد طول پل با احتساب دوقسمت انتهاي آن حدود 41 متر و عرض آن با احتساب جان پناه ها 80/4 متر است. پل داراي چهار چشمه يا دهانه با طاق جناغي است . براي ساخت اين پل بستر رودخانه را در محل برپايي پل به عرض 10/7 متر سنگ فرش كرده و سپس پايه هاي پل را با دو انتهاي مثلثي شكل و طول برابر با عرض قسمت سنگ فرش شده بر روي آن ساخته اند. مصالح مورد استفاده در پايه ها ، سنگهاي تراشيده شده ، و در طاق و بدنه آجرهايي به ابعاد 5/4 ×22 ×22 سانتي متر است براي ساخت پايه ها از قطعات سنگ قبرهاي قديمي نيز استفاده كرده اند در ميانه بدنه پل و حدفاصل طاقها فضاهايي توخالي براي كاهش وزن پل تعبيه كرده اند .

دسته ها : اردبيل

قلعه قهقهه 
 اين قلعه در سه كيلومتري غرب روستاي كئچوبه بخش ارشق شهرستان مشگين شهر برفراز يك تپه سنگي مرتفع مشرف بر دره ها و دشتهاي همجوار ايجاد گرديده است . تپه اي كه قلعه بر بالاي آن احداث گرديده نزديك به 1000 متر از سطح زمينهاي اطراف ارتفاع دارد . از پاي تپه سنگي كه قلعه روي آن واقع شده تا ورودي آن كه در شمال قلعه بصورت طاق قوسدار هلالي آجري نمايان است قرار دارد حدود سه كيلومتر فاصله دارد كه با پيمودن جبهه شمالغربي مسير مي توان به قلعه دسترسي پيدا نمود كه اين راه هر چه به قسمت قلعه نزديك شود تنگتر و باريكتر مي گردد . اين قلعه داراي 11 استخر (حوض آب) است كه در بدنه كوه كنده شده است و در سمت بالا (شرق) در قله كوه اطاقهايي با پايه هاي قطور آجري و سنگي ساخته شده احتمال مي رود مخصوص فرمانده قلعه بوده باشد . قلعه داراي فضاي تقريباً مستطيل شكل در منتهي اليه ضلع شرقي است كه براساس شواهد تاريخي و معماري كه در بدنه صخره و كوه ايجاد گرديده از آن به عنوان زندان بهره مي بردند از اين قلعه در دوره اسماعيليان براي مقاصد نظامي استفاده مي شده و تعدادي از شاهزادگان و بزرگان صفوي در اين محل زنداني بوده اند.

http://vefagh.co.ir/img/tourism/121/121.jpg


قلعه اولتان 
 اولتان روستاي بزرگي در سه كيلومتري جنوب پارس آباد است و قلعه اولتان در 500 متري اين روستا در كنار رود ارس قرار دارد . وضع ظاهري قلعه ساختمان قلعه اي نظامي را القا مي كند . باني اين قلعه اشكانيان بودند ولي به واسطه استحكام و موقعيت مناسب تا قرن 12 هجري مورد استفاده قرار مي گرفت .

http://ardabils.ir/wp-content/themes/Rolex/timthumb.php?src=http://ardabils.ir/wp-content/uploads/2012/05/otlan.jpg&h=330&w=580&zc=1

 

 

آغجه قلعه 
 اين قلعه از مصالح سنگ ، خشت ، ملاط گچ و آهك ساخته شده است و در سينه كش كوه سنگي ، حوالي چتين دره و قريه قره قيه مشكين شهر قرار دارد .
قلعه ديو (ديو قلعه سي) 

 اين قلعه در پنج كيلومتري جنوب غرب دهكده كويج از شهرستان مشگين شهر و بر روي دامنه هاي شمالي سبلان ساخته شده است . مطالعات باستان شناسي اوليه اي كه انجام گرفته، ساخت آنرا به دوره هخامنشيان نسبت داده اند .
نارين قلعه 
 اين قلعه كه در درون شهر اردبيل قرار داشت ، كهندژ يا ارك شهر اردبيل بود . نارين قلعه در كنار رودخانه بالخلو قرار داشت و داراي برج و باروي محكمي بود . نارين قلعه كه از قدمت و تاريخ ساخت آن اطلاع دقيقي در دست نيست ، دژ حكومتي شهر اردبيل بود و در جنگهاي ايران و روس مركز ذخيره لوازم جنگي بشمار مي رفت . اين قلعه در سال 1315 تخريب شد و متأسفانه بناي قابل توجهي از آن برجاي نمانده است .
قلعه هير
 اين قلعه در شهر هير واقع در 25 كيلومتري جنوب اردبيل قرار دارد .
قيزقلعه سي (قلعه دختر) 

قيزقلعه سي (قلعه دختر) در روستاي انجيللو در فاصله 17 كيلومتري گرمي به بيله سوار كنار رودخانه برزند مربوط به دوران اشكاني و ساساني در شهرستان بيله سوار واقع شده است .
 
قلعه ارشق مشگين شهر 

به فاصله 35 كيلومتري شمال غرب مشگين شهر ، دهستان دشت ، بخش مركزي در ساحل غربي رودخانه ارشق داراي برجها و باروهاي متعددي است كه در اثر گذشته زمان تخريب و ويران گشته است .

http://ardabil.irib.ir/images/stories/9101/galeyeArshag910301.jpg

 

 

 

 

 

 


قلعه كهنه 
 در ارتفاع شرقي دره باغ نوروز مشكين شهر قلعه اي است با شيبي تند به رودخانه خياو چاي منتهي مي شود . در مقابل ارتفاع سنگ نبشته اي پهلوي ساساني قرار گرفته است . ارتفاع حصار در داخل بيش از چهار متر ولي از خارج بيش از هشت متر است . در اين قلعه چون از ديرباز در تملك ارتش و سربازخانه دولتي بوده اجازه هيچ گونه كند و كاو و حفاري داده نشده است ولي احتمال مي رود قلعه كهنه در محل همان قلعه باستاني ساساني بنا شده باشد كه در كتيبه خطي داخل دره ، از قول نارسه هرمزد به آن اشاره شده است .

دسته ها : اردبيل

 مسجد جمعه اردبيل 
 اين بنا در شمال شرقي شهر ، بين محله هاي پيرشمس الدين و عبدالله شاه بر روي تپه مرتفعي واقع گرديده و يكي از قديمي ترين مساجد شمال غربي ايران است. با توجه به حفاريهاي باستان شناسي كه در محوطه اطراف اين مسجد صورت گرفته بقاياي شبستان هاي ستوندار در بخش شرقي و شمالي و هم چنين آثاري از كتيبه هاي متعلق به قرن سوم و چهارم ه.ق. كشف گرديده است . اصل بناي كنوني مسجد در دوره سلجوقيان بر روي بقاياي كهن تري ساخته شده كه درنتيجه حمله مغول حدود سال 620 هجري ويران و درحدود سال 650 هجري مجدداً باز سازي گشته است در اين بازسازي ،گنبد به طور كامل بازسازي شده و تزيينات مختلف گچبري و نقاشي در شبستان ومحراب آن انجام گرديده است . بناي فعلي مسجد به ابعاد خارجي 85/18 ×45/36 متر از گنبد خانه اي ويران و ايواني كه در دوره هاي بعد به شبستان ستونداري تبديل شده ، تشكيل مي شود همچنين در 5/16 متري مسجد ، بقاياي مناره اي از دوره سلجوقي برجاي مانده است . اين فضا توسط سه كنج ها وترنبه ها به هشت ضلعي و سپس شانزده ضلعي تبديل گرديده وگنبد بر روي آن قرار گرفته است . بقاياي ساقه گنبد نشان مي دهد كه اين بخش داراي ترك هاي متعدد منشوري زيبا قطار بندي و تزيينات كاشي معرق بوده كه تنها بخش اندكي از آن باقي مانده است. ديواره هاي داخلي گنبد خانه با اندود گچ و نقوش ترنج و گل و بوته قابل مقايسه با تزيينات گنبد سلطانيه تزيين يافته و درضلع جنوبي آن ، محراب بلند و زيبايي از دوره ايلخاني باگچبري ها ومقرنس كاري هاي جالب و در زير آن آثاري از محراب كوچكتر دوره سلجوقي مشهود است . درب ورودي مسجد به تاريخ 742 ه.ق. داراي گره هاي هندسي ، گل ميخ هاي آهني وكتيبه اي حاوي دوبيت شعر به خط نسخ است چنين به نظر مي رسد كه درب مزبور ، از جاي ديگر به اين مسجد منتقل شده است . در حدود 5/16 متري مسجد ، بقاياي مناره اي از دوره سلجوقي به ارتفاع هشت و قطر پنج متر باقي مانده كه به هنگام آباداني مسجد در كنار آن قرار داشته آجر چيني بخشي از سطح مناره به صورت خفته راسته است كه تا حدودي به آن حالت تزييني بخشيده است بر بدنه مناره دوسنگ نبشته به تاريخ هاي 878 و879 ه.ق نصب شده كه مربوط به اوزون حسن حكمران آق قويونلو است و ارتباطي با بناي مسجد و ناره ندارد و حتمالاً از جاي ديگري آورده و ر روي منار نصب شده است اين بنا به شماره 248 به ثبت تاريخي رسيده است .

http://iranpedia.ir/banaimages/jomemasjed2.jpg


مسجد ميرزا علي اكبر مجتهد 
 مسجد مجهز و مجلل ميرزا علي اكبر در مركز اردبيل نزديك بازار واقع شده و داراي دو در است . از جاذبه هاي اين بنا ، دو منبر است كه يكي مشبك چوبي و ديگري به صورت صندلي بازودار و چرخدار است .
مسجد اعظم اردبيل 
 اين مسجد تا اندازه اي نوساز ، با سبك نو و در ابعاد قابل توجه كه از گنبد الله الله شيخ صفي تقليد شده ، ساخته شده است . مؤذنه مسجد در زمان قاجاريه و به سبك آن دوره ساخته شد ولي در سال هاي اخير دوباره بازآفريني شده است .
 
مسجد جامع نمين 
 معتمدين و پيرمردان در مورد بناي مسجد جامع نقل مي كنند باني مسجد شاهزاده عصمت خانم طاهرميرزا بن اسكندر ميرزا بن عباس ميرزا نايب السلطنه فتحعلي شاه قاجار است . در محل فعلي مسجد ، مسجدي كهنه وجود داشته به دستور شاهزاده خانم مسجد كهنه تخريب نموده و بر روي پي آن مسجد فعلي را ساخته اند . ازاره بنا سنگي و بدنه آجري با ملات ماسه آهك مي باشد . سقف آن در اصل تيرپوش بوده در سالهاي گذشته شيرواني بر روي آن احداث شده است . سقف تيرپوش بنا بر روي هشت ستون چوبي با پايه هاي سنگي قرار گرفته است . مسجد جامع داراي پنجره هاي مشبك چوبي و سرستونهاي چوبي زيبايي است كه جنس آن راش كوهي است . همچنين بنا داراي مناري با آجر چيني زيبا و چسبيده به آن مي باشد .
مسجد حسينيه ميرزاده خانم اردبيل 
 اين مسجد در نزديكي ميدان قيام در داخل كوچه ميرزاده خانم در پنجاه متري خيابان جمهوري اسلامي واقع شده ، شامل يك باب مسجد بزرگ ، يك باب سالن فاطميه و شبستان مي باشد كه بقعه شريف سيده خانم بنام ميرزاده خانم با ابعاد حدود 3×3 متر با سقف آينه كاري و ديوار و كف مرمريت در قسمت غربي مسجد جاي گرفته ، داراي ضريح فلزي با روكش استيلي مي باشد . آرامگاه او مورد توجه و زيارت اكثر اهالي محل و در بعضي موارد مورد توجه مردم ساير محلات نيز مي باشد .
سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) مسجد سليمان اردبيل 
 سقاخانه حضرت ابوالفضل (ع) دركنار خيابان شيخ صفي و در جنب مجموعه تاريخي شيخ صفي الدين در كنج جنوبي غربي مسجد قرار دارد كه از ساليان قديم مورد توجه مردم مسلمان منطقه مي باشد . ساختمان مسجد در سال 74 تخريب شد كه در مدت پنج سال با كيفيت بسيار بالايي با زيربناي 550 متر مربع با يك گنبد و دو مناره بسيار جالب ساخته شده است. اين سقاخانه داراي مسجد ، زير زمين براي برگزاري مراسم خانمها و شبستان مي باشد كه اكثر قسمتهاي بيروني و داخلي ساختمان از كاشي سنتي خشتي و معرق و سنگ كار شده است .
مسجد جنت سرا
اين بنا در ضلع شمالي صحن اصلي بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي واقع است و از ساخته هاي شاه طهماسب اول به شمار مي آيد. درخصوص عملكرد واقعي بنا اطلاع دقيقي در دسترس نيست و به نظر مي رسد كه براي مراسم صوفيانه استفاده مي شده است . نماي اصلي ايوان ، با كاشيكاري زيبا و كتيبه هاي قرآني تزيين وجلوي آن به پنجره بزرگ مشبك گره چيني از جنس فلز مسدود شده است. بر روي ديوار شمالي داخل بنا ، طاق نماي بزرگ پنج ضلعي ايوان مانندي وجود دارد كه بالكن كوچكي در بالاي آن ساخته اند واز طريق پلكان كوتاهي واقع در عقب طاقنما بدان مي توان رسيد. به نظر مي رسد كه از الحاقات دوره بعدي باشد در ديوارهاي شمال وغرب بنا نيز درهايي تعبيه شده كه به اتاقهاي مجاور راه دارد جرز هاي عظيم اين مسجد ، با ترفندهاي مختلفي ، سبك وتو خالي ساخته شده است.
مسجد كلخوران
اين مسجد بر روي ستونهاي ساده اي قرار دارد. نماي بيروني بنا با طاق نماهاي آجري وپنجره هاي مشبك و تزيينات آجري نماسازي شده است. اين مسجد در كلخوران ، سه كيلومتري اردبيل واقع گرديده است. پوشش رودي مسجد داراي طاق نماهاي كم عرض و مرتفع با نيم ستون هاي آجري بوده و بناي مسجد متعلق به دوره قاجار است.

ساير مساجد 
 مسجد حاج فخر در اردبيل ، مسجد جامع و مسجد نو در روستاي خمس خلخال و مسجد جنت سرا در مشگين شهر از ديگر مساجد تاريخي استان اردبيل هستند .
 

دسته ها : اردبيل

خانه سيد هاشم ابراهيمي 
 اين خانه در كوچه شهيدگاه اردبيل قرار گرفته ومتعلق به مرحوم سيد هاشم ابراهيمي است كه پس از وفات ايشان وارثان قانوني از آن استفاده مي كنند . اين بنا در حال حاضر مسكوني است . ساختمان در دو طبقه زيرزمين و همكف ساخته شده است و تالار بزرگ و زيبايي دارد . تالار كه بخش مهم خانه را تشكيل مي دهد داراي دو رواق و يك شاه نشين است كه از پنجره هاي مشبك كاري بسيار نفيس و زيبايي برخوردار است . زيباترين بخش تالار گچبري هاي آن است .

منزل وكيل الرعايا 
 اين خانه قديمي درمحله طوبي اردبيل ساخته شده است . بنا شامل حياط هاي متعدد , ساختمان مركزي و واحدهاي اندروني است كه در طراحي آن , تالار مركزي به واحدهاي جنبي آن اشراف دارد . ارزش اين خانه علاوه برسبك معماري جالب آن , با نقش صاحبان خانه در رخدادهاي تاريخي سده بيستم ايران و اردبيل نيز ارتباط دارد. اين خانه محل تجمع سران مستبد در جريان انقلاب مشروطيت بوده است.
خانه حاج يوسف آقا صادقي
 اين خانه مجلل و با شكوه در كوچه راسته امام اردبيل به سال 1340 ه.ق توسط مرحوم حاج ميرزا ابراهيم صادقي ساخته شد .                                                            
خانه حاج ميرزا ابراهيم صادقي 
 اين خانه در كوچه "سرتيپ آباد" در محله " اوچ دكان" اردبيل واقع شده و به علت سبك معماري سنتي و استفاده از هنر مقرنس و مشبك كاري ، در ارسي ها داراي ارزش هنري است . اين بنا در سال 1283 ه.ق ساخته شد .

خانه آصف اردبيل 
 اين خانه تاريخي نيز در چهارراه امام ، كوچه معمار واقع شده است . اين بنا مربوط به دوره قاجار و متعلق به خانواده آصف مي باشد . ساختمان آصف خانه اي يك طبقه و يك نيم طبقه به عنوان بالاخانه است. خود ساختمان تقارن محوري دارد . راهرويي به نام تختگاه دسترسي به ساير فضاها را امكان پذير مي كند . در انتهاي اين راهرو دري جهت ورود به فضاهاي خدماتي قرار دارد . از دو ضلع جانبي آن دسترسي به فضايي به نام اتاق سه دري و يك اتاقك پستو در پشت آن انجام مي گيرد . در طرف ديگر وارد اصلي ترين اتاق اين بنا ، اتاق هفت دري مي شويم كه پنجره هاي آن با ارسي هاي زيبايي با نقوش گره بندي و شيشه هاي رنگي تزئين شده ، در پشت اين اتاق سه اتاقك بصورت پستو قرار گرفته اند كه توسط ارسي هايي از اين قسمت جدا شده اند.         

خانه ارشادي 
 اين خانه در ميدان سرچشمه و كوي حاجي فخر قرار گرفته است . اين بنا از بدو احداث داراي كاربري مسكوني بوده و از نظر تزئينات معماري و سبك ساخت يكي از بناهاي زيباي شهر اردبيل است كه در اواخر دوره قاجار ساخته شده است . در دوران پهلوي دوم اين بنا را به عنوان مدرسه به آموزش و پرورش واگذار نموده اند . خانه ارشادي باقيمانده اي از يك خانه بزرگ اربابي مي باشد كه در دوره هاي مختلف تفكيك ، تخريب و نوسازي گرديده است . بنا در بخش شاه نشين، اتاقهاي جانبي و همچنين دو ورودي داراي تزئينات گچي بصورت قاب بندي و مقرنس هاي گچي مي باشد كه مقرنسها صرفاً جنبه تزئيني و پركنندگي دارند .

خانه خادم باشي اردبيل 
 خانه خادم باشي ازبناهاي قديمي اردبيل و مربوط به دوره قاجار در محله سرتيپ آباد قرار دارد . اين بناداراي هشتي ورودي و حياط اندروني و بيروني مي باشد . ديوارهاي بيروني بنا از كاه گل ساخته شده و تنها در قسمت سردرب ديوارهاي دروني طاق نماها با آجر به صورت مجلل وزيبا كار شده است . در قسمت بيروني (حسينيه) تزئينات نقاشي و اورسي زيبايي وجودداشته كه در اثر حريق از بين رفته است .
خانه خليل زاده اردبيل
خانه خليل زاده كه درخيابان انقلاب و ابتداي كوچه منصوريه در روبروي مسجد منصوريه واقع شده ، در سال 1311 ه.ق توسط خانواده هاشمي بنا شده است . اين خانواده به دليل مهاجرت از قره باغ آذربايجان به اردبيل به قره باغي مشهور بوده اند . اين بنا از نظر معماري جز بناهايدرونگرا محسوب مي شود كه بخش اندروني آن تفكيك شده و از بين رفته است .

خانه منافزاده
اين خانه نيز در ميدان سرچشمه كوي رحمانيه ، ساختمان حوزه هنري واقع شده است . اين بنا در سال 1353 ه.ش ساخته شده و داراي فرم ويلايي و كوشك مانند بوده و در دل حياط مستقر مي باشد . اين بنا درنماي جنوبي يك طبقه و درنماي شمالي دو طبقه به نظر مي رسد . اختلاف سطح موجود درمحوطه ، به نه پله بين دو بخش حل شده است . محوطه داراي باغچه هاي بزرگي با درختهاي قديمي و يك حوض مستطيلي مي باشد . بناي مذكور داراي تزئينات آجري در نما بصورت  (دوال بندي، اجراء نقوش هندسي) مي باشد.
 خانه ميرفتاحي اردبيل 
 خانه ميرفتاحي واقع در اونچي ميدان در سال 1250 ه.ش در دوره قاجار توسط حاج ميرفتاح ساخته شده است . بناي مذكور بين سالهاي 1330-1327 ه.ش به دبيرستان نظامي اجاره داده شده كه يادگارهايي نيز از اين زمان روي ديوارها باقي مانده است . خانه ميرفتاحي اولين دبيرستان دخترانه در زمان رضاشاه بوده است . اين بنا تحت تملك ميراث فرهنگي استان اردبيل ميباشد و پس از مرمت به عنوان مركز هنرهاي سنتي براي بازديد عموم آزاد است . ساختمان داراي شبستانهاي تابستاني و زمستاني مي باشد كه پله هايي در سه گوشه ميانسرا، ورودبه بنا را ميسر مي سازد . شاه نشين در بخش مركزي در ارتباط با دو اتاق گوشواره كناري و اين اتاقها نيز در ارتباط با راهروهاي كناري مي باشند . بنا داراي تزئيناتآجري در نما بصورت خفته راسته و نقش و نگار آجركاري در پيشاني و سردرها مي باشد . پنجره ساختمان بصورت ارسيهاي با طرح اسليمي ، شش درب و سه درب با شيشه هاي رنگي ميباشد .
خانه مبشري اردبيل 
 اين بنا يكي از يادگارهاي دوران قاجاريه مي باشد كه در بافت كهن محله اوچدكان قرار گرفته است . خانه مبشري داراي هشتي ورودي و حياط اندروني و بيروني مي باشد . ديوارهاي بيروني بنا از كاه وگل ساخته شده و تنها سردر و ديوار نماي داخلي بنا با آجر به صورت مجلل و زيبا كارشده است .
خانه مرحوم مروج اردبيلي
خانه مرحوم آيت الله مروج در خيابان سي متري نرسيده به محله ارمنستان واقع شده است . اين بنا مربوط به دو دوره مي باشد ، قسمتي از آن مربوط به دوره قاجار با اصول و شيوه معماري دوران خود و قسمتي هم بصورت الحاقي كه مربوط به دوره بعد از انقلاب است و با مصالح زمان خود ساخته شده است . قسمت قديمي داراي پي سنگي با ملات شفته آهك بوده و بصورت ازاره سنگي اجرا شده است . بدنه بنا با آجرهاي ايراني 20×20 ساخته شده و پوشش اين قسمت ازبنا تير چوبي است . در و پنجره هاي بكار رفته در آن از جنس چوب مي باشد . قسمت الحاقي اين بنا بصورت بنايي بوده و داراي جرزهاي باربر مي باشد . پوشش آن بصورت تيرآهن با طاق ضربي است . پلاستر داخلي بنا گچي بوده و در بعضي جاها بصورت رنگ شده مي باشد . نماي خارجي بنا نيز بصورت آجري اجرا شده است .

خانه رضا زاده
خانه مرحوم رضازاده در محله اوچدكان (يكي از محلات ششگانه) در اردبيل واقع شده كه قدمت آن مربوط به اواخر دوره قاجاريه مي باشد . سردر ورودي خانه در منتهي اليه جنوب شرقي بنا در مقابل ميدانچه اي قرار گرفته كه توسط هشتي به محوطه حياط وارد مي شود . بخش اعياني ساختمان در دوطبقه به مساحت 640 متر مربع و پلان نعلي شكل ساخته شده كه طبقه اول داراي دو اتاق گوشواره با يك راهروي مياني و نيز راهروي ديگر عمود بر آن است كه توسط دو دسته پله موجود در آن دو طبقه فوقاني به هم مرتبط مي شود و طبقه دوم نيز داراي دو اتاق گوشواره با يك تالار يا شاه نشين در وسط مي باشد.

خانه شريعت
بناي شريعت در محله اوچدكان يكي ازمحلات شش گانه قديمي اردبيل قرار گرفته است . اين بنا دركوچه آيت الله سعيدي (كلبعلي شاه) واقع است . اين بنا شامل سه حياط بزرگ است كه حياط اول داراي ساختماني يك طبقه با فرم نعلي شكل مي باشد بنا داراي هفت اتاق تو در تو است و فاقد تزئينات  مي باشد. در حياط دوم (پشتي) ساختماني دو طبقه با يك طبقه زيرزمين موجود است كه توسط راه پله اي دو طرفه به طبقه اول راه مي يابد . در دو سمت ساختمان راهرويي جهتارتباط فضاها به يكديگر ، همچنين ارتباط طبقه دوم به طبقه اول موجود مي باشد .
خانه مرحوم حسينقلي صادقي در كوچه رحمانيه در جنب محله طوي ، خانه مسكوني دكتر مناف زاده در كوچه معصوم شاه ، خانه مرحوم مير فتاحي در محله تازه ميدان ، خانه مرحوم حريريان در كوچه پير شمس الدين و ساختمان مدرسه جعفري اسلامي دركوچه قاجاريه از ديگر خانه هاي تاريخي استان اردبيل مي باشند.
خانه هاي سنگي در كوه 
 خانه هاي سنگي در دل كوهي در ويند كلخوران اردبيل قرار دارد .
دخمه سنگي ويند 
 در دو كيلومتري شمال غرب روستاي ويند كلخوران واقع شده است .


                   

دسته ها : اردبيل

امامزاده سيدعبدالله (ع) واقع در بخش شاهرود خلخال 
 امامزاده سيدعبدالله (ع) از نوادگان حضرت امام موسي الكاظم (ع) است . آرامگاه آن حضرت در 42 كيلومتري جنوب غربي شهرستان خلخال در يك كيلومتري بخش كلور (شاهرود) در كنار چشمه زلال بسيار خنك مشهور به جيگيزات و رودخانه پرخروش شاهرود در دل كوههاي بلند منطقه قرار گرفته است . اين امامزاده مورد توجه مشتاقان اهل بيت ، ائمه اطهار (ع) مي باشد كه در اكثر مناسبتهاي مذهبي مخصوصاً (عيد قربان ، 28 صفر و 21 رمضان) جهت زيارت مرقد مطهر آن حضرت و استفاده از جاذبه هاي طبيعي آن منطقه به آنجا مي آيند و ساعتها در كنار امامزاده مراسم اجرا مي شود ، جهت برآورده شدن حاجات به آن حضرت چنگ توسل مي زنند و در اطراف سرسبز و مشجر بقعه به سياحت و استراحت مي پردازند ، ساختمان بقعه از شش سال پيش توسط هيأت امنا امامزاده تخريب و اقدام به بازسازي شده كه در مرحله پوشش سقف مي باشد . مساحت صحن و حرم و سالن حدود 300 مترمربع كه بصورت بتن آرمه با كيفيت بسيار بالايي درست شده كه نياز به مساعدت دارد ، اين مكان بعد از آماده شدن ساختمان يك مكان كاملاً زيارتي و سياحتي خواهد بود كه براي گردشگران جاذبه اين منطقه خيلي مورد توجه خواهد بود.

امامزاده سيدعبدالعزيز (ع) "سلطان ميرعزيز" نيار 
 از نوادگان حضرت امام موسي كاظم (ع) واقع در جنوب شرقي اردبيل محله نيار زادگاه مولانا شيخ احمد (مقدس) اردبيلي واقع ، از تاريخ ولادت و وفات آن حضرت سندي در دسترس نمي باشد . از قديم الايام داراي ساختمان و گنبد و براي برگزاري مراسم عزاداري و روضه خواني بود . چندين بار ساختمان آن تجديد بنا شده بطوريكه در طوق برنجي موجود در بالاي گنبد تاريخ 801 ه.ق درج گرديده است . آخرين بازسازي صحن و محوطه آن در سالهاي 76 و 77 به مناسبت برگزاري كنگره پانصدمين سالگرد تولد مولانا مقدس اردبيلي كه بطور همزمان در قم و اردبيل برگزار گرديد از محل اعتبار اختصاص كنگره مزبور و همكاري استانداري و شهرداري اردبيل انجام گرديد . صحن موجود بصورت يك دوازده ضلعي منتظم و آميخته اي از معماري روز و سنتي با گنبدي فلزي به قطر 5/6 متر احداث ، قسمت داخلي با كيفيت خوب چوبي (پانل) و فضاي سبز و درختكاري مي باشد و دور تا دور محوطه خيابان كشي شده است و ساختمان جديدالاحداث آن در مورخه 6/5/77 توسط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت افتتاح گرديد . اين امامزاده داراي چهار نفر هيأت امنا مي باشد كه با نظارت اداره اوقاف بردرآمد و هزينه آن رسيدگي مي كنند و آقاي حاج موسي الرضا قضايي مسئول هيأت امنا مي باشد .
امامزاده سيد جعفر انار 
 روستاي تاريخي انار جزو بخش مشگين شرقي از دهستان لاهرود مي باشد . از شمال غربي به لاهرود ، از شمال به روستاي فخرآباد ، از شرق به روستاي بنه لر محدود است . در قسمت شمال روستاي انار گنبدي پاك و مطهر حضرت سيدجعفر (ع) انار كه به قولي سلسله نسبش با چندين واسطه به امام موسي الكاظم (ع) مي رسد ، مشهور است . ساختمان بنايي مستطيل و از آجر قرمز ساخته شده است . تاريخ بناي ساختمان با توجه به نوشته تاريخ روي بنا به 1300 (ه.ق) است .
امامزاده سيدعمادالدين (رحيم بيگلو)
روستاي رحيم بيگلو سفلي از دهستان ارشق و دو كيلومتري با شهر رضي فاصله دارد . مسجد ساخته شده در اين روستا كه با استفاده از مصالح سنگي و چسبيده به بقعه مذكور احداث شده حدوداً 400 متر مربع مي باشد . بر روي قبر كتيبه اي به خط عربي به چشم مي خورد كه نوشته هايش ناخوانا مي باشد ، با توجه به مجسمه هاي قوچي موجود در داخل بقعه نشانگر حكومت قره قويونلوها و آق قويونلوها در قرن هشتم و نهم هجري مي باشد .
امامزاده فخرآباد
امامزاده فخرآباد كه بنايي قاجاري است به شماره 6240 در فهرست آثار تاريخي به ثبت ملي رسيده است . اين بنا واقع در ميدان اصلي روستاي فخرآباد مشگين شهر در بخش جنوب غربي به مساحت 1926، 76 متر مربع واقع شده است . پلان كنوني متشكل از دو بخش قديمي و نوساز مي باشد كه در سالهاي گذشته به دليل تعداد زياد زائرين و مسافران اقدام به احداث اين بخش نموده اند . ديوار بنا از ارتفاع 80 سانتيمتري تا زير گنبد داراي تزئينات نقاشي مربوط به دوره قاجار مي باشد كه شكوه خاصي به بنا بخشيده است.
امامزاده سيدابراهيم (ع) لاهرود 
 لاهرود در فاصله 17 كيلومتري شهر واقع شده كه از شمال به جاده مشگين شهر اردبيل و روستاي دده بيگلو از شرق به روستاي تك دام ، از جنوب شرقي به روستاي انار و از شرق به روستاي فخرآباد محدود است . تاريخ احداث بنا با توجه به مخروبه بودن توسط هيأت امنا در سال 77 خاكبرداري و احداث و تكميل شده است كه از تاريخ وفات و شجره نامه امامزاده هيچ اطلاعات دقيقي در دسترس نمي باشد .
امامزاده صدرالدين در اردبيل 
 اين بنا در جاده اردبيل – مشگين (سه كيلومتري اردبيل) قرار دارد و قدمت آن به دوره صفوي مي رسد و تاريخ ثبت اين بنا 10/10/81 با شماره ثبتي 6688 مي باشد . امامزاده صدرالدين از فرزندان امام موسي كاظم مي باشد . از بغداد به شهر ري آمد و مدتي در آنجا اقامت گزيد و سپس به اردبيل آمده و در اين شهر ساكن شد و در اردبيل درگذشت . امامزاده بدالدين و حمزه از برادران وي مي باشند. اين بنا داراي پي سنگي با ديواري آجري با ملات ماسه آهك مي باشد . دور تا دور آن كلافي چوبي ايجاد شده گنبد آجري كم ارتفاع قسمت محل مدفن را پوشش داده است . اين امامزاده بعنوان زيارتگاه مورد استفاده عموم قرار مي گيرد . همچنين در ايام خاص هيئتهايي در آنجا برگزار مي شود . مالكيت آن در دست اداره اوقاف مي باشد . در بخش جنوبي امامزاده يك باغ و در شمالش حياط بزرگ دهقاني است و خادم بقعه در آن زندگي مي كند . در ورودي بقعه در سمت شمال آن واقع شده و به راهروي باريكي باز مي شود كه از شرق به غرب كشيده شده و دو انتهاي راهرو به دو حجره براي بيتوته كردن زائران منتهي مي گردد . در وسط اين دالان در ضلع جنوبي آن دري است كه به مقبره باز مي شود ، درب در وسط اتاقي است كه تقريباً 6×5 متر ابعاد آن مي باشد كه گنبدي كم ارتفاع سقف آنرا پوشش داده است .
امامزاده سيدصالح (ع)
امامزاده صالح (ع) كه بقعه شريف آن بزرگوار در ميدان عالي قاپو روبروي مسجد ملا مومن اردبيل واقع شده ، اكثر مردم منطقه آن حضرت را از اولاد يا نوادگان امام موسي كاظم (ع) مي دانند بعضي ها بنا به نوشته كتاب اختران تابناك از اولاد امام حسن مجتبي (ع) مي دانند . تاريخ ولادت و وفات آن حضرت مشخص نيست . اين بنا در ميدان عالي قاپو – كوچه اونچي ميدان – در حريم درجه چهار بقعه شيخ صفي واقع شده است . به نقل از كتاب بحرالانساب تاريخچه ساخت بناي اين امامزاده در دوره صفويه بوده است . مالكيت اثر با توجه به اينكه بنا يك مكان زيارتي (امامزاده) است ، وقفي بوده و هم اكنون در اختيار هيئت امناي مساجد مي باشد . اين بنا شامل رواق – حرم صحن و مسجد بوده كه نماي جنوبي آن مركب از ايواني با طاق نيم گنبد و تزئينات كاشي كاري بوده است . تنها قسمت باقيمانده از بناي قديمي يك ساختمان هشت ضلعي است كه ضريح در آن قرار دارد .

امامزاده سيدسليمان (ع) فخرآباد
روستاي فخرآباد در 25 كيلومتري مشگين شهر در شمال شرقي مشگين شهر واقع شده است . با توجه به شجره نامه مؤسسه دائره المعارف بقاع متبركه اين امامزاده سيدي جليل و شريف و داراي يك فرزند بنام حمزه بود كه او نيز داراي فرزندي بنام يوسف مي باشد و تداوم نسل سليمان از اوست كه پس از تسلط بني اعمالش بر مشاغل سياسي و اجتماعي منطقه شيراز ابتدا به آنجا مهاجرت و بعد به جهت شهادت پسر عمويش بنام عباس بن اسحاق الهلواس بن العباس بن اسحاق بن الامام موسي الكاظم در اردبيل جهت زيارت مرقد او به آنجا مسافرت كرده و به خواهش اهالي منطقه در آنجا ماندگار شده است . از تاريخ وفات او هيچ اطلاعي در دست نيست . اما احتمال مي رود كه در اواخر نيمه اول قرن پنجم وفات يافته و در اين مكان (فخرآباد) به خاك سپرده شده و بعداً بر سر تربت او مزاري بنا نموده و تاكنون زيارتگاه اهل دل است و در غالب اسناد محلي از او به عنوان فرزند بلافصل امام موسي الكاظم (ع) عنوان شده كه داراي مهر و امضاي علما و فرهيختگان و بزرگان اردبيل مي باشد . ساختمان بنا واقع در ميدان اصلي روستا در بخش جنوب غربي محوطه اي به مساحت 76/1926 متر مربع واقع شده است . پلان كنوني متشكل از دو بخش قديمي و نوساز مي باشد كه در سالهاي گذشته به دليل تعداد زياد زائران و مسافران اقدام به احداث اين بخش نموده اند . گنبدخانه در بخش جنوب شرقي شبستان قديمي واقع شده كه مدفن امامزاده مي باشد . پلان اين بخش هشت گوش و داراي يك ورودي در قسمت شمالي شبستان مي باشد كه در سالهاي گذشته جهت تفكيك ورودي مردانه و زنانه در گاهي ديگري ايجاد كرده اند . اين قسمت داراي چهار نورگير در پاي گنبد مي باشد . ديوار بنا از ارتفاع 80 سانتي متري تا زيرگنبد داراي تزئينات نقاشي مربوط به دوره قاجار است كه شكوه خاصي به بنا بخشيده است . پوشش گنبد جناغي مي باشد كه قسمت داخل گنبد گچكاري و بخش خارجي آن در سالهاي گذشته با كاشي هشت گوش فيروزه اي پوشش داده شده است .
امامزاده سيد دانيال (ع) " روستاي خانقاه سادات"
امامزاده سيد دانيال (ع) در سه كيلومتري شرق شهر خلخال در ميان كوههاي نسبتاً مرتفع بقعه مطهر امامزاده سيد دانيال (ع) فرزند اما موسي الكاظم (ع) و برادر ناتني حضرت امام رضا (ع) واقع شده كه تابستانهاي خنك و زمستان پربرف دارد . هر سال عده اي كثيري از زائران و مشتاقان اهل بيت (ع) از اطراف و اكناف منطقه به زيارت مرقد مطهر بخصوص در عيد قربان و 28 صفر و 21 رمضان و ديگر اعياد اسلامي مشرف مي شوند . ساختمان بقعه از دو قسمت صحن و حرم امامزاده كه از قدمت بيشتري برخوردار بوده بعداً دو باب مسجد و زائرسرا و دو باب نشيمن خادم و يك سالن محل برگزاري مراسم به آن اضافه شده است . اين بنا داراي محوطه و حياط وسيع مي باشد كه اخيراً جهت اجراي طرح اطراف بقعه اقدام شده كه انشاءا... در صورت اجرا خيلي محيط جذاب خواهد شد .
امامزاده سيدابراهيم (ع) لاهرود 
 لاهرود در فاصله 17 كيلومتري شهر واقع شده كه از شمال به جاده مشگين شهر اردبيل و روستاي دده بيگلو از شرق به روستاي تك دام ، از جنوب شرقي به روستاي انار و از شرق به روستاي فخرآباد محدود است . تاريخ احداث بنا با توجه به مخروبه بودن توسط هيأت امنا در سال 77 خاكبرداري و احداث و تكميل شده است كه از تاريخ وفات و شجره نامه امامزاده هيچ اطلاعات دقيقي در دسترس نمي باشد .
امامزاده صدرالدين در اردبيل 
 اين بنا در جاده اردبيل – مشگين (سه كيلومتري اردبيل) قرار دارد و قدمت آن به دوره صفوي مي رسد و تاريخ ثبت اين بنا 10/10/81 با شماره ثبتي 6688 مي باشد . امامزاده صدرالدين از فرزندان امام موسي كاظم مي باشد . از بغداد به شهر ري آمد و مدتي در آنجا اقامت گزيد و سپس به اردبيل آمده و در اين شهر ساكن شد و در اردبيل درگذشت . امامزاده بدالدين و حمزه از برادران وي مي باشند. اين بنا داراي پي سنگي با ديواري آجري با ملات ماسه آهك مي باشد . دور تا دور آن كلافي چوبي ايجاد شده گنبد آجري كم ارتفاع قسمت محل مدفن را پوشش داده است . اين امامزاده بعنوان زيارتگاه مورد استفاده عموم قرار مي گيرد . همچنين در ايام خاص هيئتهايي در آنجا برگزار مي شود . مالكيت آن در دست اداره اوقاف مي باشد . در بخش جنوبي امامزاده يك باع و در شمالش حياط بزرگ دهقاني است و خادم بقعه در آن زندگي مي كند . در ورودي بقعه در سمت شمال آن واقع شده و به راهروي باريكي باز مي شود كه از شرق به غرب كشيده شده و دو انتهاي راهرو به دو حجره براي بيتوته كردن زائران منتهي مي گردد . در وسط اين دالان در ضلع جنوبي آن دري است كه به مقبره باز مي شود ، درب در وسط اتاقي است كه تقريباً 6×5 متر ابعاد آن مي باشد كه گنبدي كم ارتفاع سقف آنرا پوشش داده است .
امامزاده سيدصالح (ع)
امامزاده صالح (ع) كه بقعه شريف آن بزرگوار در ميدان عالي قاپو روبروي مسجد ملا مومن اردبيل واقع شده ، اكثر مردم منطقه آن حضرت را از اولاد يا نوادگان امام موسي كاظم (ع) مي دانند بعضي ها بنا به نوشته كتاب اختران تابناك از اولاد امام حسن مجتبي (ع) مي دانند . تاريخ ولادت و وفات آن حضرت مشخص نيست . اين بنا در ميدان عالي قاپو – كوچه اونچي ميدان – در حريم درجه چهار بقعه شيخ صفي واقع شده است . به نقل از كتاب بحرالانساب تاريخچه ساخت بناي اين امامزاده در دوره صفويه بوده است . مالكيت اثر با توجه به اينكه بنا يك مكان زيارتي (امامزاده) است ، وقفي بوده و هم اكنون در اختيار هيئت امناي مساجد مي باشد . اين بنا شامل رواق – حرم صحن و مسجد بوده كه نماي جنوبي آن مركب از ايواني با طاق نيم گنبد و تزئينات كاشي كاري بوده است . تنها قسمت باقيمانده از بناي قديمي يك ساختمان هشت ضلعي است كه ضريح در آن قرار دارد .

امامزاده سيدسليمان (ع) فخرآباد 
 روستاي فخرآباد در 25 كيلومتري مشگين شهر در شمال شرقي مشگين شهر واقع شده است . با توجه به شجره نامه مؤسسه دائره المعارف بقاع متبركه اين امامزاده سيدي جليل و شريف و داراي يك فرزند بنام حمزه بود كه او نيز داراي فرزندي بنام يوسف مي باشد و تداوم نسل سليمان از اوست كه پس از تسلط بني اعمالش بر مشاغل سياسي و اجتماعي منطقه شيراز ابتدا به آنجا مهاجرت و بعد به جهت شهادت پسر عمويش بنام عباس بن اسحاق الهلواس بن العباس بن اسحاق بن الامام موسي الكاظم در اردبيل جهت زيارت مرقد او به آنجا مسافرت كرده و به خواهش اهالي منطقه در آنجا ماندگار شده است . از تاريخ وفات او هيچ اطلاعي در دست نيست . اما احتمال مي رود كه در اواخر نيمه اول قرن پنجم وفات يافته و در اين مكان (فخرآباد) به خاك سپرده شده و بعداً بر سر تربت او مزاري بنا نموده و تاكنون زيارتگاه اهل دل است و در غالب اسناد محلي از او به عنوان فرزند بلافصل امام موسي الكاظم (ع) عنوان شده كه داراي مهر و امضاي علما و فرهيختگان و بزرگان اردبيل مي باشد . ساختمان بنا واقع در ميدان اصلي روستا در بخش جنوب غربي محوطه اي به مساحت 76/1926 متر مربع واقع شده است . پلان كنوني متشكل از دو بخش قديمي و نوساز مي باشد كه در سالهاي گذشته به دليل تعداد زياد زائران و مسافران اقدام به احداث اين بخش نموده اند . گنبدخانه در بخش جنوب شرقي شبستان قديمي واقع شده كه مدفن امامزاده مي باشد . پلان اين بخش هشت گوش و داراي يك ورودي در قسمت شمالي شبستان مي باشد كه در سالهاي گذشته جهت تفكيك ورودي مردانه و زنانه در گاهي ديگري ايجاد كرده اند . اين قسمت داراي چهار نورگير در پاي گنبد مي باشد . ديوار بنا از ارتفاع 80 سانتي متري تا زيرگنبد داراي تزئينات نقاشي مربوط به دوره قاجار است كه شكوه خاصي به بنا بخشيده است . پوشش گنبد جناغي مي باشد كه قسمت داخل گنبد گچكاري و بخش خارجي آن در سالهاي گذشته با كاشي هشت گوش فيروزه اي پوشش داده شده است .
امامزاده سيد دانيال (ع) " روستاي خانقاه سادات"
امامزاده سيد دانيال (ع) در سه كيلومتري شرق شهر خلخال در ميان كوههاي نسبتاً مرتفع بقعه مطهر امامزاده سيد دانيال (ع) فرزند اما موسي الكاظم (ع) و برادر ناتني حضرت امام رضا (ع) واقع شده كه تابستانهاي خنك و زمستان پربرف دارد . هر سال عده اي كثيري از زائران و مشتاقان اهل بيت (ع) از اطراف و اكناف منطقه به زيارت مرقد مطهر بخصوص در عيد قربان و 28 صفر و 21 رمضان و ديگر اعياد اسلامي مشرف مي شوند . ساختمان بقعه از دو قسمت صحن و حرم امامزاده كه از قدمت بيشتري برخوردار بوده بعداً دو باب مسجد و زائرسرا و دو باب نشيمن خادم و يك سالن محل برگزاري مراسم به آن اضافه شده است . اين بنا داراي محوطه و حياط وسيع مي باشد كه اخيراً جهت اجراي طرح اطراف بقعه اقدام شده كه انشاءا... در صورت اجرا خيلي محيط جذاب خواهد شد .

آرامگاه امامزاده عبدالله (ع)
بناي آرامگاه امامزاده عبدالله (ع) بر روي سطح مرتفعي كه روبروي آن دامنه شيب دار تا رودخانه انتهاي دره مي باشد ، قرار گرفته است كه بوسيله پل ساخته شده روي رودخانه و پله هائي دسترسي و زيارت از آن امكانپذير مي شود . آرامگاه از دو قسمت ورودي و صحن اصلي تشكيل شده است . در زير طاق گنبدي شكل آرامگاه و ضريح مشبك و فلزي سه قبر وجود دارد كه قبر امامزاده عبدالله (ع) در وسط قرار دارد، دو قبر ديگر در طرفين قبر امامزاده عبدالله (ع) قرار گرفته است . در ضلع شرقي ديوار بيروني آرامگان كتيبه هائي مربوط به دوران اسلامي كه نقوشي مانند علي علي و با علامت شمشير و علائم ديگر مانند ستاره دنباله دار در ارتفاع حدود 120 سانتي متري تعبيه شده است ، زيارتنامه اي سنگي ديگري به سال 1330 بر ديوار آن نصب شده است . در خصوص اين آرامگاه روايات متعدد وجود دارد ، از جمله اينكه قبر متبركه آقا بر روي يك كنده صخره اي گنبدي شكل در زيرزمين قرار گرفته كه ورودي آن از دامنه شيب دار مقابل آرامگاه بوده و اكنون مسدود شده است . همچنين در مورد بناي آرامگاه بنا به اظهار صاحب نظران و سالخوردگان چندين بار دستخوش تغيير و تحول گرديده است . براساس همان اظهارات اين امامزاده داراي آرامگاهي با عظمت بوده كه ديوارهاي آن از سنگهاي سياه مكعب مستطيل شكل ساخته شده و داراي گنبدي زيبا بوده است . براثر عوامل مختلف بناي اوليه آن از بين رفته و بناي فعلي توسط اهالي بر روي آن احداث شده است. وجود شجره نامه اي مستند و ممهور به مهر بزرگان و عالمان وقت قوياً تعلق آرامگاه به آقا امامزاده عبدالله (ع) را ثابت مي كند.
ساير امامزاده ها
امامزاده دختر در محله اوچ دكان اردبيل ، امامزاده خلخال در شهر خلخال ، امامزاده مير زمان در روستاي خمس اردبيل و سيد ابراهيم در روستاي خمس اردبيل از ديگر امامزاده هاي تاريخي استان اردبيل هستند .

 

دسته ها : اردبيل

 مجموعه بازار اردبيل 
 مجموعه تاريخي بازار اردبيل در ميانه شهر و در طرفين خيابان امام خميني واقع گرديده و به جهت قدمت و دارا بودن معماري سنتي از بازارهاي تاريخي و جالب توجه ايران به شمار مي آيد و چون ديگر بازارها مشتمل بر راسته ها ، تيمچه ها ، سراها و مسجد و گرمابه است . بازار اردبيل از سابقه طولاني و درخشاني برخوردارمي باشد . مقدسي و اصطخري (قرن چهارم ه.ق) ، بازار اردبيل را به شكل صليبي توصيف مي كنندكه در ميانه آن مسجد قرار داشته است . بازار اردبيل در قرن 7 و 8 ه.ق نيز از رونق فراواني برخوردار بوده اما رونق اصلي آن مربوط به دوره صفويه است . در اين دوره به جهت اينكه اردبيل خاستگاه سلاطين صفوي ، مركز ديني و همچنين جايگاه مقابر شيخ صفي الدين اردبيلي و ديگر گذشتگان سلاطين صفوي بود شهر و بازار آن از اهميت و رونق خاصي برخوردار گرديد . مجموعه كنوني بازار معرف آثاري از دوره صفويه و قاجاريه است و شامل راسته اصلي بازار ، راسته پير عبدالملك ، راسته قيصريه ، راسته كفاشان ، راسته غلامان ، بازار زرگران ، سراجان ، پنبه فروشان ، مسگران ، چاقوسازان ، آهنگران ، سراي خشكبار (حاجي ميرزا) ، سراي گلشن ، سراي وكيل ، سراي نو يا زنجيرلو ، سراي حاج احمد ، سراي حاج شكر، سراي مجيديه ، سراي امام جمعه ، سراي دوگچي و تيمچه زنجيرلي است . مجموعه بازار با طاق هاي جناغي و گنبدهاي ساده پوشش يافته و عرض طاق نماي مغازه ها به طور متوسط سه متر و قطر پايه هاي طاق ها حدود 80 سانتي متر است . روشنايي داخل بازار از طريق روزنه هاي تعبيه شده در پوشش هاي گنبدي تأمين مي شود . سراي خشكبارها از دو بازارچه موازي هم كه هر دو بر راسته بازار عمودند تشكيل شده و هر كدام داراي پنج دهانه و 51 مغازه است . سراي گلشن نيز مركب از دو بازارچه و يك سرا است و در مقابل سراي زنجيرلي واقع شده وبه راسته بازار و راسته پير عبدالملك مربوط مي شود. بخش اصلي سرا فضايي مستطيل شكل به ابعاد 80/3×94/9 متر مي باشد كه پوشش آن متشكل از نه گنبد در ميانه با چهار ستون مدور از سنگ خارا به ارتفاع 75/2 و قطر 52% متر (يا 52 سانتيمتر) و دراطراف بر جرزها نگهداري مي شود. ستون ها داراي سرستون مكعب شكل بوده و طاق هاي زيرين گنبدها توسط تيرهاي چوبي به يكديگر اتصال يافته و مهار شده است . از ديگر بخش هاي مهم بازار ، چهار سوق يا بازار بزرگ قيصريه است . اين بخش بنايي است مدور با گنبد كروي بلند وساده . قطر بنا در پايين 12 متر و ارتفاع تقريبي آن 13 متر است . بخش زيرين بنا ، بدون در نظر گرفتن پايه مغازه ها و امتداد بازارچه ها عبارت است از 12 پايه كه با 12 طاق جناغي زمينه را براي بر پايي گنبد فراهم ساخته است . در هشت طاق جناغي مغازه ودر 4 تاي ديگر راهرو بازارچه ها تعبيه شده است. بر سر بازارچه شمال شرقي ، سنگ نبشته اي به چشم مي خورد كه به علت فرسودگي امكان قرائت آن وجود ندارد اين سنگ نوشته حاوي نام باني و تاريخ بنا بوده است . تيمچه و سرا و بازارچه زنجيرلي از ديگر بخش هاي مهم بازار اردبيل است كه به راسته بازار راه مي يابد. سراي زنجيرلي بناي هشت ضلعي است (چهار ضلع اصلي و چهار ضلع فرعي) كه ابعاد اضلاع اصلي آن 20/10 متر مي باشد صورت 8 ضلعي در بالا با گوشهسازي به دايره تبديل شده و گنبدي كروي و ساده اي بر فراز آن جا گرفته است. مجموعه تاريخي بازار اردبيل در سالهاي اخير از طرف سازمان ميراث فرهنگي تعمير و مرمت شده و به شماره 1690 به ثبت تاريخي رسيده است .

 

دسته ها : اردبيل

حمام اوچ دكان
اين بنا در محله اوچ دكان اردبيل واقع گرديده است و بر اساس كتيبه كاشي سر در آن حدود سال 1259 ه.قتوسط شخصي از خاندان صادقي اردبيل ساخته شده است . متن كتيبه مشتمل بر سه بيت شعرحاوي نام باني ، ماده تاريخ و توصيف حمام است . حمام اوچ دكان با نقشه مستطيل شكل  داراي بخشهاي مختلف از جمله ورودي و هشتي پشت سرآن ، رختكن ، گرمخانه ، حوض خانه وبخشهاي ديگر است . ويژگي برجسته اين بنا نقاشيهاي بسياري بود كه تقريباً بر تمام سطوح داخلي بنا كشيده شده و مشتمل بر نقوش انساني ، گياهي و اسليمي بوده است . بخشقابل توجه از اين تزئينات در دوره اخير با لايه اي از گچ پوشيده شده است . اين بناداراي گرمخانه مستطيلي شكل است كه به وسيله يك محوطه چهارضلعي و راهرويي زانويي مانند به سربينه متصل مي شود . بنا در اصل داراي دوبخش مردانه وزنانه بوده كه اكنون از بخش مردانه آن استفاده مي شود و به شماره 12/4 به ثبت تاريخي رسيده است .

http://vefagh.co.ir/img/tourism/458/458.jpg


حمام پير
اين بنا در كوچه معصوم شاه از محله سرچشمه واقع بوده و به نام پيري كه قبر وي در زاويه بناي حمام قرار داشته معروف بوده است . اين حمام از آثار دوره قاجاريه به شمار مي رفت . در سال 1366 ه.ش. توسط شهرداري به طوركامل ويران گرديد و امروزه هيچ اثري از آن برجاي نيست. بناي اوليه بنا داراي هشتي ورودي ، رختكن و گرمخانه گنبددار بوده است . پوشش گنبدي اين فضاها بر روي چهار ستونمياني و طاقهاي كناري قرار مي گرفته است

حمام پير زرگر
اين بنا در ميدان مسجد در محله پير زرگر واقع گرديده و منسوب به دوره قاجاريه مي باشد . بنا داراي ورودي ساده و رختكني باصورت قديمي است از جمله سكوها ، شاه نشين ها ، كف سنگ فرش ، وحوض سنگي هشت ضلعي با چهار بازوي سنگي كه با يك پله كوچك به سكوي رختكنها منتهي مي گردد . فضاي رختكن با گنبد مدوري مسقف شده وسطح زيرين گنبد و بخشي ازديواره هاي رختكن در اصل داراي نقاشيهاي زيبايي بوده كه امروز بخشي از آنها برجاي مانده است . فضاي اصلي و گرمخانه حمام در ميانه 5×5 متر وسعت دارد و شاه نشين هاي آن نيز به ابعاد 4×5 متر است اين بخش نيز با پوشش طاق و گنبد مسقف شده است .

حمام ابراهيم آباد 
 اين حمام كه معروف به حمام ابراهيم آبادمي باشد داراي يك بخش ورودي ( هشتي) مي باشد كه به عنوان فيلتري ما بين سربينه وفضاي بيروني عمل مي كند و در حال حاضر هم سطح با كف كوچه مي باشد با يك پله واردسربينه مي شويم كه محلي براي تعويض ونگهداري لباس و كفش بوده است . فرم پلان بهصورت هشت نيم هشت مي باشد . انباري در قسمت جنوب غربي سربينه و مياندر در قسمت شمالشرقي آن واقع شده است . بعد از طي كردن مسير مياندر به فضاي گرمخانه مي رسيم كه سقفداراي كار بندي و گنبد عرقچين است . پوشش سربينه با كاربندي آجري و گنبد عرقچين استكه به صورت يك پوش عمل مي كند . نظافتخانه حمام نيز در محوطه گرم خانه و در ضلعشرقي آن واقع شده و پوشش آن طاق چهار بخشي مي باشد . تون ( آتشخانه ) در شمال غربيحمام واقع شده است . اين حمام اكنون متروكه بوده و هيچ گونه كاربري ندارد . اينحمام در قسمت سربينه داراي نقاشي هاي زيبايي بوده كه در حال حاضر با سيمان سفيدپوشانده شده است . همچنين كار بنديهاي زيبايي در اين بخش اجرا شده كه علاوه بر نقشتزئيني – نقش سازه اي را نيز در اين بنا بعهده دارد . اين بنا همانند اكثر حمام هاياردبيل متعلق به دوره قاجاريه بوده و تا سال 1368 مورد استفاده قرار مي گرفته است . قسمت زنانه اين حمام طي جند سال گذشته تخريب گشته و پس از ممنوعيت آن توسط اداره بهداشت به حالت متروكه رها شده است . اين بنا از ابتدا تحت تملك خانواده واثقي بوده كه در سال 1380 توسط اداره كل ميراث فرهنگي استان اردبيل خريداري گرديده است . پي بنا سنگي با ملات شفته آهك و بدنه بنا آجري با ملات آهكي مي باشد . پوشش بنا به صورت طاق گنبد مي باشد كه جهت تبديل زمينه مربع به دايره از كاربندي استفاده شده است . مالكيت اين بنا تا سال 1380 شخص بوده و از اسفند ماه 1380 تحت تملك اداره كل ميراث فرهنگي استان اردبيل در آمده است . اين بنا در جوار مسجد و پل ابراهيم آبادباقيماندهاي از بافت تاريخي محله ابراهيم آباد مي باشد . حمام ابراهيم آباد درنزديكي رود خانه بالخلو- واقع در خيابان آيت ا... مدرس - كوي ابراهيم آباد مي باشد. موقعيت بنا در پلان شهري اردبيل نشان داده شده است . 

حمام حاج شيخ

اين بنا در اول كوچه شهيدگاه ، از طرف ميدان عالي قاپو واقع گرديده و منسوب به اواخر دوره صفويه است . ورودي بنا از طريق يك هشتي زيبا با پوشش گنبدي مدور است و غرفه هاي اطراف آن با طاقهاي جناغي مسقف شده است . اين بخش نقاشي هاي زيبايي داشت كه بخش عمده آنها در سفيد كاري ها از بين رفته و تنها قسمتي از نقوش گل و بوته واسليمي ساده باقي مانده است . بخش اصلي حمام دو شاه نشين بزرگ متقابل ودو نيم گنبد كوچك دارد كه به خزينه آب گرم و در ورودي منتهي مي شود . گنبد اصلي مرتفع بوده و برستونها و طاقهاي كناري تكيه زده است .
 
حمام حاج محسن 
 اين بنا در كوچه ملا هادي اردبيل واقع گرديده و ظاهراً بناي اوليه آن مربوط به دوره صفويه است. بنا داراي دوقسمت مردانه و زنانه است كه در واحد زنانه آثاري از نقاشي هاي قديمي مشاهده مي شود . رختكن بنا هشت ضلعي است و با طاق ها وگنبد مدوري پوشش يافته است .
 
حمام كهنه 
 اين حمام در راسته پير عبد الملك بازار و در مسير خيابان آيت الله كاشاني كنوني قرار داشته كه در جريان احداث خيابان مذكور به سال 1335ه.ش ويران گرديد . حمام كهنه ظاهراً قديمي ترين حمام اردبيل به شمار مي رفت و داراي گنبدهاي جسيم ، طاق هاي گسترده و پايه هاي عظيم بوده و از كف بازار حداقل 10 متر پايين تر بوده و راه رسيدن به آن از 15 تا 20 پله مي گذشت .

حمام نصر 
 اين بنا متعلق به دوره قاجار است و طبق تحقيقات محلي و مطالعه در كتب تاريخي ( تاريخ گيلان و ديلمستان ، سيري در تاريخ آذربايجان و ... )بدليل خشكسالي و قحطي حادث شده در سال 1228 در هرو آباد (خلخالي كنوني ) بعنوان بنائي عام المنفعه براي تامين نيازهاي اهالي محل بنا شده است . حمام نصر خلخال كه در جوار رود خانه نور علي چاي و در بافت بازار بنا گرديده است ، به دوره قاجار تعلق دارد و فرم معماري آن با تفاوتهاي جزئي از اصول كلي حمامهاي ايران پيروي مي كند . ورود به هشتي از طريق پيشخاني ميسر است كه كف آن پايين تر از سطح خيابان مي باشد و با دو پله به سطح معبر مي رسد . اين قسمت داراي دو ورودي مي باشد يك ورودي به هشتي كه به عنوان فيلتري ما بين سربينه و فضاي بيرون عمل مي كند و ورودي ديگر با چرخشي به سربينه منتهي مي شود تا جلوي ديد مستقيم از ورودي به سربينه گرفته شود . دالاني نيز به ابعاد 16/10 × 4/1 متر در قسمت شمالي به صورت الحاقي به پلان بنا اضافه گرديده كه اين فضا نيز به هشتي ورودي منتهي مي گردد . اين راهرو از طريق سه دالان ارتباطي (ورودي ) در ارتباط با گرمخانه مي باشد . به احتمال قوي اين دالان محل چال حوض حمام بوده است . سربينه داراي پلان مربع با چهار بازوي كناري مي باشدكه با كاربندي به بزرگي كه به فرم كلاه درويشي مي باشد ، منتهي مي گردد . پس از عبور از سربينه وارد مياندر و از آن طريق گرمخانه مي شويم . اين بخش كه به فرم هشت ضلعي مي باشد ، در ارتباط با فضا هاي خدماتي و خزنيه مي باشد . اتاق تنظيف كه در سمت شمال گرمخانه قرار دارد با توجه به فرهنگ مردم و ماهيت اين فضا به گونه اي طراحي گشته كه در حاشيه قرار گيرد و ديد مستقيم به داخل به وسيله گردش و پيچش جرزها شكسته شود . سرويس بهداشتي نيز در ارتباط با مياندر ايجاد شده كه دسترسي به آن هم از سربينه و هم از گرمخانه ميسر باشد . تون آتشدان و تاسيسات مورد نياز جهت گرم كردن آب در ضلع پشتي خزنيه بوده كه بعدها تخريب گشته است . پي بنا با ملات شفته آهك كار شده است و جرزهاي و ديوار هاي ضخيم اين حمام به وسيله سنگ و آجر با ملات آهك اجرا شده است . پوشش سقف به صورت طاق و گنبد مي باشد كه براي تبدل زمينه مربع به دايره جهت اجراي گنبد از كاربندي استفاده گرديده است . از قوسهاي مورد استفاده در طاقهاي اين بنا مي توان به پنج او هفت ، كليل ، گهواره اي وكشكولي اشاره كرد . اين حمام در قسمت سربينه داراي نقاشيهاي زبياي مي باشد كه در حال حاضر با چند لايه گچ و سيمان سفيد پوشانده شده است . در حال حاضر پنج لايه تزئيني در اين قسمت به چشم مي خورد كه تنها لايه اول (اصلي ) و لايه چهارم داراي ارزش هنري و تاريخي مي باشد . از ديگر تزئينات مي توان به كاربند يهاي اجرا شده در سربينه و گرمخانه اشاره نمود . آخرين مالك اين بنا خانواده ذكائي بوده اند اين حمام در سال 1381 توسط اداره ميراث فرهنگي خريداري گرديده و در حال حاضر جهت تبديل به اداره ميراث فرهنگي خلخال و موزه آثار باستاني در اختيار اين ادره مي باشد . عمليات رفع خطر و مرمت استحفاظي در اين بنا از شهريور 1381 آغاز گشته و هم اكنون عمليات مرمت استحكام بخشي در حال اجرا مي باشد .

http://www.yjc.ir/image/image_gallery?uuid=6e540acd-cc91-4fd4-8a52-ee49fc5f980c&groupId=25669&t=1332677425795

حمام صفويه 
 اين حمام در خيابان نايبي(سابق) اردبيل واقع شده و داراي ستون هاي مربع در رختكن و گنبد ضربي معمولي است .
حمام ملا هادي 

حمام ملاهادي يا حاج محسن در كوچه ملاهادي اردبيل واقع شده است . حمام به دو بخش مردانه و زنانه تقسيم شده است .

حمام پير عبدالملك(ميرزا حبيب)
اين حمام در محله پير عبدالملك اردبيل واقع شده است .

ساير حمام ها 
 حمام آقانقي كه شباهت كامل به حمام هاي حاج شيخ دارد ، حمام ابراهيم آباد در كوچه ابراهيم آباد ، حمام زينال در عالي قاپو ،كوچه زينال ، حمام منصوريه در عالي قاپو ، حمام ميرزا ايمان كه شبيه حمام حاج شيخ است ، حمام يعقوبيه در محله اوچ دكان ، حمام وكيل در خيابان امام خميني ، حمام يساول در اونچي ميدان و حمام زندان در كوچه زندان از ديگر حمام هاي تاريخي اين استان به شمار مي روند .


 

دسته ها : اردبيل

تپه خرمن 
 اين تپه در روستاي شيخ لر از توابع شهرستان گرمي مغان واقع شده است . از اين تپه بر اثر گمانه زني آزمايشي توسط هيئت حفاري استان ، پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ، آثاري به دست آمده كه به دوره پارت ها منسوب است . در گمانه زني هايي كه انجام شد ، گورهايي از نوع خمره اي و سنگي كشف شده است .

تپه قره شيروان 
 اين تپه در روستاي كورييم اردبيل واقع شده است . گورهايي در آن كشف شده كه متعلق به سده هاي هشت و نه پيش از ميلاد است .

تپه ساري قيه 

در روستاي ساري قيه واقع در جنوب غرب نير كه در كنار سرشاخه اصلي رودخانه بالخلو قرار دارد، تپه اي باستاني وجود دارد كه آثار بدست آمده از اين تپه نشان مي دهد كه تپه ساري قيه از هزاره اول پيش از ميلاد تا قرون اوليه اسلامي سكون بوده است.

تپه سايين
روستاي سائين در 30 كيلومتري جنوب اردبيل و 27 كيلومتري جنوب شرق شهرستان نير واقع شده است. آثار بدست آمده در تپه اين روستا متعلق به هزاره اول قبل از ميلاد است و به نظر مي رسد كه از دژهاي قديمي منطقه بوده باشد .


تپه سرعين
 در شمال غرب شهر سرعين و بر سر راه روستاي آلوارس تپه باستاني وجود دارد كه احتمالاً هسته اوليه آبادي سرعين بوده است و يا اينكه دژ و پناهگاه سرعين در مواقع يورش مهاجمين به شمار مي رفته است . زمينهاي اطراف اين تپه بتدريج مرود دخل و تصرف قرار گرفته و اكنون جز خرابه چيزي از آن برجاي نمانده است .

تپه شاه 
 در 20 كيلومتري شمال غرب گرمي واقع شده و آثار تپه و دژي از گذشته در خود دارد .
تپه نادر
 در جنوب غرب شهرك اصلاندوز و در محل بهم پيوستن رودخانه دره رود به ارسقرار دارد . اين تپه حدود 30 متر ارتفاع دارد و محيط آن حدود 1500 متر است . برخي معتقدند كه تپه نادر به دليل اهميت و موقعيت استراتژيكي و نظامي آن از قديمي ترين قلاع منطقه بشمار مي رفته و قدمت آن تا هزاره سوم و چهارم قبل از ميلاد تخمين مي زنند .

تپه نادري
اين تپه در كنار رودخانه بالخلو و نزديك پل و دروازه قديمي اردبيل به سراب قرار دارد . به نظر مي رسد كه اين تپه دژ نگهباني ورودي شهر از سمت غرب بوده باشد .

تپه باستاني سرقين 
 اين تپه در روستاي سرقين كه در 20 كيلومتري غرب اردبيل واقع شده قرار دارد. سرقين كه از روستاهاي قديمي و باستاني اردبيل است . اين روستا با يك جاده فرعي به طول شش كيلومتر به جاده اردبيل – سراب وصل مي شود . علاوه بر تپه مزبور گورستان قديمي آن به شكل دايره اي با سنگ چيني هاي بزرگ بر جاي مانده ارزش تاريخي و باستاني اين روستا را نشان مي دهد .

تپه قنبر(سلاخ تپه)
اين تپه در شمال قريه "انار" مشگين شهر و در يك كيلومتري جاده مشگين شهر- اردبيل واقع شده است و به هزاره اول پيش از ميلاد مربوط مي شود. اين تپه به ثبت تاريخي رسيده و شماره ثبتي آن 635 است .

ساير تپه ها 
 از ديگر تپه هاي تاريخي استان اردبيل مي توان نارنج تپه در نزديكي ساميان از دهستان كلخوران اردبيل ، نادر تپه سي در كنار رودخانه باليقلي و پل قديمي دروازه اردبيل كنار جاده اردبيل- تبريز ، تپه سرقين در روستاي سرقين اردبيل(20 كيلومتري غرب اردبيل) ، تپه آق امام در روستاي آتشگاه اردبيل(8 كيلومتري غرب اردبيل) ، گوور تپه سي در روستاي شهره ور اردبيل ، اولو تپه سي در روستاي جبه دار كلخوران اردبيل ، كركق تپه در روستاي كركق از توابع كلخوران اردبيل ، تپه سايين در روستاي سايين اردبيل و مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد ، تپه شمس آباد در روستاي شمس آباد كوراييم اردبيل ، منسوب به دوره ساساني و اوايل اسلام تا سده سوم هجري قمري ، بوينو يوغون تپه در روستاي ساري قيه از توابع نير و مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد و سده هاي اوليه اسلامي ، تپه كنازق در روستاي كنازق از توابع نمين، مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد ، تپه سلوط در روستاي سربند از توابع نمين و مربوط به دوره اشكاني و اوايل اسلام ، سربند تپه در روستاي سربند از توابع نمين و مربوط به دوره اشكاني و اوايل اسلام ، آريا تپه در روستاي آريا تپه از توابع نمين و مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد ، قره تپه در روستاي قره تپه از توابع نمين ، تپه حاجي نصير در پنج كيلومتري نمين و مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد ، بولان تپه نزديك تپه حاج نصير ، منسوب به هزاره اول پيش از ميلاد ، يئدي ديو قيزي در پنج كيلومتري نمين ، تپه باستاني قوشا تپه در پنج كيلومتري نمين ، گور قلعه سي در غين منسوب به هزاره اول پيش از ميلاد و ... نام برد  
 

دسته ها : اردبيل

غار يخگان

اين غار در منتهي اليه جنوب شرقي شهرستان خلخال در ضلع غربي رشته فاسوله داغ (تالش) و در ارتفاع حدود 2400 متري از سطح درياي آزاد واقع شده است. فاصله غار يخگان از مركز شهرستان خلخال حدود 77 كيلومتر است. دسترسي به غار از طريق جاده شوسه به طول 74 كيلومتر و 3 كيلومتر راه پياده رو امكان پذير است.

http://www.irandeserts.com/file/imageSection/F1/6b4c7dfe-8ccf-4b28-9ce8-c135cccf2ce5.jpg

غار هفت خانه
 
غار هفت خانه يا يدي اولر در جنوب غربي شهر خلخال و شمال روستاي گرمخانه و در ارتفاع حدود 1600 متر از سطح دريا واقع است. اين غار در فاصلة 20 كيلومتري شهر خلخال قرار دارد و بوسيلة جادة آسفالته كه از كيلومتر 16 جاده خلخال- هشتجين بطرف غرب (روستاي گرمخانه) منشعب مي شود به شهر خلخال مربوط مي شود.
 

دسته ها : اردبيل

- موزه شيخ صفي ( چيني هاي دوره صفويه ، قرآن فرامين ، سكه ، لباس)
 
دوره:صفوي در سال 1372
نشاني:اردبيل ـ ميدان عالي قاپو، بقعه شيخ صفي

2- موزه حمام آقا تقي (بناي تاريخي ـ مردم شناسي)

دوره:ايلخاني در سال 1378
نشاني:اردبيل ـ ميدان عالي قاپو، ابتداي خيابان سعدي

3- موزه خلخال (باستان شناسي)

دوره:معاصر در سال 1374
نشاني:خلخال ـ خيابان كارگر شمالي، جنب شهرداري

4 - موزه مشكين شهر (باستان شناسي)

دوره:معاصر در سال 1374
نشاني:مشكين شهر ـ خيابان شهيد مفتح، جنب بقعه شيخ حيدر


بناهاي ياد بود تاريخي
1.بازار اردبيل               اردبيل
2.قلعه قديمي             مشكين شهر
3.آرامگاه شيخ حيدر      مشكين شهر
4.مقبره شيخ جبرئيل     اردبيل
5.آرامگاه شيخ صفي     اردبيل 

دسته ها : اردبيل

 
 مقبره امامزاده سيدابوالقاسم (ع) (قره داش)
آرامگاه امامزاده سيدابوالقاسم در قسمت غربي سرعين واقع شده است . بعد از شهادت سيدابوالقاسم (ع) قبر متبركه امامزاده در اين محل واقع مي شود و بر روي آن سنگهاي سياهي كه نحوه شهادت و موقعيت قبر بر روي آنها نوشته شده بوده باقي مي ماند ، به همين سبب به قره داش (سنگ سياه) نيز مشهور مي باشد . در زمان صفويان اين امامزاده مورد شناسائي قرار گرفته و آرامگاهي بر روي آن ساخته مي شود ، آثار آرامگاه ساخته شده در آن زمان تا چند دهه اخير باقي بوده كه مقداري از آن بر اثر عوامل طبيعي از بين رفته و در اثر زلزله سال 1375 بطور كلي از بين رفته كه باعث گرديد بنا و آرامگاهي جديد بر روي آن احداث كنند .
مقبره امين الدين جبراييل 
 اين مقبره كه متعلق به امين الدين جبراييل پدر شيخ صفي الدين اسحق جد سلاطين صفوي است ، در روستاي كلخوران اردبيل واقع شده است . تاريخ بناي اوليه به نيمه اول قرن دهم هجري قمري مربوط است .  در ازاره مدخل ورودي كاشي كاري شده و بالاي آن يك بيت شعر نوشته شده است . بالاي درب ورودي ، تصوير يك شير و يك پلنگ در دو سوي پنجره نقاشي شده و هر يك با يك زنجيره بسته شده اند و نشان از سبك و سياق منسوب به دوره صفوي و اوايل سده يازدهم هجري دارند .  رواق ، بنايي است مستطيل شكل كه با طاق ضربي آجري پوشيده شده و دو سوي خاوري و باختري آن نيز ، دو خواجه نشين منظم ساخته شده است كه طاق ضربي آجري دارد . سقف رواق و خواجه نشين ها گچبري است و با رنگ هاي آبي و طلايي و با اسليمي هاي ساده و توريقي و گل هاي شاه عباسي نقاشي شده اند . ازاره رواق ، با كاشي معرق و در برخي قسمت ها با كاشي هاي هشت ضلعي منظم فرش شده و حد فاصل چهار كاشي ، با مربع هاي كوچك پوشيده شده است . رواق مقبره از نظر تزيينات و رنگ، ملايم و هماهنگ مي باشد . ازاره كاشي كاري ، مجموعه گچبري و نقاشي سقف و ديوارها را كه در عين سادگي از تنوع شگفت از جهت طرح هاي مختلف برخوردار است در بر گرفته و فضايي مناسب را براي زايران فرآهم آورده است . در اين ميان، در چوبي مقبره كه خود يكي از آثار بسيار ارزنده و جالب هنري مي باشد ، بر جاي مانده است . روي اين در، منبت كاري هاي چشمگير بر اساس تقسيم بندي هندسي كار شده و اشعار گوناگون در قسمت هاي مختلف آن برجسته كاري شده است . پس از آن كه از اين در چوبي، وارد مقبره مي شويم ، اتاقي به شكل مربع با چهار رواق قرار دارد كه همه آن ها مانند راهرو، ضربي آجري بوده و از داخل، گچ بري ومقرنس كاري شده است . همه سطوح آن در بدنه ديوار و سقف ، با اسليمي هاي مختلف و ترنج ها و شاه عباسي ها نقاشي شده اند . آخرين تعميرات و مرمت كاري در اين قسمت مقبره به سال 1030 هجري قمري مربوط مي باشد و طاهر بن سلطان محمد نقاش ، آن را انجام داده است . در متن بقعه مقبره ، صندوق ساده شيخ جبراييل قرار گرفته كه ابعاد آن 50/1× 2×3 متر است . در بدنه ديوارهاي بقعه، لوحه اي كمربندي از كلام خدا گچبري شده است . در دو سوي شاه نشين جنوبي مقبره ، دو اتاق شش ضلعي به قطر 30/3 متر و اضلاع 25/1 متر ساخته شده است كه از ويژگي هاي معماري مانند طاقچه بندي ديوارها ، مقرنس كاري سقف ، گچبري و نقاشي هاي سطوح گوناگون اتاق ها برخوردار است . اين اتاق ها مجموعه اي از انواع اسليمي ها و تركيبي از رنگ هاي سبز ، آبي خاكستري ، قهوه اي ، قرمز ، فيروزه اي در متن ها و صورتي ، سفيد و طلايي بر گل ها و اسليمي ها است .

http://www.anobanini.ir/pic/travel/ardebil/ardebil/sheikh-jebraeel/b/Sheykh-jebreil-86-5-12.jpg


مقبره شاه اسماعيل صفوي 
 مقبره شاه اسماعيل اول صفوي ، بناي كوچك ، مربع شكل با گنبد روپوش آجري است . سقف اين گنبد با نقاشي هاي طلايي تزيين شده است . يك صندوق خاتم كاري مرصع نفيس بر روي مرقد نهاده شده كه از شاهكارهاي هنري بسيار ارزشمند دوران صفوي است .كف و ازاره مقبره شاه اسماعيل با كاشي گلدار و بالاي آن با كاشي آبي زرنگار پوشيده شده است . بالاي آن ها يك رديف حاشيه اسليمي ماري و گل هاي ظريف شاه عباسي شده و بالاتر از آن، كتيبه اي سرتاسري با خط ثلث در متن مشكي گچبري شده است . بالاي آن دو رديف ، حاشيه اي ديگر با اسليمي خرطوم فيلي و توريقي نقاشي شده است . از اين حاشيه ، فيل گوش ها و آويزهاي سقف آغاز مي شود كه به گونه اي بسيار زيبا در متن مشكي نقاشي و طلاكاري شده است . روي مقبره شاه اسماعيل گنبدي ساخته شده كه كاشي هاي سفيد آبي و فيروزه اي در متن اسليمي و آجري با خط ثلث نام ائمه اطهار تزيين شده است . بالاي اين گنبد ، پنج شمشير نصب شده است كه نماينده اسلحه خانواده هايي بوده كه به شاه اسماعيل در رسيدن به سلطنت كمك كردند .

http://www.yadeyar.ir/image/shah%20esmaeel.jpg


مقبره شيخ حيدر 
 مقبره شيخ حيدر پدر شاه اسماعيل اول كه بنايي شبيه برج است با شماره 184 به ثبت آثار باستاني ملي رسيده است . اين مقبره در باغ سبز و با صفايي كه قبرستان قديمي مشگين شهر بوده و در مركز شهر قرار دارد ، واقع شده است . نماي خارجي اين بنا به صورت برج بلندي به ارتفاع تقريبي 18 متر و به قطر 5/10 متر به صورت استوانه اي است كه در چهار سوي آن نماي درگاه مانندي با تزيينات معقلي تعبيه نموده و ورودي اصلي فوقاني را در جبهه باختري قرار داده اند . عده اي از باستان شناسان و مورخين سال بناي آن را اوايل قرن دهم يعني سال 915 هجري قمري مي دانند ، ولي بنالدويلبر معتقد است كه اين بنا از آثار قرن هفتم و هشتم هجري قمري است و در دوره صفويه نسبت به تكميل و تزيينات كاشي كاري آن همت گماشته اند . با توجه به نوع مقرنس كاري كتيبه هاي كوفي نظريه بنالد ويلبر صحيح به نظر مي رسد . اين بنا تقريبا مقارن با اواخر حكومت مغول مي باشد و كاشي كاري آن كامل تر از كاشي كاري مقبره اولجاتيو در سلطانيه است و به 709 تا 711 هجري قمري مربوط مي شود . بند برج بنا به احتمال قوي از سوره هاي قرآن به صورت كاشي هاي فيروزه اي در متن آجر تزيين شده است . قبل از اين كه متن آن خوانده شود اين جا را بقعه "الله علي الله" مي گفتند . يكي از اساتيد خط كوفي بر اساس نظريه خود بدنه بنا را از سوره هاي قرآن دانسته است . طاق اين قسمت بر روي ستون آجري در وسط و ديواره هاي جانبي قرار دارد . مدفن شيخ حيدر در منتهي اليه سردابه قرار گرفته است . پلان برج يا اتاق فوقاني به شكل دوازده ضلعي منظمي است كه هر ضلع آن 20/2 متر مي باشد و به علت احداث شيارهاي سراسري در سطح داخلي برج ، بنا بلندتر ساخته شده و ارتفاع بيشتري دارد . ديوارهاي جانبي داخل قبلا داراي تزيينات گچ بري بوده كه به مرور زمان از بين رفته است . امروزه در داخل بنا هيچ گونه تزييني وجود ندارد و تاكنون تاريخ و كتيبه اي كه نشان گر صاحب اصلي اين مقبره باشد ، به دست نيامده است . در ورودي و سه پنجره آن با مقرنس كاري گچي و كاشي تزيين شده است و قاب محرابي شكل بر همه جاي بنا ديده شده مي شود . در دو سوي در ورودي، دوگل پر و دو قطعه سنگ رسوبي كرم رنگ به ابعاد 80× 70 سانتي متر كنده كاري شده كه به دوره پيش از صفويه منسوب است. سطح داخلي بنا نيز بسيار زيبا است . مقطع بنا در سطح داخلي 12 ضلعي منتظم و هر ضلع آن 2/2 متر است . قسمت بالا با باريكه هاي گوشه و كمي بالاتر با طاقچه هاي نيمه مدور كه بالاي آن ها مقرنس كاري آجري است ، بلندتر جلوه مي كند . قاب و نماي محراب مانند سردر و پنجره هاي مسدود و به رنگ هاي سياه ، آبي سير و سفيد در قرنيس ، كاشي لعاب ، شكاف روكار آجري با كاشي هاي مربع آبي روشن كه طرح سراسري و اسامي مقدسي تشكيل مي دهند و هم چنين سفال بدون لعاب قرمز در كتيبه هاي خراب شده در دور سردر ، مجموعه زيبايي هاي معماري آن را تشكيل مي دهد.

http://vista.ir/include/photos/photos/AFA13031.jpg

بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي 
 بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي در ميدان عالي قاپو واقع شده و به شماره 64 ثبت ملي است . مجموعه بقعه صفي الدين اردبيلي پس از وفات در سال 735 ه.ق به وسيله فرزند وي صدرالدين موسي پايه گذاري شد و سپس در طول ايام مخصوصاً پس از شروع حكومت صفويه با توجه به ارادت و اقدام خاصي كه پادشاهان صفوي نسبت به جد خود معمول مي داشتند واحدهايي بصورت بخشهاي الحاقي به مجموعه قبلي اضافه شده و در عهد شاه عباس نيز براي تكامل و تزئين اين بناي باعظمت احتمام وافي و كافي مبذول داشته اند . اين بناي عظيم شامل گنبد الله الله ، گنبد جنت سرا دارالمتولي ، قنديل خانه ، حرم سرا و ... مي باشد 

بقعه كوراييم 
 بقعه كوراييم در وسط قبرستاني در روستاي كوراييم در30 كيلومتري شهر اردبيل واقع شده و شمال بناي چهارگوش است كه هر ضلع آن پنج متر طول دارد . اين بنا در فهرست آثار تاريخي نيز به ثبت رسيده است .
ساير بقاع 
 بقعه سيد دانيال در روستاي خانقاه خلخال ، آرامگاه پير اشرف در شهر اردبيل ، مزار حسن داش در محله حسن داش مشگين شهر ، عوض الخواص بن فيروز شاه زرين كلا (در جوار مقبره جبرئيل در روستاي كلخوران اردبيل واقع شده است) ، سيد محمد الاعرابي ( در محوطه شمال غربي بقعه شيخ جبرائيل واقع شده و بناي آن به شكل مربع است ) و بقعه شاه اسماعيل صفوي با بناي كوچك مربع شكل با گنبدي پوش آجري از ديگر بقاع مطرح استان اردبيل است .

 بقعه شيخ جبرائيل كلخوران
بقعة شيخ جبرائيل كلخوران پدر شيخ صفي الدين اسحق اردبيلي، جد سلاطين صفوي مي باشد كه در روستاي كلخوران در 3 كيلومتري اردبيل قرار دارد كه مقبرة شيخ امين الدين جبرائيل به صورت يك هشت ضلعي در وسط باغ قرار گرفته است.گنبد تخريب شده آن در چند دهة اخير بازسازي شده است. داخل بقعه با نقاشي برجسته روي گچ و كتيبه هايي با خط عليرضا عباسي مزين گشته است.
قدمت : صفويه

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2011/11/725942_orig.jpg

گورستان انار
 در روستاي انار مشگين شهر و در 24 كيلومتري اين شهر ، گورستاني وجود دارد كه سنگ قبرهاي متنوع آن از نظر شكل و جنس و نبشته هاي متعدد جالب توجه است . زيباترين اين سنگ ها يك جفت سنگ قبر افراشته به ارتفاع 62/1 متر است كه داراي نبشته اي است . در زير سنگ نبشته ها محراب بوده و در بالاي لچك آن دو گل هفت پر نقش يافته است . در بالاي نبشته هاي ساقه و بالاي آن كلاهكي با 12 ترك ، شبيه كلاه دراويش وجود دارد و شهادتين با كلام علي خليفه الله منقور است .
گورستان كرجان 
 در قسمت باختري دهكده كرجان كلخوران از توابع اردبيل ، گورستاني تاريخي قرار دارد كه در آن، انواع سنگ ها روي گورها نهاده شده است . به مرور زمان با زير كشت رفتن تدريجي منطقه ، قبرستان در زير خاك مدفون شده است . در اين گورستان چندين سنگ گور اسلامي به شكل صندوقي از سنگ خارا ديده مي شود كه داراي خطوط برجسته كوفي است و به مقدار محدود داراي جدول بندي و خط كشي و نقوش ساده اسليمي توريقي است . خطوط به نسبت خوش كوفي ثلث نشان از رسم الخط زمان گوركانيان دارد و به سده ششم تا هشتم هجري مربوط مي شود .
گورستان اصلان دوز منان 
 در اطراف اصلانه وزمنان و به هزاره اول پيش از اسلام مي رسد .

گورستان شام اسبي 
 اين گورستان در شام اسبي اردبيل قرار دارد و منسوب به سده هاي ششم تا هشتم هجري است .


 

دسته ها : اردبيل

برج يا گنبد شاطر
 اين برج در روستاي صومعه و 5/8 كيلومتري اردبيل در يك فضاي وسيع و گسترده بنا شده است . در حوالي برج به فواصل گوناگون ، تپه هاي باستاني قرار دارد . بيشتر آنها مربوط به دوره هاي پيش از اسلام به ويژه دوره اشكاني است . از كتيبه و پوشش بنا چيزي برجاي نمانده است ولي از شيوه معماري برج و شباهت آن با مقبره چلبي اوغلو در سلطانيه چنين برمي آيد كه احتمالاً از بناهاي قرن هشتم هجري باشد .
 

برج قارلوجا 
 اين برج در قشلاق قارلوجا در كنار رود ارس در مسير راه خمارلو- اصلاندوز واقع شده است . مصالح ساختماني آن از سنگ تراشيده شده است . اين برج منسوب به دوره مغولي و متعلق به سده هشتم هجري است .

دسته ها : اردبيل

 شورابيل 
 اين درياچه قبلاً بسيار شور بوده است ولي امروزه با افزوده شدن آب شيرين از شوري آن كاسته شده ، بطوريكه نوعي ماهي در آن پرورش داده مي شود . اين درياچه داراي امكانات تفريحي ، ورزشي و فرهنگي بسياري از جمله قايق راني ، پيست دو و ميداني ، دوچرخه سواري ، باغ وحش ، هتلهاي مجهز و زيبا، مجموعه شهر بازي براي بچه ها ، رستوران در وسط درياچه و ... است . اين درياچه در 48 كيلومتري جنوب شرقي اردبيل بطرف خلخال در يكي از دره هاي كوهستان با غيروو در ارتفاع 2500 متري از سطح دريا با مساحتي بالغ بر 210 هكتار و عمق متوسط پنج متر يكي از زيباترين و ديدني ترين درياچه هاي ايران مي باشد . در حال حاضر نوعي ماهي قزل آلاي رنگين كمان كه از زمره بهترين نوع ماهيان دنيا مي باشد در آن پرورش داده مي شود كه هر ساله تعداد زيادي از مردم جهت ماهيگيري و كوهنوردي و استفاده از مناظر بديع و بي نظير منطقه و هواي خنك و مطبوع آن به درياچه روي مي آورند .

درياچه نئور 
 اين درياچه در فاصله 42 كيلومتري جنوب شرقي اردبيل در ارتفاع 2480 متري از سطح دريا قرار دارد. راه اصلي دسترسي درياچه جاده روستائي آسفالته به طول 13 كيلومتر مي باشد كه از كيلومتر 29 جاده بين شهري اردبيل – خلخال در محل قريه بودالالو بطرف شرق منشعب مي شود . اين درياچه با متوسط 257 هكتار مساحت بزرگترين درياچه آب شيرين استان مي باشد . در حال حاضر نوعي ماهي قزل آلاي رنگين كمان كه از زمره بهترين نوع ماهيان دنيا مي باشد . در آن پرورش داده مي شود كه هر ساله تعداد زيادي از مردم جهت ماهيگيري و كوهنوردي و استفاده از مناظر بديع و بي نظير منطقه و هواي خنك و مطبوع آن به درياچه روي مي آورند. گونه هاي جانوري آن شامل: خرس قهوه اي – گرگ – روباه – خوك – مار – مارمولك – قورباغه – اردك – خوتكا – آنقوت – كبك – چكاوك – چنگر – بلدرچين – عقاب طلايي – زاغ و انواع پرندگان گنجشك سان مي باشد.

چشمه بولاغلار
 بولاغلار در شمال شهر نير و به فاصله حدود 400-300 متري خارج از محدوده آن شهر و ار تفا ع متوسط منطقه حدود 1610متر از سطح دريا سيما ي طبيعي آن كوهستاني و مشجر  واز فضاي سبز دلنشين و چشم انداز بديعي برخوردار است.رودخانه آغلاغان يكي از مهمترين زيستگاه هاي طبيعي ماهي قزل آلاي خال قرمز مي باشد.

چشمه ازناو
ازناو يا ازنو منطقه اي كوهستاني است كه در جنوب شهر خلخال واقع شده است.بلندترين نقطه اين محدوده قله ازنو مي باشد كه در 2350 متر از سطح دريا ارتفاع دارد واز دامنه ضلع غربي اين قله و از ارتفاع حدود 1900متري چشمه آبي گوارا و خنك با دبي بسيار بالا خارج مي شود كه به چشمه از ناو شهرت دارد به سبب وجود 5غار طبيعي بزرگ و كوچك در سازه هاي آهكي،شرايط زيستگاهي بسيار مناسب براي كبك و كل و بز وحشي وجود يك پرورش ماهي قزل آلاي رنگين كمان،موقعيت كوهستاني،پوشش گياهي مرتعي و درختچه اي و راه ارتباطي مناسب اين منطقه از قابليت هاي توسعه مناسبي برخوردار است.
چشمه مير عديل
چشمه مير عديل يا مير عادل از جمله چشمه هاي پرآب و گوارا و با مناظر و چشم انداز هاي بديع شهرستان خلخال است كه در شمال شرقي روستاي اندبيل قرار دارد.چشمه مير عديل در ارتفاع حدود 2000متري ضلع غربي رشته باغرو مي باشد.

چشمه شاه بلاغي
شاه بلاغي يكي از روستاهاي شهرستان نير است كه در فاصله 7 كيلومتري شرق شهر نير و25 كيلومتري جنوب غربي اردبيل در مسير جاده اردبيل-تبريز واقع شده است ناحيه وسيعي از جنوب غربي روستا كه در مسير جاده بين شهري فوق قرار دارد.مجتمعي از چشمه هاي كو چك و بزرگ با آب خنك و گوارا فراگرفته و اراضي را با چمن زارهاي طبيعي همراه با درختان بيد كهنسال در حواشي به وجود آورده است.

چشمه هاي معروف استان اردبيل

لنگان بولاغي، شاه بولاغي، آقبلاغ، داشطي بولاغ، قاشقا بولاغ، دلي آلي بولاغي، اطاقلي بولاغ، گوزه بولاغ، قارا بولاغ، ترشو، چشمه قوتور سويي چايي(گوگردي سرد)، داغ بولاغ، تكله بولاغي، آلا بولاغ، قانلي بولاغ، جيني بولاغ، آجي بولاغ، قيرخ بولاخ، گورگور بولاغ، سسلي بولاغ، بوكموش بولاغ، حاج زال بولاغ، كلخوران فولادلو، قوتور بولاغي، باتمان بولاغي، عيسي باتمان بولاغي، نيره گر، شيران چشمه، شاه بولاغي، بولاغلار، گوئر چين، آيرانلي بولاغ، داشبلاغ، آقبلاغ كرد، پير آغاج بولاغي، از نو بولاغ، مير عديل، خرناب، آقبلاغ
 

دسته ها : اردبيل

 كوه كوهستان ارسبالان(قراداغ)
اين كوهستان از سوي غرب به دره رودخانه «خال پيلرچاي»، از جنوب به دره رودخانه اهرچاي و قره سو ، از شرق به مرز ايران و جمهوري آذربايجان و از شمال به رودخانه ارس محدود است . كوهستان ارس را مي توان دنباله رشته كوه هاي قفقاز به شمار آورد كه دره ارس آن ها را از هم جدا مي كند. اين كوهستان كه 9500 كيلومتر مربع وسعت دارد، از كوه هاي به نسبت بلند تشكيل يافته است كه بلندترين قله آن ، كوه "سورجر تپه" به ارتفاع 2946 متر است .

رشته سبلان – جلفا 
 اين رشته ، از كوهپايه هاي غرب آغاز مي شود و رو به غرب تا شمال تبريز ادامه مي يابد و از آن جا به سوي شمال غربي منحرف مي شود و سرانجام به دره آغ چاي مي انجامد . رشته كوه سبلان – جلفا بيش از 260 كيلومتر درازا دارد و عرض آن در باريك ترين محل (جنوب اهر) به 31 كيلومتر و در پهن ترين محل به حداكثر 70 كيلومتر (شمال سراب) مي رسد . مساحت آن نيز 12900 كيلومتر مربع است . اين رشته كوه ، از شرق به غرب به ترتيب از كوه هاي مهم تشكيل مي شود كه بلندترين آن ها قله سبلان به ارتفاع 4811 متر است كه در 41 كيلومتري غرب اردبيل است . سبلان در غرب شهر اردبيل، 4811 متر از سطح دريا ارتفاع دارد. ارتفاع نسبي آن نسبت به دره قره سو در حدود 3400 متر است . رشته كوه آتشفشاني خاموش سبلان از دره قره سو در شمال غرب اردبيل آغاز مي شود و در جهت شرقي – غربي به طول 60 كيلومتر و عرض تقريبي 48 كيلومتر تا كوه قوشاداغ درجنوب اهر امتداد مي يابد . سبلان پس از دماوند معروف ترين كوه آتشفشاني خاموش ايران است كه بر اثر فعاليت هاي آتشفشاني ، مخروط قله آن شكل گرفته است و در دهانه مخروطي آتشفشان ، درياچه اي بسيار زيبا به وجود آمده است كه در طول سال پوشيده از برف و يخ است . بلندترين قله سبلان «سلطان ساوالان» نام دارد و دومين قله آن را «حرم داغي» مي گويند كه نوكي تيز و غيرقابل صعود دارد . قله سوم كه ارتفاع آن نسبت به سلطان ساوالان كم تر است، كوه «جنوار داغي» نام دارد. يكي از ويژگي هاي بارز منطقه سبلان، وجود ده ها چشمه معدني آب گرم است كه در اطراف اين كوهستان از سرعين گرفته تا «قوتورسو» پراكنده اند. اين آب ها، بيشتر در سرعين متمركزاند. سبلان از ديدگاه زيست محيطي، منطقه اي پربار است. وجود زيستگاه هاي حيات وحش، درياچه ها، بركه هاي آب به عنوان زيستگاه پرندگان و گياهان متنوع، مراتع گسترده، رودخانه هاي پرآب، چشمه هاي زلال و گوارا، آب و هواي مطبوع همه و همه حكايت از باروري منطقه با اكولوژي بي مانند دارد . زيستگاه هاي وحوش در ارتفاعات پايين شمال و شمال شرقي سبلان است كه تا جاده مشگين شهر به اردبيل را در بر مي گيرد و گذار اصلي مهاجرت و ييلاق – قشلاق قوچ و ميش ارمني محسوب مي شود و داراي وضعيت زيستگاهي مناسب است

رشته كوه باغرو (تالش)
 باغرو طولاني ترين رشته كوه در استان اردبيل مي باشد. اين رشته امتداد سلسله جبال البرز است كه از خراسان تا قفقاز كشيده شده است. رشته كوه باغرو در موازات كناره درياي خزر سرتاسر شرق استان را فرا گرفته و خط الرأس آن حوزه خزري را از استان اردبيل جدا ميكند. اين رشته كوه از منتهي اليه شرقي كوههاي صلوات (برزند) آغاز و در سرتاسر حدود شرقي استان با افزايش تدريجي ارتفاع به طرف جنوب كشيده شده است و در خارج حدود استان، سرانجام به رشته كوه البرز مي پيوندد. رشته كوه باغرو در قسمتهاي مختلف خود به نامهاي پشته سارا ، تالش ، پلنگا نيز ناميده مي شود . رشته پلنگا در حوالي درياچه نئور از رشته اصلي منشعب و در سراسر شهرستان خلخال كشيده شده است . بلندترين نقطه اين شاخه فرعي قله 3322 متري آق داغ و كوههاي پلنگا (2886 متر)، سهدي (2715 متر) و ازنو (2412 متر)، از ديگر قلل آن مي باشند .
صلوات داغي
از شمالي ترين نقطه استان ادامه رشته كوه قره داغ (سياه كوه) كه از استان آذربايجان شرقي به سمت شرق كشيده شده است،گذشته و به دره رودخانه قره سو و دره رود ختم مي شود. شاخه اي از اين رشته كوه در آنسوي دره رود كه به كوههاي خروسلو و شاخه اي ديگر به كوههاي برزند (صلوات داغ) مي پيوندد .
 

 قله سرجرتپه - قله سلطان ساوالان - حرم داغي - جنوارداغي - گوي داغ - كسري داغ - آغان داغ - قزل گل داغي


 

دسته ها : اردبيل

 در ايران برطبق تعريف مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي وزارت صنايع آب معدني به آبهائي گفته مي شود كه داراي املاح معدني، عناصر جزئي يا ديگر تركيبات باشد و مستقيماً از چشمه يا نقاط حفر شده از طبقات زيرزميني بدست آمده و داراي خواص بهداشتي و درماني باشد و سرانجام مورد تائيد و بررسي متخصصان ذيصلاح قرار گرفته باشد . چشمه هاي معدني يا آبهاي معدني معمولاً به آبهايي گفته مي شود كه از تشكيلات زمين ساخت خارج و داراي اثرات بيولوژيك و خواص درماني بوده و توسط مجامع علمي و پزشكي تأييد شده باشند . استان اردبيل بويژه منطقه توده آتشفشاني سبلان از نظر تعداد فراواني چشمه هاي معدني در سطح كشور بي نظير و معروف مي باشد .

رودخانه ارس
ارس مهمترين و پرآب ترين رودخانه شمالي ايران در منطقه آذربايجان است كه از غرب جلفا تا اصلاندوز مغان (استان اردبيل) در طول نوار مرزي ايران و جمهوري آذربايجان جريان دارد . ارس كه در زبان آذربايجاني "آراز" گفته مي شود پس از طي مسافتي سرانجام به درياي خزر مي ريزد . دو سد بزرگ يكي در محل قزل قشلاق ماكو و ديگري سد انحرافي ميل مغان در غرب اصلاندوز و سد خدآفرين در ناحيه خمارلو كه روي اين رودخانه ساخته شده است . در بستر رودخانه ارس 805 جزيره كوچك و بزرگ خالي از سكنه وجود دارد كه به زبان محلي به آن "شام" مي گويند .

http://www.up.98ia.com/images/sz812u9q2tjq3j2tmhsr.jpg

رودخانه بالخلي 
 بالخلي از جمله رودخانه هاي دائمي استان مي باشد كه از گردنه بالخلي "جنوب غربي شهر نير" حد فاصل دو رشته بزقوش و سبلان سرچشمه مي گيرد ، سرشاخه هاي مهمي نظير برجلو چاي ، سقزچي چاي ، آغلاغان ، جوراب چاي ، درويش چاي ، لاطران چاي و... در مسير به اين رودخانه پيوسته و آنرا پرآب مي سازند . اين رودخانه از وسط شهر اردبيل مي گذرد و سرانجام در شمال اردبيل به رودخانه قره سو تخليه مي شود.

رودخانه قره سو 
 رودخانه قره سو از رشته كوههاي تالش (باغرو) در شرق اردبيل سرچشمه مي گيرد و در مسير خود ضمن عبور از دشت اردبيل آبهاي جاري اين قسمت از جمله بالخلي چاي را جمع آوري مي نمايد . اين رودخانه دامنه هاي شمالي توده سبلان را دور زده و در شمال غرب شهر مشكين شهر در محل كوجنق آب رودخانه اهر چاي را نيز دريافت كرده و سپس با يك انحراف قائم به سمت شمال جريان مي يابد و نام درود (دره رود) مي گيرد و سرانجام در محل اصلاندوز به رودخانه مرزي ارس تخليه مي شود  .

رودخانه خياو 
 خيوچاي يا خياوچاي از سرشاخه هاي مهم رودخانه قره سو در شهرستان مشكين شهر است. اين رودخانه از ارتفاعات هزار ميخ ، آيي قاري ، دلي آلي ، جنوار داغي سرچشمه مي گيرد و سرتاسر دره موئيل را طي نموده و به قره سو مي ريزد . اين رودخانه مهم ترين زيستگاه ماهي قزل آلاي خال قرمز در استان اردبيل مي باشد.
 
رودخانه هروآباد 
 هروچاي در شهرستانهاي خلخال و كوثر كه جنوبي ترين شهرستانهاي استان اردبيل محسوب مي شوند ، جريان دارد . اين ناحيه وسيع توسط چندين روخانه بزرگ و كوچك زهكشي شده و تمامي آبهاي سطحي آن از طريق قزل اوزن و سفيدرود به درياي خزر مي ريزد . هروچاي از ارتفاعات جنوب شهر خلخال سرچشمه گرفته و بسوي شمال مي رود . آرپا چاي تقريباً در همان امتداد ولي در جهت مخالف از شمال به جنوب جاري است .

دسته ها : اردبيل

مساحت جنگل ها وبيشه زار هاي طبيعي استان اردبيل بالغ بر 6/61968 هكتار برآورد مي گردد كه در سه ناحيه رويشي خزري ( هيركاني ) – ارسباراني و ايران- توراني واقع شده است . گونه هاي غالب جنگل هاي استان اردبيل را فندق ، ارس ، بلوط ، زبان گنجشك ، افرا تشكيل مي دهند . سرانه جنگل در استان اردبيل حدود 04/0 هكتار ( 400 متر مربع ) مي باشد . براي رسيدن به سطح سرانه جنگل در كشور استان اردبيل به بيش از 200 هزار هكتار جنگل كاري نياز دارد . در حال حاضر براي دو ناحيه رويشي ( خزري و ارسباراني ) جنگل هاي استان اردبيل طرح مطالعاتي تهيه شده است . 
ناحيه ي رويشي هيركاني در اردبيل ، مناطق فندقلو را شامل مي شود كه سطحي در حدود 6/5723 هكتار را در بر مي گيرد . اين ناحيه داراي تيپ هاي مختلف الف ) تيپ خالص فندق ب) تيپ راش- ممرز ستان ج) تيپ بلوط – ممرزستان د) تيپ فندق – ممرزستان مي باشد كه گونه هاي همراه آن عباتند از : ازگيل ، زالزالك ، شير خشت ، هفت كول ، سياه اربه ، ال اسبي جنگل هاي اين منطقه داراي تاج پوشش متفاوت در مناطق مختلف مي باشد كه حدود متوسط تاج پوشش 60-50 درصد مي باشد .
ناحيه ايران توراني در استان اردبيل مناطق جنگلي شهرستان هاي كوثر و خلخال را شامل  مي شود كه در دو منطقه ي ارسستان و پهن برگان واقع شده است . در منطقه ارسستان گونه غالب ارس بوده كه گونه هاي همراه عبارتند از : بنه ، بادام وحشي ، كيكم ، آلوچه وحشي ، تنگرس ، زالزالك و ...   در منطقه پهن برگان در بخش اندبيل خلخال گونه غالب بلوط به همراه گونه هاي : افرا، زبان گنجشك ، وليك و ... مي باشد .
مساحت اين جنگل ها در حدود 15/43029  هكتار مي باشد . ناحيه رويشي ارسباران شامل مناطقي در شهرستان هاي مشگين شهر ، پارس آباد و مغان و گرمي ميباشد . گونه ي غالب دراين مناطق گونه بلوط بوده كه همراه با گونه هاي زبان گنجشك افرا ، فندق ، وليك ، آلوچه و زالزالك به وفور يافت ميشود مساحت اين جنگل ها در شهرستان مشگين شهر 25/5212 هكتار ، در شهرستان گرمي هكتار4/722 ودر پارس آباد مغان 5/455 هكتار و در شهرستان بيله سوار 2/502 هكتار برآورد مي گردد  . اين جنگل ها به صورت پراكنده در اين مناطق قرار دارند كه خود دليل بر نابودي اين جنگل ها مي باشد . از جمله عوامل ديگر تخريب اين جنگل ها وجود دام در داخل جنگل ، استفاده بي رويه مردم از درختان ، تخريب اراضي جنگلي به منظور ايجاد اراضي زراعي و ... مي باشد .
 

آمار وضعيت جنگلها و بيشه زار هاي طبيعي استان اردبيل به تفكيك شهرستان ها 

زيستگاه آقابابا 
 در 83 كيلومتري شمال شرق مشگين شهر ، در كوههاي آقابابا واقع شده است . اين زيستگاه 70 كيلومتر مربع وسعت و 1200 متر از سطح دريا ارتفاع دارد . اين منطقه محل زيست وحوشي مانند كل و بز ، گرگ ، خرگوش ، خوك و كبك است .
 

زيستگاه ارباب كندي اين زيستگاه در 42 كيلومتري شمال شرق مشگين شهر و 55 كيلومتري شمال غرب اردبيل واقع شده است. زيستگاه ارباب كندي 70 كيلومتر مربع وسعت دارد و در ارتفاع 1500 متري از سطح دريا قرار گرفته است . كل و بز ، خوك ، گرگ ، روباه ، خرگوش ، كبك و مرغابي از جمله وحوشي هستند كه اين منطقه را مأمن زيست خود ساخته اند .

زيستگاههاي آزاد 
 دو جاق ، قزل يره ، ملا احمد ، اوچي دره سي ، قره باغلار ، كناره هاي رود ارس ، ازناو ، فيروزآباد مشگول ، پارس اباد و پيرآغاجي ، شيروان دره ، دره موئل ، پرزند ، منطقه مرزي موران ، اولاغان و يوزداغ از جمله زيستگاه هاي آزاد استان اردبيل است .

زيستگاه حاجيلو 
 اين زيستگاه در 22 كيلومتري شمال مشگين شهر در كوههاي حاجيلو واقع شده است. زيستگاه حاجيلو داراي 70 كيلومتر مربع وسعت و ارتفاعي حدود 1900 متر از سطح دريا است و حيواناتي مانند كل و بز ، خوك ، گرگ ، خرگوش ، روباه و كبك اين منطقه را به عنوان محل زيست خود برگزيده اند .
زيستگاه حسن دره سي : اين زيستگاه در حدود 60 كيلومتر مربع وسعت دارد و در كوههاي زيوه در ارتفاع 1700 متري از سطح دريا واقع شده است. موقعيت مكاني اين زيستگاه ، 80 كيلومتري شمال شرق مشگين شهر است و حيواناتي مانند كل و بز ، خوك ، خرگوش ، گرگ ، روباه و كبك در آن زندگي مي كنند.
زيستگاه هوشنگ ميداني و قره گؤل : اين ميدان ، منطقه اي مسطح است كه در دامنه شمال غربي سبلان به ارتفاع 2725 متر واقع شده است . تالاب قره گؤل نيز به قطر تخميني 300 متر در قسمت شمال غربي دامنه هاي هرم و جنوب شرقي زيستگاه هوشنگ ميداني ، در ارتفاع 2820 متري از سطح دريا واقع شده است . حيوانات و پرندگان وحشي در هوشنگ ميداني و تالاب قره گؤل متنوع اند علاوه بر كبك معمولي و كبك دري كه شمارش آنها ناممكن است ، اين منطقه زيستگاه قوچ و ميش ارمني است .

زيستگاه خروسلو 
 در 95 كيلومتري شمال شرق مشگين شهر كوههاي خروسلو واقع شده است و محل زيست انواع وحوش مانند آهو ، كل و بز ، گرگ ، روباه ، خرگوش ، باقرقره و هوبره است .

رودخانه آغلاغان 
 آن بخش از رودخانه بالخلي كه در اين محدوده واقع است و كمتر در معرض آلودگيهاي زيست محيطي قرار دارند از زيستگاههاي مهم ماهي قزل آلاي خال قرمز و ديگر ماهيان رودخانه اي محسوب مي شوند .

زيستگاه سروان دره سي 
 زيستگاه سروان دره سي به فاصله 25 كيلومتري جنوب شرقي مشگين شهر قرار گرفته است و در حدود 105 كيلومتر مربع است . در اين زيستگاه كه200 متر از سطح دريا ارتفاع دارد ، كل و بز ، خرس قهوه اي ، قوچ و ميش ، گرگ ، خرگوش ، روباه ، كبك و كبك دري زندگي مي كنند .

زيستگاه ها شيروان دره سي 
 "شيروان دره سي" زيستگاهي است كه در 20 كيلومتري جنوب شرق مشگين شهر قرار دارد . ارتفاع سطح آن 2200 متر و مساحت آن را 75 كيلومتر مربع برآورد كرده اند . زيستگاه "شيروان دره سي" ، محل زندگي دايمي وحوش مانند كل و بز ، خوك ، روباه ، گرگ ، قوچ و ميش ارمني ، خرگوش ، كبك ، كبك دري ، قمري ، فاخته و شماري از پرندگان مهاجر است .

زيستگاه تنبق 
 اين زيستگاه در شمال غرب مشگين شهر واقع شده است و 18 كيلومتر با آن فاصله دارد . در حدود 70 كيلومتر مربع مساحت دارد و محل زيست كل و بز ، خوك ، خرگوش ، گرگ و كبك است . اين منطقه در ارتفاع 1800 متري از سطح دريا قرار گرفته است .

زيستگاه موويل 
 اين زيستگاه درند موويل در جنوب مشگين شهر و در غرب كوههاي هرم سبلان واقع است. ارتفاع اين منطقه از سطح دريا 3200 متر است و استراحتگاه قوچ و ميشهاي منطقه است . در اين زيستگاه ، قوچ و ميش ارمني ، كل و بز از نوع سفيد طوقدار ، كبك دري ، خرس قهوه اي و خاكستري ، گرگ ، خوك ، خرگوش ، انواع پرندگان شكاري و لاشخور زندگي مي كنند .

زيستگاههاي خشكي 
 زيستگاههاي خشكي يا خاكي يا زميني در جهان حدود 80 درصد انواع رستني ها و جانوران را در خود جاي مي دهند و از آنها حمايت مي كنند . موجودات جاندار در اين زيستگاهها به نهايت درجه تنوع و تكامل رسيده اند .

نئور 
 زيستگاه نئور با وسعتي حدود هزار هكتار در 30 كيلومتري شهرستان اردبيل قرار دارد .
 

دسته ها : اردبيل

آبشار گورگور خياوچاي

اين آبشار در مسير رودخانه خياو (خيوچاي) بوده و بلندي آبشار حدود 10-12 متر مي باشد و از نظر حجم جريان قابل توجه مي باشد . حوضچه اي دايره اي شكل درمحل ريزش آب ايجاد شده است. آبشار گورگور به علت منظره جالب طبيعي و وجود ماهي قزل آلاي قرمز در رودخانه و حوضچه و برخورداري از موهبت آبگرم معدني ملك سوئي و چشم اندازي از كوهستان سبلان (ارتفاعات دلي آلي، آيتار، هرم و كسري) جذاب و ديدني است.

آبشار سردابه

اين آبشار در نزديكي آبگرم معدني سردابه (24 كيلومتري غرب اردبيل) در دامنة شرقي كوه سبلان واقع است. ارتفاع آن حدود 20-15 متر و حجم جريان آن نسبتاً كم و محدود به خروجي چند چشمه بالادست مي باشد. شايان ذكر است حجم جريان اين آبشار در مواقع بارش و پيوستن جريانهاي سطحي حوزه آبخيز افزايش مي يابد. اين آبشار از محلهاي ديدني مجتمع آبگرم سردابه كه از نقاط گردشگري اردبيل است، مي باشد.

آبشار گورگور آلوارس
چشمه گورگور از جمله چشمه هاي مشهور منطقه سبلان مي باشد. اين چشمه در دره آلوارس يا قزل گوللر كه يكي از عريض ترين و باصفاترين دره هاي سبلان است ، در ارتفاع 2420 متري از سطح دريا واقع شده است . آبدهي اين چشمه بسيار بالا بوده و آب از خلل و فرج ديواره صخره اي مشرف به دره با فشار بيرون مي آيد.

آبشار آقبلاغ

اين آبشار در خلخال و در كوه آق داغ (سفيدكوه) قرار دارد. وجود گونه هاي متنوع گياهي، درختي و علفي در پيرامون اين آبشار زيبائي آن را دوچندان مي نمايد. نزديكترين راه ارتباطي به آقبلاغ از طريق يك راه پياده رو از روستاي لرد بخش شاهرود خلخال ميسر است. در دامنه اين رشته كوه چشمه سارهاي فراواني وجود دارد كه تأمين كننده آب جريانهاي چون ميانرودان ، گلبند رود ، رودخانه زال و... مي باشد . مهمترين چشمه اين ناحيه كه آبدهي قابل توجهي دارد، چشمه آق بلاغ است . اين چشمه در دامنه شرقي قله مركزي آق داغ قرار دارد . اين چشمه بلافاصله پس از خروج ، آبشار بسيار زيبا و با دورنماي جالب و ديدني و سفيدرنگ تشكيل مي دهد.
 

دسته ها : اردبيل

چشمه گوز سوئي (آب چشم)

اين چشمه در كنار قهوه خانه ممتاز واقع شده است . دماي آب 21 درجه سانتي گراد و تقريباً اسيدي است. هدايت الكتريكي آن براي 20 درجه حرارت 900 است. مزه آب گس و بي بو است . از آب آن براي درمان بيماريهاي چشم استفاده مي كنند. اين چشمه در شهر سرعين و در ارتفاع 1940 متري از سطح دريا، بر روي كف دره واقع شده است . آبدهي آن 140 ليتر در ثانيه و يكي از پرآب ترين چشمه هاي اين ناحيه است . آب آن به صورت دائمي و جوشان در جريان است . دهانه آن پراكنده و دماي آب در حوض 46 درجه سانتيگراد است . خاصيت درماني : آب آن بعلت داشتن تركيب كلروبيكربناته سديك و كلسيك براي درمان بيماريهاي عمومي، بيماريهاي سيتم حركتي (دردهاي مزمت روماتيسمي) و بيماريهاي زنان ، خنازير و بيماريهاي قلبي و نيز تقويت عمومي بدن استفاده مي شود .
چشمه گل علي 
 دو چشمه آب معدني به فاصله 50 متر از كف حوض كوچكي به اندازه 4×5 متر به عمق يك متر از چندين شكاف با گاز فراوان خارج مي شود و به سوي پايين دره جريان مي يابند .
چشمه اسد 
 اين چشمه در حدود 100 متري چشمه اول گل علي واقع شده و آب آن بسيار زلال است . حرارت اين آب 20 درجه مي باشد .
چشمه سردابه
  اين چشمه در يك كيلومتري شمال دهكده وكيل آباد در دره اي گسترده قرار دارد و فاصله آن تا اردبيل تقريباً 24 كيلومتر است . آب چشمه داراي بوي بد اما زلال است. اهالي منطقه آب تني در اين چشمه را براي درمان بيماري هاي جلدي و پادرد مي دانند .
چشمه هاي بوشلي
 اين چشمه ها به فاصله 5/4 كيلومتري جاده اردبيل به سراب در 45 كيلومتري غرب اردبيل واقع شده است . از اين چشمه براي استحمام استفاده مي شود و حرارت آن 49 درجه است و آب آن صاف و زلال و مزه اش نمكي و گزنده است . اهالي محل براي درمان رماتيسم و درد مفاصل و رفع خستگي از آن استفاده مي كنند.
چشمه هاي قوتورسو 
 در60 كيلومتري جاده اردبيل- مشكين شهر و در 25 كيلومتري مشكين شهر روستائي وجود دارد كه به لاهرود معروف است . در 24 كيلومتري اين آبادي،چشمه قورتور واقع شده است . اهالي محل از شستن لباس در آب اين چشمه خودداري مي كنند و مي گويند اين كار باعث سوراخ شدن پوشاك آنها مي شود .
چشمه خلخال 
 چشمه آب گرم خلخال در 22 كيلومتري شمال غربي هروآباد به فاصله 96 كيلومتري ميانه از زمين خارج مي شود . آب گرم خلخال از دسته آب هاي بي كربناته سديك گرم و گاز دار است كه در درمان بيماري هاي مفصلي ، رماتيسم مؤثر است .
چشمه قينرجه
اين چشمه در جنوب غربي مشكين شهر و به فاصله تقريبي 22 كيلومتري آن واقع شده است. آب اين چشمه از دسته آب هاي كلره سديك گازدار خيلي گرم است و براي درمان لنفاتيسم ، راشيتيسم، بيماري هاي زنانه و برخي از رماتيسم هاي مزمن استفاده مي شود و همچنين به سبب دارا بودن گاز، در زمينه بيماري هاي تنفسي كاربرد دارد .
چشمه ايلاوند ، گاوميش گلي ( پر آب ترين چشمه آب گرم سرعين است)
چشمه در حياط قهوه خانه همت واقع شده و مقدار آب آن خيلي كم است ، قهوه خانه همت ، قهوه خانه ممتاز و ايلاوند از ديگر چشمه هاي آبگرم استان اردبيل به شمار مي رود .

چشمه هاي بيله دره 
 چشمه هاي آب معدني سرد بيله دره در سه كيلومتري شمال سرعين در دره اي واقع شده كه از نقاط مختلف زمين خارج مي شود . آب اين چشمه شبيه به آب چشمه كاشا- اويان فرانسه است كه خواص درماني آن بر روي قسمت هاي مختلف بدن به قرار درمان بيماري هاي كليه ، دستگاه تغذيه اي و كبد ، بافت ها ، مجاري ادرار و ... است .
چشمه ويلا دره گازدار (ويلادرق)
اين چشمه در روستاي ويلادرق و در ارتفاع 1800 متري از سطح دريا واقع شده است . دبي آن 18 ليتر در ثانيه و بصورت دائمي و سرريز در جريان است . دماي آن 18 درجه سانتيگراد و مزه اي كمي ترش و ظاهري شفاف و بي بو مي باشد . كاتيون و آنيونهاي موجود در آن بي كربنات و كلسيم است . هدايت الكتريكي آن براي 25 درجه حرارت 600 است . PH آن 2/5 و تركيب آن بيكربنات كلسيم است . از آب اين چشمه براي مداواي سنگ كليه و تقويت اعصاب و درمان عوارض دستگاه گوارش استفاده مي شود .

آب پهن
از كف حوضي به اندازه 5/5× 20/5 متر خارج مي شود و درجه حرارتش 5/37 درجه است.
آب يل سويي 
 اين آب از آب حوضي به طول 7/4 و عرض 5/3 متر بيرون مي آيد و از مجرايي در ضلع غربي حوض به خارج جريان مي يابد . حرارت آب در حوض 41 درجه است .
آب معدني ارجستان
روستاي ارجستان در 21 كيلومتري غرب اردبيل واقع است . در مركز روستا و نيز در حومه آن چند چشمه آب معدني سرد و گاز دار وجود دارد . از اين آب معدني به دو صورت آبمعدني بسته بندي شده در قالب بطريهاي يك و نيم ليتري توسط كارخانه آب معدني مس كو و همچنين بصرت چشمه اي دائمي كه روي مظهر آب حوضچه اي سيماني سرپوشيده ساخته شده كه آب ان بعد از پرشدن حوضچه بوسيله لوله اي در قسمت شرقي به بيرون سرازير شده و مورد استفاده اهالي و گردشگران قرار مي گيرد. آب معدني داراي آب سرد بي بو با مزه گس گازدار بوده، كه بصورت نوشيدني طبيعي و مفيد از آن استفاده مي كنند . دماي آب در حدود 10 الي 15 درجه سانتي گراد و آنيونهاي آن كلرور، بيكربنات ،... و كاتيونهاي مهم آن كلسيم ، منيزيم و پتاسيم مي باشد . داراي گاز كربنيك بوده و داراي منشاء آب معدني نيمه عميق مي باشد .

مجتمع آبدرماني سبلان
مجتمع آبدرماني سبلان و بزرگترين آبدرماني خاورميانه، با امكانات استخرهاي متعدد و بزرگ سرپوشيده حوضچه هاي آب گرم تحت فشار (جكوزي)، سوناي خشك و بخار، دوشها و وان هاي انفرادي متعدد، رستوران، خدمات پزشكي و درماني مجزا براي آقايان و بانوان، پاركينگ اختصاصي و ساير امكانات مورد نياز منطبق بر آخرين استانداردهاي جهاني آبدرماني هاي دنيا (داخل شهر) است. 

 مجتمع آبدرماني بش باجيلار
 با استخر سرپوشيده بزرگ شامل سوناي خشك و بخار ، آبگرم تحت فشار (جكوزي) دوشهاي انفرادي ، خدمات پزشكي و درماني و پاركينگ در داخل شهر است . آبگرم معدني گاوميش گلي (پر آب ترين و بزرگترين آب معدني ايران) و آب گرمهاي معدني قره سو ، ساري سو ، اعصاب سوئي ، پهنلو ، قهوه سوئي ، ژنرال ، يئل سوئي ، گوز سوئي در داخل شهر.
 

آبگرم بش باجيلار (پنج خواهران)

  چشمه آبگرم بش باجيلار در شهر سرعين واقع شده است. دبي 5 چشمه رويهم رفته 13 ليتر در ثانيه و بصورت دائمي، نشتي و جوشان در جريان است. دماي آب در داخل استخر در حدود 35 درجه و ظاهري كدر، كمي ترش مزه و كمي بودار است . خاصيت درماني : براي درمان بيماريهاي عمومي و تسكين دردهاي عصبي و مفصلي استفاده مي شود.

آبگرم ژنرال (جنرال)
 آبگرم ژنرال در شمال شهر سرعين واقع شده است. ارتفاع چشمه از سطح دريا 2000 متر است . مانند ساير چشمه هاي اين شهر، اين چشمه نيز در كف دره قرار گرفته است . دبي آب 6 ليتر در ثانيه و دماي آن در حوض 43 درجه سانتي گراد و مزه آب كمي ترش و بيرنگ مي باشد . به علت داشتن عناصر فوق بيشتر براي تسكين دردهاي عضلاني و رفع روماتيسم استفاده مي شود.

آبگرم پهنلو 
 اين آبگرم در شمالي ترين نقطه شهر سرعين واقع شده است. ارتفاع چشمه از سطح دريا به 1950 متر مي رسد . آبدهي چشمه در حدود 8/1 ليتر در ثانيه و به صورت دائمي و جوشان در جريان مي باشد. دماي آن در حوض 37 درجه سانتي گراد و هدايت الكتريكي آن براي 25 درجه حرارت 1360 و حالت نيمه اسيدي را دارد . خاصيت درماني: از آن در جهت درمان بيماريهاي عمومي و تسكين اعصاب و دردهاي مفصلي استفاده مي شود.

آبگرم قره سو (اعصاب سوئي)

اين چشمه در شهر سرعين و در جنب آبگرم ساري سو واقع شده است. ارتفاع چشمه از سطح دريا 1950 متر و چشمه در كف دره قرار دارد. دبي آن در حدود 5 ليتر در ثانيه و داراي جرياني دائمي و متغير با فصول و نيز بصورت جوشان در سطح زمين پديد آمده است . PH آب در حدود 2/6 و هدايت الكتريكي آن براي 20 درجه حرارت 1300 است. نوع آب آن از نوع كلروبيكربناته سديك است. يكي از آبهاي مورد استفاده براي تسكين دردهاي روماتيسمي و نيز آرامش دهنده اعصاب و روان مي باشد.
أبگرم ساري سو 
 اين آبگرم در شهر سرعين واقع شده است. دبي آن در حدود 5 ليتر در ثانيه و جريان آب بصورت دائمي و متغير در فصول مختلف است. دماي آب در حوضچه اول 47 دره سانتي گراد و بودار و رنگ آن كمي مايل به سبز پسته اي است و مزه آب هم كمي ترش مي باشد . خاصيت درماني : براي دردهاي روماتيسمي ، مفصلي و بطور كلي براي تسكين دردهاي عضلاني اثرات سودمندي دارد .
آبگرم حمام شفا 
 حمام شفا در شهر سرعين واقع شده است. آب اين حمام از چشمه اي با آبدهي 5 ليتر در ثانيه تأمين مي گردد . دماي آب در حدود 40 درجه سانتي گراد و ظاهر آن كمي كدر، ترش مزه و بيرنگ و بي بوست . هدايت الكتريكي آن براي 25 درجه حرارت 1300 و PH آن 5/6 است . آب اين چشمه در رديف آبهاي معدني كلروبيكربنات سديك قرار دارد . خاصيت درماني : از آن براي درمان مفاصل، تسكين بيماريهاي عصبي و امراض جلدي استفاده مي شود

آبگرم قهوه خانه ممتاز دو (قهوه خانه يعقوب)
اين آبگرم نيز در داخل حياط قهوه خانه ممتاز دو واقع شده است . آبدهي اين چشمه چهار ليتر در ثانيه و جريان آن بصورت دائمي و متغير مي باشد. دماي آب در مظهر 47 درجه سانتي گراد است. ظاهر آب كمي تيره و مزه آن كمي ترش است. هدايت الكتريكي آن براي 20 درجه حرارت 1350 است. PH آن در حدود شش و آنيونهاي مهم آن كلرور، بيكربنات، كربنات و كاتيونهاي مهم آن منيزيم، سديم و پتاسيم مي باشد . براي درمان بيماريهاي سيستم حركتي (درد دست و پا) و بيماريهاي عصبي استفاده مي شود .

آبگرم گاوميش گولي 
 اين چشمه در شهر سرعين و در ارتفاع 1940 متري از سطح دريا، بر روي كف دره واقع شده است. آبدهي آن 140 ليتر در ثانيه و يكي از پرآبترين چشمه هاي اين ناحيه است . آب آن به صورت دائمي و جوشان در جريان است . دهانه آن پراكنده و دماي آب در حوض 46 درجه سانتي گراد است . آب اين چشمه ترش مزه، بيرنگ و كمي بودار است (كه بوي هيدروژن سولفوره به مشام مي رسد) در اطراف مظهر چشمه و حوضچه ها كمي رسوبات زرد رنگ اكسيد آهن ديده مي شود . آنيونهاي آن كربنات ، بيكربنات ، كلروره ، سولفات و كاتيونهاي آن كلسيم ، منيزيم ، سديم و پتاسيم مي باشد . هدايت الكتريكي براي 25 درجه حرارت 1300 و PH آن 58/6 ، باقيمانده مواد خشك شده از تبخير آب آن 678 ميليگرم در ليتر بوده و آب آن در رديف آبهاي كلروره، بيكربنات سديك و كلسيك گرم مي باشد . آب آن بعلت داشتن تركيب كلروبيكربناته سديك و كلسيك براي درمان بيماريهاي عمومي، بيماريهاي سيتم حركتي (دردهاي مزمت روماتيسمي) و بيماريهاي زنان ، خنازير و بيماريهاي قلبي و نيز تقويت عمومي بدن استفاده مي شود .


 

دسته ها : اردبيل

 از غذاهاي محلي اين استان مي توان به آش شير،آش دوغ ، كوفته ، قيماق (سر شير) ترشي قرمه ، سبزي قورمه ، مسما،چخرتما،آب پياز، آ ش اوماج ، آش يارما ، خورش قاتق ، تاس كباب، حلوا زرد،تر حلوا ، حلواي زنجبل ، قيساوا،و قيقاناق(شيره شكر غليظ  جوشيده ،زغفران و تخم مرغ ) اشاره كرد.
قسمتي از شيريني ها و غذاهاي اين استان به سوغات اين شهرستان شهرت دارد كه از "آنها مي توان به سر شير ،كره ،آبنبات ، شيريني هاي محلي و تخمه آفتابگردان ، گردو ،عسل خالص سبلان ، (برگرفته از عصاره بر شهد گلهاي رنگارنگ و عطر آگين ) اشاره كرد . حلواي سياه استان نيز به صورت معجوني از جوانه گندم و كره طبيعي از ديگر سوغات نشاط بخش و مقوي است .
 

دسته ها : اردبيل

گيزلين پاچ
معادل فارسي اين كلمه "قايم موشك بازي" است و ترتيب بازي نيز تقريبا به همانگونه مي باشد . در اين بازي دسته اي از كودكان يك نفر را از بين خود وادار به بستن چشم يا روي كردن بديوار مي نمودند. آنگاه خود بي سر و صدا و به نحوي كه او در نيابد از كنار وي دور شده هر يك در جائي پنهان مي گشتند دقايق بعد آنكه چشمش بسته بود با صداي بلند داد مي زد "گيزلين پاچ و گلديم قاچ" و بلافاصله در پي جستجوي آنها به اينطرف و آنطرف مي رفت و در يك مدت متعارف اگر موفق يافته يكي از آنها را پيدا مي كرد برنده مي شد و الا بچه ها از مخفي گاه خود در آمده به محل اوليه باز مي گشتند .


گيرجنه بازي

گيرجنه به معني فرفره در زبان فارسي امروزي است و مراد از آن جسمي است كه بدور خود مي چرخد . اين كلمه در اردبيل و در معني خاص به تكه چوبي گفته مي شد كه خراطها آنرا به شكل استوانه و به قطر تقريبي سه تا چهار سانتي متر و ارتفاع هفت تا هشت سانتيمتر مي تراشيدند و يك قاعده آنرا بشكل مخروط در مي آوردند . وسيله بازي غير از گيرجنه "قمچي" بود و آن عبارت از تركه اي از چوب بود بطول تقريباً نيم متر كه بر يك سر آن نواري از پارچه و قماش يا نخ كنفي و غيره مي بستند و طول اين نوار به درازاي چوب قمچي انتخاب مي كردند . گيرجنه را بر روي نوك تيز آن با دست و در روي زمين صاف مي چرخانيدند و سپس برآن مي زدند و بدين طريق آنرا به چرخش وا مي داشتند و چه بسا كه ساعتها خود را با آن سر گرم مي ساختند .


چلينگ آغاج
نام فارسي آن "الك دولك" است ولي طرز بازي آن دو در اردبيل و تهران با هم فرق داشت . وسيله اين بازي دو تكه چوب دستي يكي بطول تقريبي 75 و ديگري 20 سانتيمتر بود كه اولي را "آغاج" بمعني چوب و دومي را "چلينگ" مي گفتند . اين بازي در اردبيل دو مرحله داشت "توخماغي" و "ياني" در قسمت اول بازي كه نوبت بازي با او بود آغاج را از يك سر در كف دست طوري مي گرفت كه دو سه سانتي متر آن در بالاي دست و بقيه در زير دست او رو به پائين قرار گيرد آنگاه چيلينگ را بر روي آن دست و پشت بر آمدگي چوب مي گذاشتند و سپس آنرا به هوا مي انداختند و با پائين چوب محكم مي زد .


تكسن جوت

با خوراكيهائي مثل نخود چي و كشمش صورت مي گرفت و يكي از بازيكن ها از آنها را در مشت بسته خود گرفته از ديگري مي پرسيد "تك سن جوت" يعني تعدادي كه در دست اوست طاق مي باشد يا جفت ؟ اگر جواب طرف با آنچه كه در مشت او بود مطابق در مي آمد برنده مي شد و آن مقدار نخود چي يا كشمش را كه در دست وي بود از او مي گرفت . اما اگر جواب او با آن مطابق در نمي آمد بازنده مي شد و به همان تعداد از آن خوردني به وي مي داد .
 

گلين و بيگچه
مهمترين بازي آنها عروسك بازي بود كه بنام "گلين" مي ناميدند . گلين در زبان تركي بنام "عروس" است و در عمل به مجسمه هاي بخصوصي گفته مي شد كه به شكل عروس مي ساختند . در قديم خود دخترها آنها را مي ساختند و گاهي هنر قابل تحسيني در اين باب از خويش نشان مي دادند و عروسكهاي مي دوختند كه در حد خود از بهترين آنهائي مي شدند كه انسان مي تواند با دست و با مواد اوليه بسازد . مواد لازم براي ساختن ساده ترين آنها سر شاخه هاي نازك چوب و يپبه و چيتهاي رنگارنگ بودند دو تكه چوب را بشكل صليب و به اندازه اي كه مي خواستند با نخ به هم مي بستند . آنگاه در قسمت بالاي آن با پنبه و گاهي با گذاشتن دگمه صورتي بشكل دايره ترتيب مي دادند و براي زيبائي روي آن پس از نقاشي پرده خارجي قلوه گوسفند را كه پرده شفاف و حاكي ماوراء بود و بنام "بوئرگ" خوانده مي شد مي كشيدند.

بش داش
نحوه بازي چنين بود كه يكي از آنها كه نوبت بازي با او بود پنج سنگ مزبور را در كف دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا مي انداخت و بلافاصله پشت همان دست گذاشته همه را با هم رو به بالا در هوا مي انداختند و بلافاصله پشت همان دست را براي گرفتن آنها در مسير سقوط آنها قرار مي داد . اگر سنگها ولو يكي از آنها در پشت دست قرار مي گرفت همانها را بهمان شكل باز در هوا مي انداخت و اين بار با كف دست آنها را مي گرفت در حركت سوم و چهارم و پنجم هم سنگها را در زمين مي ريختند و يكي از آنها را برداشته به هوا مي انداختند و تا گرفتن آن سنگهاي روي زمين را ابتدا دو تا دو تا بعد سه تا و يكي و بالاخره هر چهار تا را يكجا از زمين برداشته با همين دست كه سنگها در آن بود سنگي را كه از هوا پائين مي آمد مي گرفتند اگر موفق باين كارها نمي شدند خودشان مي مردند و بازي را تحويل طرف مي دادند . در مرحله ششم نوبت تعويض سنگها بود بدين معني كه سنگها را همچنان در زير زمين مي ريختند و يكي را برداشته به همان شكل به هوا مي انداختند و تا گرفتن آن يكي از سنگها را برمي داشتند . در نوبت دوم كه سنگها را به هوا مي انداختند آنرا كه از زمين برداشته بودند با يكي از سنگها كه در زمين بود عوض مي نمودند و بدين طريق پس از آنكه يك يك آنها را تعويض مي كرد مرحله هفتم بازي آغاز مي گرديد . در اين مرحله هم سنگها را به زمين ريخته يكي را برمي داشتند . آنگاه دو انگشت بزرگ و ابهام را بصورت دروازه اي در مقابل آنها مي گذاشتند و در فاصله ايكه سنگ برداشته شده را كه به هوا انداخته بودند ، بگيرند . سنگهاي روي زمين را يك يك با دست ديگر زده از آن دروازه مي گذرانيدند . در مرحله هشتم سنگها را در كف دست گذاشته يكي را به هوا انداختند و تا گرفتن آن سنگهاي ديگر را يكجا روي زمين مي گذاشتند و با ر ديگر آن سنگ را كه گرفته بودند به هوا انداخته تا پايين آمدن آن چهار سنگ ديگر را يكجا از زمين برداشته و سنگ به هوا انداخته شده را نيز مي گرفتند . اگر اين مراحل بپايان مي رسيد آن يكي برنده مي شد و هر گاه در وسط بازي با اصطلاح خودشان مي مرد بار ديگر كه نوبت به او مي رسيد از همانجا كه مانده بود بازي را تعقيب مي نمود .

دسته ها : اردبيل

 در برخي از مناطق اين استان چون منطقه مغان و ارسباران ، درميان عشاير كوچ نشين و ميان روستاييان استفاده از لباس هاي محلي توسط مردان و زنان عموميت دارد . لباس هاي محلي ايل شاهسون و ارسباران يكي از مهمت ترين جاذبه هاي فرهنگي به شمار مي آيند. مردان ايل پوشاك اختصاصي ندارند . پوشاك آنها كت وشلوار و كلاه ( معروف به كپي يا كلاه ترك دار و نظير كلاه مردان گيلان ) مي باشد .
پيراهن زنان ايل شاهسون از رنگ هاي متنوع و شاد تشكيل شده  و بلند است .
تنبان شليته اي است كه زنان مي پوشند و شبيه تنبان هاي بانوان گيلان ، بختياري و قشقايي است . جليقه  زنان شاهسون را پارچه هاي دوخته شده بدون آستين تشكيل مي دهد .

دسته ها : اردبيل

 موسيقي محلي استان اردبيل در قالب موسيقي اصيل آذربايجان به عنوان يكي از انواع موسيقي غني شرقي ، برگرفته از حقايق تاريخي و فرهنگي اين خطه است . موسيقي محلي اردبيل در دو گروه موسيقي رديفي يا مقام وموسيقي عاشيقي تقسيم مي شود. در اردبيل نوازندگان زن را سازاندا و نوازندگان مرد را عاشق مطرب مي نامند .
از ابزار موسيقي اين استان مي توان به قاوال كه همان دايره آذربايجاني است . بالابان (سازي بادي كه چون براي نواختن بن دو لب قرار مي گيرند ( به فارسي بالبان و به آذري بالابان ) تار (از سازهاي ذهي است كه با زخمه نواخته مي شود ) دهل ( همان ناقاراي آذري‌) دف كيميانجا (كمانچه ) و ... اشاره كرد.

دسته ها : اردبيل

خواستگاري رسمي و عقد خواني
پس از آنكه دختري مورد پسند قرار مي گرفت اقدام به خواستگاري رسمي مي شد . علامت قبول ازدواج از طرف خانواده دختر چاي شيرين بود و در اين روز از اقرباي دختر هم عده اي بدين مجلس كه به "شيرني ايچدي" معروف بود ، دعوت مي شدند . در اين مجلس ميزان مهريه و شرايط طرفين و تاريخ عقد مشخص مي شد نامزدي رسمي وقتي صورت مي گرفت كه مراسم مخصوصي به نام "شال اوزوك" انجام يابد اوزوك لفظ تركي و به معني انگشتري است و شال به همان معنائي است كه در زبان فارسي نيز مصطلح است.


عقدخواني
بين نامزدي و عقد خواني مدت زيادي طول نمي كشيد و از كسان طرفين براي مجلس عقد دعوت مي شد و اين دعوت غالباً از مردان مسن و ميانسال به عمل مي آمد . عقد خواني در خانه دختر به عمل مي آمد ولي مخارج آنرا خانواده پسر بر عهده داشت . وقتي كه صيغه عقد جاري مي شد مجلس در سكوت عميق و روحاني خاصي فرو مي رفت و همه به جملات خوانندگان صيغه توجه مي كردند . عروس در اتاق ديگري كه او را بر روي ظرف مسيني مي نشاندند و در وسط پارچه اي كه در بالاي سر او گرفته بودند . دو تكه قند را به هم مي سائيدند چون صيغه به پايان مي رسيد همه مباركباد مي گفتند . آنگاه با چاي و شيريني از حضار پذيرائي مي كردند .


پارچه كسدي
قبل از بردن عروس به خانه بخت جشن ديگري گرفته مي شد كه مختص زنها بود . مراد از اين جشن آن بود كه كسان طرفين دور هم بنشينند و لباسهاي عروس را بريده و بدوزند . ولي در طول زمان اين كار صورت تشريفاتي به خود گرفته مبدل به يك جشن رسمي براي نشان دادن لباسها و زينت آلات عروس به ديگران شده بود . در آن مجلس ، كه در خانه عروس برگزار مي شد . سازنده ها يعني خوانندگان و نوازندگان زن دعوت مي شدند و با پذيرائي هاي گرم جشن مي گرفتند و در ضمن آن لباسها و زينت آلاتي را كه خانواده داماد براي عروس آورده بودند به مهمانان نشان مي دادند . فرداي آن روز كساني از نزديكان داماد به اتفاق خياط به خانه عروس مي آمدند و قسمتي از پارچه ها را بريده براي روز عروسي لباس مي دوختند .


حنا گجه سي
حناگجه ، شبي بود كه فرداي آن عروس را به خانه داماد مي بردند . اين جشن هم در خانه عروس و هم درخانه داماد گرفته مي شد . حنا گجه خانه عروس مخصوص دختران و زنان جوان بود اينان ، از هر دو خانواده ، از بعد از ظهر آنروز به خانه عروس دعوت مي شدند و با او به حمام مي رفتند و غروب برگشته در خانه عروس جشن مي گرفتند و چون به دستهاي عروس حنا مي بستند از اين رو آنرا حنا گجه يعني شب حنا بندان مي گفتند . جشن خانه داماد هم با شركت پسران جوان برگزار مي شد و دوستان و همسالان وي در آنجا گرد آمده با او به حمام مي رفتند .


شب عروسي
بردن عروس به خانه داماد غالباً بعد از غروب صورت مي گيرد . در زمانهاي قديم بعضي از خانواده ها عروس را با اسب بخانه داماد مي بردند ولي بعد ها درشگه جانشين اسب شد و امروزه از ماشين استفاده مي كنند . بعد از ظهر روزي كه غروب آن عروس به خانه داماد مي رفت جهزيه او را به اضافه لباسها و تحفه هائي كه از روز نامزدي به بعد براي او آورده بودند ، به خانه داماد مي بردند . عروس را مشاطه آرايش مي داد و هنگام رفتن او به خانه داماد چادري به سرش مي انداختند و زنهاي مسني از خانواده او وي را همراهي مي كردند. يكنفر" ينگه" هم همراه آنها مي شد تا آداب و مراسم به حجله رفتن عروس را به وي بياموزد و در برابر كينه توزي احتمالي از او مراقبت كند . موقع رفتن عروس پدر وي ، و در صورت نبودن او برادربزرگ يا عموي او ، دم در خانه دعاي خير مي داد و خوشبختي او را آرزو مي كرد . در خانه داماد معمولاً شام تهيه مي شد و از مردان و زناني از بستگان طرفين دعوت به عمل مي آيد . رسم براين بود كه داماد سه تا سيب به پشت عروس بزند و به سر او نقل و نبات بريزد و پول نثار كند . در مدخل راهروي ساختمان مجموعه يا طشت مسين مي گذاشتند تا عروس از روي آن بگذرد و مثل مس در آن خانه محكم بماند .


ترك پلو
فرداي شب عروسي براي ناهار عروس غالبا مادرش "قويماق" مي فرستاد و براي شام او نيز از خانه پدرش ترك پلو مي آوردند . ترك غذاي مخصوصي است و آن پلويي است كه با زعفران و شكر و روغن مثل كته پخته مي شد . پلو را نيز گاهي با دو يا سه خورش مي پختند و همه آنها را با ديگ و ظرفهائي كه در آنها پخته بودند ، مي فرستادند. فرستادن ترك پلو هم داراي تشريفاتي بود و در خانه عروس براي شركت در اين مراسم از جمعي از نزديكان دعوت مي شد . هم چنين كسان داماد از اقرباي نزديك خود براي صرف اين غذا دعوت مي كردند .


اوز آشدي
عروس از ساعت ورود روي خود را از ديگران ، يعني مردان و زنان خانواده شوهر ، مي پوشانيد و روز اول براي آنكه نزد مادر شوهر يا خواهران وكسان داماد چادر از سر او بردارند هريك از آنها چيزي به وي هديه مي دادند . اين هديه بسته به تمكن مالي خانوادگي فرق داشت و در خانواده هاي متمكن سكه طلا بود و آنرا "اوز آشدي" مي گفتد يعني رونما .


بنده تخت
چون انتظار ورود مهمان براي خانواده داماد درمدت يك هفته و ده روز اول كار مشكلي بود لذا بعدها روز سوم عروسي را با اصطلاح عوامانه بنده تخت كه تحريف شده عبارت "بانو به تخت" است بدين كار اختصاص دادند و بعد از ظهر آنروز را به طور رسمي براي پذيرائي از مهمانان مشخص ساختند .


اياغ آشدي
پس از پايان اين قبيل مراسم ، عروس و داماد به قصد بازديد به خانه هاي منسوبان و دوستان خود مي رفتند. بعد از اين بازديدها تشريفات اياغ آشدي آغاز مي شد و آن عبارت از مهماني هائي بود كه خويشان و دوستان عروس و داماد ، متناسب با درجه نزديكي كه با آنها داشتند ، به افتخار آنان ترتيب مي دادند و از خانواده هاي طرفين نيز دعوت مي نمودند .

دسته ها : اردبيل

تقويم ايرانيان در گذر تاريخ

مطالعه تاريخ ايران باستان و تحقيقات اخير در اين زمينه نشان ميدهد كه انواع تقويم رسمي و محلي از روزگاران پيشين در ايران كهن معمول بوده است كه از ميان آنها سه تقويم زير داراي اهميت بيشتري بوده است :
1- فرس قديم  هخامنشي 

2- اوستايي قديم

3- مجوس و مغان

 

تقويم هخامنشي :
تقويم رايج در اوايل حكومت شاهنشاهي هخامنشيان به نام فرس قديم يا فرس هخامنشي معروف بوده است . متون كتيبه هاي باقي مانده از داريوش بزرگ در كوه بيستون در كرمانشاهان و ساير فرمانهاي شاهان هخامنشي ما را از تقويم رسمي امپراتوري سترگ ايران زمين و چگونگي اصول زمان سنجي در آن روزگاران آگاه ميسازد . متون اين كتيبه ها و محتواي فرمانها بيانگر اين حقيقت اند كه ايرانيان قديم سال را به دوازده ماه تقسيم ميكردند و فصول را مي شناختند . ماه هاي هخامنشي و معناي برخي از آنها عبارت است از :

ادوكن ئيش : هنگام كندن جوي , برابر با فروردين

ثور واهر : بهار پر غرور , برابر با ارديبهشت

تائي گرچي : سير چيدن , برابر با خورداد

گرم پد : پاي گرم , برابر با تير

درن باجي : جاودانگي , برابر با امرداد

كارياشيا : برابر با شهريور
 
بايگا دئيس : ماه پرستش خدا , برابر با مهر ماه

ورگزن : برابر با آبان ماه

اثري يادي : ماه پرستش آتش : برابر با آذر ماه

آنامك : ماه خداي بي نام , برابر با دي

ساميا : برابر با بهمن ماه

ويخن : برابر با اسفند ماه


در اخبار است كه داريوش بزرگ دو نفر از منجمان نامدار كلداني با به نام "نبوريمنو" , "كيدينوس" را جهت اصلاح اين تقويم به ايران دعوت كرد و ايشان با آشنايي به دانش نجوم يك سال شمسي را برابر با 365 روز و 6 ساعت و 15 دقيقه و 41 ثانيه معين نمود . به احتمال قوي سال و ماه ايرانيان را با اصول سال و ماه بابلي تنظيم كردند . اين تقويم كه قديميترين نمونه زمان سنجي در ايران است , تا زماني كه تقويم اوستايي در ايران رواج يابد تقويم رسمي كشور بوده است . خصوصيات آن به شرح زير است:
1- آغاز سال : در تقويم فرس قديم آغاز سال با آغاز پاييز مقارن و اولين ماه سال "باكيادئيس" با برگزاري جشن "باگايادي" توام بود . همچنين از قرار معلوم جشن مهرگان بعد از برقراري تقويم زرتشتي به جاي جشن باگايادي برگزار مي شده است .
2- مبدا و سرآغاز : در خصوص اينكه سرآغاز تقويم فرس قديم از چه زماني و متكي بر چه واقعه اي بوده است , اطلاع دقيقي در دست نيست . ولي بر اساس قرائن ميتوان گفت : چون آغاز سلطنت هر پادشاهي , مبدا تاريخي آن زمان محسوب ميشده و در دولت بابل نيز چنين ميكردند پس مادها و پارسها كه چيزهاي زيادي را از بابل و آشور اخذ و اقتباس كرده بودند , به احتمال زياد اين امر نيز از آنان گرفته شده است . همچنان كه متون گلي پارسه ( تخت جمشيد ) اين احتمال را مقرون به حقيقت ساخته است
3- شمارش ايام : در تقويم فرس قديم , مانند عصر حاضر , روزهاي هر ماه را با شمارش اعداد مشخص ميكردند و هر ماه داراي 30 روز بوده است . نمونه آن را در كتيبه بيستون ميخوانيم :

چهارده روز از ماه ويخن گذشته بود كه ...

نه روز از ماه گرم پد گذشته بود كه ...
4- فصل : در تقويم فرس قديم , سال به چهار فصل سه ماهه تقسيم مي شد و به كاربردن كلماتي همچون وهار به جاي بهار و وهامين به جاي تابستان و پاتيژ به جاي پاييز كه در زبان پهلوي معمول بوده مبين همين امر است . اين واژه هاي باستاني امروزه در زبان كردي به راحتي قابل مشاهده است . كردهاي ايراني نژاد هنوز اين واژه ها را حفظ كرده اند و به بهار امروزي همان وه هار ميگويند يا به تابستان پارسي امروزي همان واژه پهلوي ايران باستان يعني هاوين را به كار مي برند.


تقويم ديني مزديسنا :

بعد از پادشاهي داريوش بزرگ تقويم مزديسنا در ايران رواج يافت و ماههاي زرتشتي جانشين ماهاي فرس هخامنشي گرديد . اين تقويم در تاريخ ايران به تقويم ديني مزديسنا يعني تقويم زرتشتي و يا تقويم اوستايي كه بعدها تقويم يزدگردي شد مشهور است . اين تقويم كاملا مذهبي است و بر اساس خواسته هاي ديني زرتشتيان و بر اساس انجام مراسم و فرايض ديني آنان بنا شد . به طوريكه هر يك از روزها و ماههاي سال به فرشته يا فرشتگاني اختصاص دارد و انجام فرايض ديني را در زمانهاي خاص توصيه مينمايد . برخي از خصويات اين تقويم از اين قرار است :

شبانه روز در تقويم مزديسنا :

در اوستا شبانه روز به پنج وقت يا گاه تقيسم شده : وانگاه، ربيتونيگاه، ازيرنيگاه، اويسروتريمگاه و اشهينگاه. واژه هاتر يا هاسر در فرهنگ اوستا و پهلوي به جاي ساعت به كار گرفته مي شود و يك هاسر برابر است با يك ساعت و 12 دقيقه امروزي. روزهاي 30 گانه در اين تقويم كه هر يك به نام فرشته يا ايزدي نامگذاري شده است به شرح زير مي باشد :
هرمزد يا اهورازمزدا

بهمن يا وهومنه

ارديبهشت يا آش وهشت

شهريور يا خشتروئيريه

سفندارمذ يا سپنت آرمئيتي

خرداد يا هوروتات

امرداد يا امرتات

دي به آذر يا دئوش

آذر يا آتر

آبان
حورشيد يا هورخشئت

ماه يا ماونگه

تير يا تشتري

گوش يا گئوش

دي به مهر يا دئوش

مهر يا ميتر

سروش يا سرئوش

رشن يا رشئو

فروردين يا فره وشي

بهرام يا ورترئن

رام يا رامن

باد يا وات

دي به دين يا دئوش

دين يا دئنا

ارد ( ارت ) يا اشي ونگوهي

ارشتاد ( اشتاد ) يا ارشتات

آسمان يا اسمن

زامياد يا زم

ماراسپند ( مهر اسپند ) يا منثر سپنت

ائيران

در خرده اوستا در گفتاري تحت عنوان سيروزه ميخوانيم , نگهباني از 30 روزهاي ماه به يكي از فرشتگان سپرده شد و به همان فرشته نامزد گرديده است و ايزدان معروف مزديسنا , همان كه روزهاي ماه را به نامهاي آنان خوانده اند و خود ايزدان بزرگ از همكاري مهين فرشتگان كه آنان را امشاسپندان گويند , شمرده شده اند و بقيه همكاران و مددكاران آنها مي باشند:
امشاسپندان = ايزدان همكار

هرمزد = دي به آذر، دي به مهر، دي به دين

بهمن = ايزد ماه، ايزد گوش، ايزد رام

ارديبهشت = ايزد آذر، ايزد سروش، ايزد بهرام

شهريور = ايزد خور، ايزد مهر، ايزد آسمان، ايزد ائيران

سفندارمذ = ايزد آبان، ايزد دين، ايزد ارت، ايزد ماراسپند

خرداد = ايزد تشتر ( تير )، ايزد فروردين، ايزد باد

امرداد = ايزد رشن، ايزد اشتاد، ايزد زامياد

دسته ها : اردبيل

استاد نادعلي همداني 
 نادعلي همداني متولد ۱۳۱۲ اردبيل است و تاكنون نزديك به ۳۵ اثر از رمان تاريخي تا نمايشنامه و بيوگرافي و مجموعه داستان اعم از تأليف و ترجمه ، منتشر كرده است . رمان ولگرد اولين اثر او كه يك رمان تاريخي است درسال ۱۳۳۱ منتشر شد.

 

داوود غفارزادگان
 وي در سال 1338 در اردبيل متولد شد . او فارغ‌التحصيل دانش سراي مقدماتي اردبيل است . غفارزادگان در زمينه نويسندگي با انتشارات مدرسه ، حوزه هنري ، بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس همكاري داشته است . همچنين مسئول دفتر پيك كودك و نوجوان حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي ، كارشناس داستان مركز بررسي آثار ، عضو هيئت داوران اولين و دومين دوره جشنواره انتخاب كتاب سال دفاع مقدس و... از جمله مسئوليتهاي ايشان مي‌باشد.

 

آيت الحق ملا ابراهيم امام جمعه 
 از علماي بنام اردبيل بوده كه در سال 1207 ه.ق. در ولايت اردبيل متولد شد. اوعنوان امامت جمعه اردبيل را داشت و در مسجد اوچدكان اقامه جماعت مي كرد مدرسه اش ، خانه اش بود كه در قرب مسجد قرار داشت و چون تعداد طلاب رو به فزوني گذاشت مدرسه طلاب ملا ابراهيم را در سال 1267 بنا نهاد . اين مدرسه در 1352 خورشيدي نوسازي شد و باز به همان نام مركز تربيت دانشمندان مذهبي گرديد . او قريب يكصد سال عمر كرد و پس از وي فرزند ارشدش مرحوم ميرزا حاجي آقا امام جمعه شد . از خدماتش نوسازي مسجد اوچدكان بودكه با هزينه شخصي خود آنرا انجام داد . مقبره خانوادگي آنها در حجره اي متصل به مسجد اوچدكان قرار دارد. 

 

استاد سليمي 
موسيقيدان بزرگ آذربايجان ايران، از همين غواصّان درياي خروشان موسيقي است . اهل فن، او را به عنوان يك تك‌‌نواز و بداهه ‌‌پرداز بلند مرتبه مي‌‌شناسند و در آهنگسازي و خلق نغمه‌‌هاي زيبا و استوار نيز ، منزلت رفيع براي او قائل‌اند. زندگي پربار و پركار استاد سليمي در شرايطي بيشتر سخت و كمتر آسان ، مثالي زنده است از عشق و پشتكار يك هنرمند شرقي ، كه ميليون‌ها انسان با نغمه‌‌هاي او زيسته‌‌اند ، گريسته‌‌اند و زندگي را ادامه داده‌‌اند . نغمه‌‌هاي او ، از بن دل ، آذري است ، ايراني است، جهاني است و داراي احساسات لطيف انساني است.

 

شيخ ابراهيم قلعه جوقي 
 او از قراء اردبيل بوده كه پس از تحصيل مقدمات عازم نجف اشرف شد و تا آخر عمركوتاه خود در آنجا ماند از تاريخ ولادت و وفاتش اطلاعي در دست نيست ولي تلمذ وي در محضر آيت الله خراساني زمان حيات وي را ، درنيمه اول قرن چهاردهم هجري مي نمايد.


تاج الدين اردبيلي 
 از دانشمندان معروف قرن هشتم هجري است كه در فقه شافعي و ادبيات عرب و علوم عقلي و نقلي معروفيت داشته و از بزرگان عصر خود به شمار مي آمده است از مفتيان و مدرسان جليل القدر بغداد و قاهره ، دو مركز علمي اسلامي آن عهد بوده و يكي از ائمه علماي زمان خويش ، در همه رشته هاي علمي معاصر ، محسوب مي شده است. مقام علمي او تا بدان مرتبه رسيده كه به شيخ العلماء شهرت يافته و در رحلتش بزرگان و فضلاي وقت اشعار و مراثي زيادي سروده اند. تاج الدين تاليفات زيادي داشته وكتاب بزرگي در احكام گردآوري است او "علوم الحديث" ابن الصلاح را تلخيص كرده و نيز با استخراج و تفكيك احاديث كتاب"الميزان شمس الدين ذهبي" ، آنها را در بابهاي جداگانه مرتب نموده و به صورت روشني درآورده است.

 

جنوني اردبيلي 
 از سخنوران قرن دوازدهم هجري است. مردي اديب وشاعر بوده و در غزل و ترجيع بند و قصيده و رباعيات مولفاتي قابل تحسيني داشته است. در سال 1107 از گفته هاي خود ديواني تنظيم نموده كه بنا به نوشته الذريعه حاوي 3254 بيت شعر مي باشد و مولف الذريعه آن ديوان را ، منضم به يك جنگ نامه تركي دركتابخانه "سلطان القرائي" در تبريز ديده است.

 

الياس اردبيلي
در قرن دهم هجري مي زيسته و دائي مقدس اردبيلي بوده است در علوم مختلفه ، بويژه در رياضي و نجوم و هندسه يد طولايي داشته بنا به نوشته تاريخ اردبيل و دانشمندان او يعني الياس در عصر مادر علم هيئت بي نظير است الياس به دعوت همايون تيموري به هندوستان رفته و در آنجا مورد اكرام و احترام قرار گرفته است نوشته اند كه چون او در هند ضياع و عقار و رتبت و مقامي بدست آورد و مورد حقد وحسد قرار گرفت و بدينسان در اواخر عمر مجبور به مراجعت به زادگاهش گشت و در آنجا زندگي را بدرود گفت.

 

شرف الدين اردبيلي 
 مؤلف تاريخ اردبيل و دانشمندان مي نويسد كه "شرف الدين ابي شرف الدين ابوعبدالله اردبيلي" از علماي كثير الزهد و رياضت كش و با صفا بود در قرن هفتم هجري مي زيست و در سميساطيه مصر متوطن گشت او از شاگردان "برهان الدين موصلي" بود و از فضل و دانش بهره كافي داشت و جمع زيادي نيز از محضر او استفاده مي كردند. وفاتش درچهارم ماه محرم 675 هجري اتفاق افتاد و دركنار مرقد استادش كه مجاور قبر "صهيب رومي" بود ، مدفون گرديد.

 

مرحوم رحيم موذن زاده اردبيلي 
 اردبيل ازمناطقي است كه صداهاي ماندگاري ازآنجا به گوش جهانيان رسيده است . براي نمونه ميتوان به صداها ي خانواده موذن زاده اردبيلي اشاره كرد. يكي از نخبگان وهنرمندان اردبيلي مرحوم موذن زاده اردبيلي است. مرحوم رحيم موذن زاده اردبيلي درسال ۱۳۰۳در اردبيل به دنيا آمد. پدرش شيخ عبدالكريم بسيار خوش صدا خوش خلق و آشنا به رديف هاي موسيقي بود. شيخ عبدالكريم در سال ۱۳۲۶از راديو اذان گفت و بعد از آن پسرش رحيم نيز بااو همراه شد. اذان ماندگار رحيم موذن زاده دردستگاه بيات ترك گوشه روح الارواح اجرا شده است . در خانواده ‌ موذن زاده كه اغلب به فعاليت‌هاي مذهبي و اذان‌گويي پرداخته‌اند، رحيم موذن زاده ، فرزند ارشد شيخ عبدالكريم ، راه پدر را با جديت بيشتر پي گرفت و عملاً پس از درگذشت پدرش، به جاي او قرائت اذان را ادامه داد. برادران رحيم ، سليم و داوود نيز اذان مي‌گويند . رحيم برادر ديگري نيز داشته است به نام نعيم كه اذان مي‌گفته است ولي در سن 25 سالگي از دنيا مي‌رود . نام خانوادگي رحيم در شناسنامه ، موذن است اما گويند‌گان راديو همواره از نام موذن زاده براي معرفي او استفاده كرده‌اند.

http://www.ahestan.ir/wp-content/uploads/2008/09/f_moazzenzadem_bbe5501.jpg

جعفر ابراهيمي 
 وي در سال 1330 در روستاي حور اردبيل چشم به جهان گشود و تا ده سالگي در همان جا به سر برد سپس به تهران سفر كرد و در همان جا ساكن شد و تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم در رشته رياضي ادامه داد. او مدت ده سال نويسنده برنامه‌هاي راديويي بوده و مسئوليتهاي مختلفي را نيز برعهده داشته است. از جمله: مسئول شوراي شعر كانون پرورش فكري (از سال 1360 تا هنگام بازنشستگي در سال 1380)، سردبير جنگ ادبي آيش، شش دوره دبير جشنواره مطبوعات، دو دوره دبير جشنواره كتاب كانون پرورش فكري و چند دوره داوري كتاب سال و با موسسة كيهان، صدا و سيما، حوزه‌ هنري و انتشارات اميركبير نيز همكاري دارد و حدود 100 كتاب براي گروه‌هاي سني مختلف به رشتة تحرير درآورده است. محمدرضا بايرامي : وي در سال 1344در اردبيل متولد شد.او مدير دفتر ادبيات كودك و نوجوان مي باشد. سابقه فعاليتهاي فرهنگي او شامل : داستان نويس و برنده جوايز متعددي از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ، حوزه هنري ، جشنواره ادب و پايداري ، جشنواره روستا، بنياد حفظ آثار و ارزش هاي دفاع مقدس ،كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان ، سمينار بررسي رمان ايران و جهان ، انجمن نويسندگان كودك و نوجوان و كتاب سال مسجد جوادالائمه ، برنده جايزه جهاني كبراي آبي و خرس طلايي از كشور سوئيس و ... است.


ابن بزار اردبيلي 
 مؤلف كتاب معروف صفوه الصفا است كه به قول دانشمندان معاصر ، يگانه مرجع مورخان در باب شيخ صفي الدين و پدران اوست نام او درويش توكلي و پدرش اسماعيل بن محمد اردبيلي است. در قرن هشتم هجري مي زيسته و از مريدان شيخ صدرالدين موسي فرزند و جانشين شيخ صفي الدين بوده است. كتاب خود را به تشويق مرشد به نام اسس المواهب السنيه في مناقب الصفويه است. تاريخ تحرير اين كتاب 759 ه.ق يعني 24 سال بعد از فوت شيخ صفي الدين بوده است. كتاب ديگري به نام مكشف القلوب نيز بدو نسبت داده شده است.ابوالفرج ابن عبدالرحمن اردبيلي :درقرن ششم هجري مي زيسته وحوالي سال 550 درگذشته است گويا درطب بويژه خواص گياهان اطلاعات وسيعي داشته و ابوحامد اندلسي در سفر خود به اردبيل كه از كوه سبلان نيز ديدن كرده ، با وي ملاقات نموده است. نوشته اند كه در اين ديدار نوع گياهان سبلان نيز موضوع گفتگو بين آنها قرار گرفته است.حاج ميرزا ابوالفضل فضلي : از علماي معروف نيمه اول قرن چهاردهم است در اردبيل به دنيا آمده و پس از تحصيلات مقدمات به نجف اشرف رفته است سالها در آنجا درس خوانده و از برجسته ترين شاگردان مرحوم آخوند ملا كاظم خراساني شده است. او در نجف معروفيت خاصي داشت و رساله عمليه نوشت و مقلدان زيادي درآنجا و خطه اردبيل پيدا كرد. فضلي در سال 1342 خورشيدي بجوار رحمت حق شتافت و بعدها جنازه اش به نجف اشرف منتقل گرديد و در سومين حجره دست چپ از در ورودي بزرگ صحن مطهر حضرت علي بخاك سپرده شد.شيخ ابوسعيد اردبيلي : از عرفاي قرن سوم هجري و از مريدان جنيد بغدادي است. عارف والامقامي بوده و شيخ صفي الدين در اوان جواني در مزار او عبادت مي كرد قبر او هم اكنون در اردبيل و در اول كوچه معصوم شاه باقي و به پير معروف است حمامي هم كه از قديم الايام در مجاورت اين مكان دايراست به اسم حمام پير بوده است.الهي اردبيلي :وي درسال 870 هجري در اردبيل ديده به جهان گشود پس از تحصيل مقدمات ، بامساعدت سلطان حيدرصفوي به شيراز و خراسان سفر كرد مدتي نيز در هرات به نديمي امير علي شيرنوائي و شاهزاده غريب ميرزا ولد سلطان ميرزا گذراند و پس از درگذشت اين شاهزاده به آذربايجان مراجعت كرد او پس از بازگشت به اردبيل در حظيره شيخ صفي الدين قدس سره بتدريس وتعليم علوم مختلف پرداخت و سرانجام در سال 940 هجري ، كه بيش از هفتاد سال داشت در اين شهر بدرود ودر آنجا دفن گرديد. الهي دانشمند والامقامي بوده كه بيش از سي جلد كتاب و رسائل و تعليقات و حواشي بزبانهاي فارسي وعربي و تركي نوشته و اول كسي در تاريخ ايران است كه درمذهب تشيع بزبان فارسي كتاب شرعيات برشته تحرير درآورده است.مولانا مقدس اردبيلي :ملا احمد بن محمد معروف به مقدس اردبيلي از اعاظم علماي اسلام در مذهب تشيع است. اودر قرن دهم هجري زندگي مي كرد و در ورع و تقوي و فقه و كلام وحيد عهد خود بشمار مي آمد . مولانا مقدس تاليفات زيادي ازجمله اثبات الوجود و مناسك الحج و آيات الاحكام دارد كه به زبده البيان موسوم است در باب زهد و تقوي و معنويت وي سخنان زيادي گفته اند. او از اهالي قريه نيار ، دو كيلومتري شرق اردبيل است. مقدس شاگردان بزرگي تربيت نمود كه بعدها درحوزه علميه جانشين وي گشتند . بعدازفوت مقدس رياست حوزه علميه نجف به ملا عبدالله شوشتري استاد شيخ بهاء الدين تفويض گرديد . مقدس در سال 993 هجري ، بدرود زندگي گفت . جنازه او را در نجف اشرف در جوار تربت مقدس حضرت علي بن ابيطالب در حجره اي كه در ايوان مطهر واقع است ، بخاك سپردند . بيضاي اردبيلي : مرحوم ميرزا صادق متخلص به بيضا از شعراي معاصر اردبيل است اوشغل تجارت داشته و در عين حال طبع شعر قوي و مطالعات زيادي داشته است اشعارش غالبا به زبان تركي و در مدايح و مراثي اولياي دين وخاندان امامت شيعيان است درگفته هايش ذوق عرفاني به چشم مي خورد مجموعه اشعار وي تدوين نگرديده و به گفته يكي از نوادگانش خود بيضا در ايام بيماري مشرف به موتش سروده هايش را كه با مركب نوشته بوده است در ظرف آبي ريخته و شسته است با اينحال جسته گريخته از اشعار او در يادداشتهاي ديگران باقي مانده است.


تزريقي اردبيلي 
 تزريق صنعتي از صنايع بديع شعر به حساب ميآيد اين امر درزمان صفويه پيدا شده ورايج گرديده است و به قراري كه نوشته اند تزريقي اردبيلي پيشواي اين سبك بوده است تزريقي از اردبيل برخاسته وبعدها به "شماخي"در آذربايجان كنوني شوروي رفته ودر آنجا زندگي مي كرده وشغل دلالي داشته است اوشعرهاي بي مزه مي گفته است كه از گفته هاي وي يك بيت در"تحفه سام ميرزا"و 24 بيت در "خلاصه الاشعار تقي كاشاني" نقل شده است بعد از تزريقي كسان ديگري نيز در اين سبك شعر گفته اند وسام ميرزا در نوشته هاي خو د"سيماي مشهدي " را از آن جمله ذكر كرده است . ثاني صفوي : مؤلف كتاب "سخنوران آذربايجان " آن عده ازسلاطين و شاهزادگان و بزرگان صفوي را ،كه ذوق ادبي داشته و اشعاري سروده اند ، در عداد ادباي اردبيل نوشته است وشاه عباس دوم از جمله آنها مي باشد او پسر شاه صفي است و شهرت ادبيش "ثاني" بوده است. او به سال 1042 هجري در قزوين تولد يافته و بعد از سي وشش بهار در خسروآباد مغان در گذشته و در جوار حضرت معصومه در قم دفن شده است اودر زمان سلطنتش به عمران وآبادي توجه خاصي داشته و در بقعه شيخ صفي الدين هم بناهائي كرده است كه تالار بزرگ چيني خانه از جمله آنهاست. ثاني علاوه بر طبع شعر در امر حساب و محاسبات نيز ورود كامل داشته و در حاشيه احكام و ارقامي كه براي ملاحظه يا تصويب وي داده مي شده نظريات و ايرادات دقيقي مي نوشته است.


سيد حسين اردبيلي  
 در سال 1297 قمري در قريه گازر از قراء دامنه سبلان به دنيا آمد تحصيلات اوليه خود را در اردبيل گذرانيد و در محضر اساتيد بزرگ منجمله آخوند "ميرزا محمد علي ميرآخوراوغلي" كسب دانش نمود آنگاه از طريق قفقاز عازم مشهد شد او در مشهد به مراحل عالي ادب ومعارف اسلامي دست يافت و درضمن با توجه به وضع سياسي روز در نشر افكار آزاديخواهي كوشش نمود ابتدا با نشر شبنامه در اين راه قدم برداشت و مدتي بعد روزنامه خراسان را پي ريزي كرده از سال 1327 قمري به انتشار آن اقدام نمود اين روزنامه جوانان مستعد و پرشور خراسان مثل شادروان محمد تقي ملك الشعراي بهار را به دورخود جمع كرد. خراسانيها در دوره دوم مجلس شوراي ملي سيد حسن را به نمايندگي خود درآن مجلس انتخاب كردند اقامت او در تهران و حشر و نشرش با رجال و آزاديخواهان وي را در رديف مهره هاي مهم سياسي كشور قرار داد و بالاخره وي در بيستم رمضان 1336 دار فاني را وداع گفت.


شيخ حبيب ارديموسي 
 از فقهاي بزرگ نيمه اول قرن چهاردهم هجري است از قريه ايرديموسي ، درجوار قريه سرعين برخاسته و بر اثر تلاش وپشتكار ، از بزرگان فضلاء حوزه علميه نجف گشته است در حوزه درسي آخوند خراساني از برگزيده ترين دانشجويان به شمار مي آمده و مراتب فضل وكمالات وي مورد مدح وستايش معاصرينش بوده است خود رساله عمليه داشته و مقلدين زيادي در عراق پيداكرده است تا آخر عمرش درنجف مانده و در آنجا درگذشته است تاريخ ولادت و وفاتش معلوم نيست ولي دوره شهرت و معروفيتش در ثلث دوم قرن چهاردهم هجري بوده است. به زعم برخي از علما كتاب معروف "حاشيه بر مكاسب شيخ انصاري" كه منتسب به مرحوم آسيد كاظم طباطبا ئي است تاليف شادروان آشيخ حبيب مي باشد و او اين كتاب را با مرحوم طباطبائي تاليف كرده است ولي بعداً كتاب به نام خود طباطبائي معروف گشته است.

 

جمال الدين يوسف بن ابراهيم اردبيلي
جمال الدين يوسف بن امام عزالدين ابراهيم اردبيلي هم از دانشمندان اين ولايت است كه در مذهب شافعي از فضلاي والامقام به شمار مي آيد. اودرقرن هشتم هجري زندگي مي نمود وكتاب معروفي به نام "الانوارلاعمال الابرار" درفقه شافعي تصنيف كرده كه مورد علاقه علماي بعد از وي بوده است دانشمندان بزرگ بر اين كتاب تعليقات زيادي نوشته اند و نوشته جلال الدين دواني ،كه از فضلاي معروف اسلامي است معروفتر از تعليقات ديگر مي باشد جمال الدين در سال 799 هجري دعوت حق را لبيك گفته وكتاب الانوار او در سنوات اخير به چاپ رسيده است .


حكيم الهي اردبيلي 
 عبد المناف بن صفر علي حكيم الهي از دانشمندان بزرگ اردبيل است گرچه اوخود را با عنوان "ملا" معرفي مي كند ولي در كسوت ملائي كه در عصر ما عبا و عمامه مظهر آن است ، نبوده و مثل تجار و اعيان شهر لباس مي پوشيده است در علوم قديمه ، به ويژه حكمت اطلاعات وسيعي داشته و در مباحث مختلف تصنيفهائي ازخود به جاي گذاشته است كه برخي از آنها مثل "مقامات ابن صفار حكيم الهي اردبيلي" و"كشف المعارف" بچاپ رسيده است مقامات ابن صفار به طرز مثنوي است و در سال 1323 هجري قمري در چاپخانه احمدي اردبيل به چاپ رسيده ولي كتاب "كشف المعارف" در ماه صفر 1324 هجري قمري چاپ شده است.حاج ميرصالح مجتهد اردبيلي : حاج ميرصالح بن عبدالرحيم موسوي اردبيلي ازقريه كلخوران برخاسته و در نجف اشرف تحصيلات علمي خود را درمحضر آسيدحسين كوه كمري به پايان رسانيده است او از كياست و فراست فراوان بهره مند بوده و بزعم بعضي از ارباب نظر استعداد آن را داشته است كه بزعامت عالم تشيع برسد ولي به قصد اقامت درموطنش نجف را ترك و با تدريس و افاضه در حوزه علميه اردبيل شهرت وسيعي به دست آورده است از آثار و تقريرات استاد در دو جلد و نيز حاشيه بر رسائل شيخ مرتضي انصاري است. وي در چهاردهم صفر سال 1319 قمري در اردبيل بدرود زندگي گفته و دركنارمسجدي كه به نام او معروف است دفن گشته است فرزندان حاج ميرصالح به نام خانوادگي انواري شناخته مي شوند. صدرالدين موسي : فرزند ارشد شيخ صفي الدين و جانشين وي در ارشاد خلايق بوده است درسال 704 هجري ،كه چهار سال از رحلت جدش "شيخ زاهد گيلاني" مي گذشت در روز عيد فطر پا به عرصه هستي گذاشت و31 سال درخدمت پدر بزيست و 59 سال بعد از وي نيز صاحب خرقه و سجاده وي گرديد به سال 794 دراردبيل درگذشت و دركنار قبر پدرش به خاك سپرده شد اولين بناي بقعه اصلي شيخ صفي الدين كه گنبد الله الله است به دستور وي ساخته شد زاهدي عالم و عابدي فاضل بود علوم ديني و تفسير قرآن تدريس مي كرد او سالك مجاهد بود و مكاشفت داشت صفات ظاهري اوحكايت ازسيرت روحاني وي مي كرد مردي داراي فراست وصاحب كرامت بود و در امر شريعت و طريقت استقامت مي نمود و از بس كه علو همت و جوانمردي داشت و اطعام فقراء و مساكين مي كرد به خليل عجم لقب يافته بود.محمد بن حمزه ننه كراني : از دانشمندان متاخر است كه از قريه ننه كران سه فرسخي شمال غربي اردبيل برخاسته و در نجف اشرف از محضر درس مرحومين ممقاني و شربياني استفاده كرده است صاحب الذريعه نوشته است كه سيد مير محمد بن حمزه الموسوي ننه كراني كتابي دارد كه از سه مجموعه تشكيل يافته است مجموعه اول در 378 صفحه درسه موضوع : دربعضي نوادر و قصص و حكايات عبرت آميز ، در توحيد و امامت ، در فضائل اهل بيت وتاريخ آنها. مجموعه دوم: درنصايح ومواعظ وفضائل. مجموعه سوم در انساب بعضي سادات كه نسبت به مجموعه اول كوچكتر و در يك صفحه است وي در سال 1364 قمري درگذشته است. صدرالممالك اردبيلي : ميرزا نصرالله صدرالممالك متخلص به نصرت اردبيلي از دانشمندان قرن 13 هجري است از فصاحت و طلاقت لسان بهره كافي داشت و در زمره عرفاي عهد خود به شمار مي آمد صحبت اغلب علماي عصر و رهروان طريقت را دريافته و در تصوف از حسن عليشاه تلقين و ارشاد كسب كرده است تحصيلات خود را در اردبيل گذرانيده و مدتي نيز در اصفهان به تكميل آن پرداخته است صدرالممالك اشعار خوبي مي سروده ونصرت تخلص مي نموده است ديواني به همين نام دارد.


خطايي 
 تخلص شعري شاه اسماعيل است او در عين حال كه اهل جنگ و مبارزه بود درشعر و شاعري نيز استعداد قابل توجهي داشت و از شعراي قرن دهم هجري به شمار مي آمد اودر 25 ماه رجب 892 هجري قمري از عالمشاه دختر اوزون حسن آق قويونلو در اردبيل به دنيا آمد و سالهاي اول عمر را ، پس از شهادت پدرش در شيروان ، به اسارت در قلعه استخر فارس گذرانيد درسال 905 هجري هنگاميكه سيزده سال داشت به اردبيل آمد و ازآنجا با هفت هزار نفر از مريدان به قصد خونخواهي پدرش به شيروان حمله نمود و فرخ يسار را در محلي به نام جاني شكست داد و به سوي نخجوان پيش راند و الوند ميرزا را مغلوب ساخته عازم تبريز گرديد او به سال 906 هجري اعلام سلطنت كرد و به نام شاه اسماعيل بر تخت نشست و تا سال 930 كه بدرود زندگي گفت دائما درحال جنگ و ارد وكشي گذرانيد با اينحال هرگاه كه فرصتي يافت اشعاري سرود و ديواني كه معروف به ديوان خطائي است از خود به جاي گذاشت مصنفات ديگري به نام "مناقب الاسرار" و"بهجت الاحرار" نيز بدو منسوب است .


آقا سيد احمد مرتضوي 
 پدرش آقا سيد مرتضي از سادات خلخال بود احمد بسال 1280 در نجف بدنيا آمد در اوان جواني به همراه پدر به خلخال رفت وآنگاه كه پدرش اردبيل را جهت سكونت خويش برگزيد او نيز در معيت وي بدين شهر آمد و به ادامه تحصيل پرداخت در 28 سالگي در حاليكه بهره كافي از علوم عقلي و نقلي داشت به نجف اشرف رفت و ساليان دراز از محضر اساتيد بهره جست او با نيل به درجات عالي علمي زمان ، و اجتهاد در مسائل فقهي به اردبيل بازگشت و مرجع خاص وعام گرديد او در مسجدي كه بنام او اكنون هم در اردبيل باقي است تبليغ اسلام و تبين احكام نمود و مجالس وعظ او بمنزله كلاس درسي براي همه طبقات بشمار مي آمد.


شيخ صفي الدين اردبيلي 
 ابوالفتح اسحق بن امين الدين جبرئيل درسال 650 هجري دركلخوران ،كه قريه اي است درسه كيلومتري شمال اردبيل ديده به جهان گشود پدرش از ثروتمندان وكريمان بود و مشرب عرفاني داشت صفي الدين تنها شش سال از نعمت وجود پدر بهره مند بود و اين دوره ، با همه كوتاهي ، درتكوين شخصيت وي اثر بسيارنمود زيرا به عقيده علماي تربيت سنين از سه تا شش سالگي بهترين دوره فراگيري انسان مي باشد وي صرفنظر از جنبه عرفاني ، وي از دانشمندان بزرگ به شمار مي آمد و قرآن تفسير مي كرد و در علم قرآن اطلاعات وسيعي داشت درعين حال اديب وسخنور بود و به زبان آذري و فارسي شعر مي سرود. هر كس كه جوي مهر علي دردل اوست هر چند گنه كند خدا مي بخشد.

 

سامي اردبيلي 
 سام ميرزا فرزند شاه اسماعيل اول روز سه شنبه 21 رمضان شعبان 923 متولد شد درايام جواني عليه سلطنت برادرش شاه طهماسب اول ، عصيان كرد و به هندوستان رفت بعدها از اين كار پشيمان شد نامه اي به برادر نوشت و مورد عفو قرار گرفت درسال 976 باز عصيان كرد و دستگير گرديده در قلعه قهقهه زنداني گشت و با خانواده اش درآنجا زندگي مي نمود در سال 974 روزي درآن قلعه با دو تن ازفرزندان القاص ميرزا نشسته مشغول صحبت بود ناگاه زلزله شديدي اتفاق افتاد و سقف ريخت. سام ميرزا مرد ادبيي بود و شعر نيز مي سرود اودرسال 967 ديواني به عنوان تحفه سامي جمع كرده است و نوشته اند كه حاوي احوال 6664 نفر از شعراي معاصر مي باشد.


خواجه علي سياهپوش 
 سلطانعلي بن صدرالدين موسي مشهور به خواجه علي سياهپوش فرزند وجانشين شيخ صدرالدين و نوه شيخ صفي الدين بود و از سال 794 هجري كه پدرش درگذشت تا زمان وفاتش كه در 18 رجب 830 هجري در بيت المقدس اتفاق افتاد ، صاحب خرقه سجاده بود و به ارشاد خلايق اشتغال داشت قبر وي در بيت المقدس به سيد عجم معروفيت داشته است. خواجه علي عارفي فاضل وعالم بوده واشعار نيكوئي مي سرود و ديوان اشعارش از مبداء تا مقطع درميان طالبان مشهور بود.


مرجعيت مقدس اردبيلي 993(هجري قمري)
 احمدبن محمد اردبيلي مشهور به مقدس اردبيلي از فقها و مراجع بزرگ شيعيان در اواخر قرن دهم هجري قمري است. ايشان در شهر اردبيل متولد شد و از مفاخر آذربايجان است او براي تحصيلات عالي فقه به نجف اشرف مهاجرت و از محضر شاگردان شهيد ثاني در نجف استفاده كرد و به مقام مرجعيت شيعه رسيد. او بعد از شهادت شهيد ثاني در سال 966 هجري قمري به مدت 27 سال مرجع شيعيان جهان در عصر غيبت مقارن با حكومت صفويه بود. او به قدري در احتياطات فقهي مراقب بود و آنچنان با قداست تمام به فرامين الهي حتي احتياطات آنها اهتمام داشت كه به مقدس اردبيلي شهرت يافت و اين صفت علي‌الاطلاق بر اين مرجع شيعي انصراف يافت. حكايت‌هاي بي‌شماري از كرامت‌هاي ايشان حتي در تشرف به محضر امام زمان (عج) نقل شده است.


آيت الله موسوي اردبيلي 
 آيت الله موسوي اردبيلي يكي ديگر ازمشاهير استان اردبيل است كه از مراجع تقليد حوزه علميه قم نيز مي باشند .

دسته ها : اردبيل

 

گليم بافي

گليم هاي ساده توليد شده در مغان به اصطلاح دراز و باريك با طولي در حدود 3 تا 5 متر و عرضي حدود يك متر است و معمولاً در دو قسمت بافته و از جهت طولي به نحو مخصوصي به هم دوخته مي شود. ضمن آن كه در مناطق عشايري استان بيشتر به استفاده از چله پشمي در توليد كار تمايل دارند و كمتر از نخ پنبه اي به عنوان چله يا تار استفاده مي كنند. گليم هاي توليدي خلخال در اندازه 5/1 × 3 متر مربع است و طرح گليم نيز معمولاً با يك يا چند ترنج و يك حاشيه همراه است و متن زمينه از يك رنگ است و خرده نقشي ندارد.

ورني

ورني كه گاه به آن گليم سوزني نيز گفته مي شود، يكي از شاخص ترين "سوماك" هاي ايران است.  "ال سون" ها و نيز عشاير "ارسباران" عمده ترين توليد كنندگان ورني هستند. متداول ترين مصارف ورني شامل خورجين، مفرش(رختخواب پيچ يا فرمش) و زيراندازهايي است كه غالباً در اندازه هاي 3/1×1 متر و 5/1×1 متر روي دارهاي عمودي بافته مي شود. بافندگان ورني از نقش هايي چون گوزن, آهو , گرگ, سگ گله, بوقلمون, مرغ و خروس, شغال, روباره, پرندگان محلي و ... به گونه اي بسيار زيبا و به صورت هندسي استفاده مي كنند.

 

 

 

 

جاجيم بافي

بافت جاجيم در اكثر روستاها و مناطق عشايري اردبيل داراي سابقه ديرينه است و به علت وجود مواد اوليه در بين دامداران و عشاير تقريباً اغلب خانواده ها به اين فن آشنائي دارند. در استان اردبيل, منطقه خلخال, از نظر نوع بافت و ميزان توليد آن, از مراكز مهم جاجيم بافي اردبيل به شمار مي رود.

سفالگري
سفال عمدتا از خاكهاي ثانويه ساخته مي شود.  مهمترين خاك ثانويه انواع خاك رس است كه با نام علمي Earthen Ware شناخته مي شوند و رنگ طبيعي آنها از نخودي تا قرمز تغيير مي كند. اصطلاح انگليسي سراميك دقيقا داراي مفاهيم سفال در زبان فارسي است كه از واژه يوناني Kermose به معناي خاك رس گرفته شده است. پيشينه سفالگري در استان اردبيل به دوره اشكانيان و قبل از آنها مي رسد.

زيورآلات محلي
مواد اوليه توليد فلزاتي نظير برنج, مس, نقره و ... و سنگهايي مانند فيروزه, عقيق, يشم و ... مي باشد. شيوه توليد بدين صورت است كه ابتدا فلز را در كوره ذوب كرده و سپس آن را به كمك قالب به شكل موردنظر كه اغلب دايره, چهارگوش, سه گوش, بته جقه, ماهي و ... مي باشد, در مي آورند. سپس با نشاندن سنگهاي ذكر شده زيورآلات زيبايي از قبيل : النگو, انگشتر, زيورگيسوان, گردنبند, گوشواره و ... تهيه مي نمايند.

 مليله سازي
مليله سازي هنر صنعتي است كه در آن فلز طلا و يا نقره را به مفتول هاي نازك (با سطح مقطع دايره يا چهارگوش و مضرس كردن لبه ها) تبديل نموده و سپس مفتول هاي آماده شده را در قالبي كه از قبل تهيه شده بوسيله انبري ظريف فرم داده و نقش اندازي مي نمايند، سپس مرحله حرارت دادن و اتصال مفتولها بوسيله ماده اي بنام جوش نقره انجام مي پذيرد. معمولا با مليله طلا، زيورآلاتي چون سينه ريز،  گردنبند، انگشتر و گوشواره تهيه مي نمايند .

 سازهاي سنتي
سازهاي ساخته شده توسط هنرمندان عبارتست از : سه تار, ساز آذري, كمانچه, تنبك, سنتور و ... كه از چوبهاي گردو, فوفل, توت, شمشاد و ... ساخته مي شوند و در تكميل آن از سيم هاي فلزي و گاه استخوان شتر و يا پوست حيوانات استفاده مي نمايند. براي تزئين سازها از هنرهايي چون خاتم, خطاطي, نقاشي و ... بهره مي گيرند.

 تذهيب
تزئين نوشته ها و تصاوير با رنگ طلا و ديگر رنگهاي طبيعي گياهي يا معدني مانند لاجورد, اخرا, نيلي و ... به همراه نقوش گل و گياه و يا هندسي در هم تابيده. هنر تذهيب با استفاده از قلم مو و رنگهاي گياهي و معدني و ورقه هاي طلا انجام مي گرفته ولي امروزه تا حدودي از رنگهاي آماده استفاده مي نمايند.

نگارگري (مينياتور)

در قديم ابزار كار توسط خود هنرمند تهيه مي شد، از جمله قلم مو و رنگ. قلم موها را از موي سمور يا گربه كه در غلافي از دم شاه بال كبوتر قرار مي گرفت و با سيريش و نخ محكم مي شد، مي ساختند. رنگها از انواع گياهان و مواد معدني مانند زعفران, نيل و ... تهيه مي شد.
امروزه ابزار كار مدرن تر شده و كار نگارگري تا حدي دچار تحول گرديده است.  مروزه استاد فرشچيان و استاد ميرباقري شيو هاي جديدي ابداع كرده اند كه در نوع خود بسيار زيبا و مايه افتخار اين هنر و افتخار نقاشي ايران در نزد ديگر كشورها هستند.

 

مسند
يكي از دستبافته هاي زيباي استان مسند نام دارد. مسند گليمي است مختص منطقه نمين اردبيل به ابعاد تقريبي 110*170 سانتيمتر و مانند گليم بر روي دار بافته مي شود. نقوش مسند معمولا نقش محراب بوده و به عنوان جانماز بكار مي رود. بافت خطوط عمودي پله اي بوده و تقارن در بافت رعايت مي گردد. از مشخصات مسند كنتراست شديد رنگها بين زمينه و طرح مي باشد.


مفرش
يكي از صنايع دستي زيباي استان اردبيل مفرش نام دارد. مفرش دستبافته اي است مستطيل شكل و درب دار, به شكل صندوق كه براي حمل و نقل لحاف و تشك يا اسباب و لوازم خانگي, در هنگام كوچ عشاير ائل سون مورد استفاده قرار مي گيرد.  نقش و نگارهاي مفرش, جذاب و شاد است و توليد آن بيشتر در بين عشاير ائل سون  مرسوم است.


نمكدان بافي
يكي از صنايع دستي استان اردبيل نمكدان بافي نام دارد. نمكدان بافته اي است كه ايلات و عشاير براي نگهداري و حمل و نقل نمك درشت يا سائيده از آن استفاده مي نمايند. نمكدان بطور عمده در ايلهاي مختلف, با استفاده از چند نوع تكنيك بافته مي شود.  بعد از اتمام بافت, پارچه متقالي را به عنوان آستر داخل نمكدان در نظر مي گيرند تا نمك با پشم تماس نداشته باشد. فرم كلي نمكدان به شكل بطري مي باشد.


رودوزي (سوزندوزي)
رودوزي هنر آراستن سطح پارچه با استفاده از نخهاي الوان يا اشياء الوان با كمك سوزن يا قلاب مي باشد. بشر بعد از بوجود آمدن پارچه كه حفاظي در برابر سرما و يا گرما و ساير نيازهاي ابتدايي بود, مانند هر وسيله ديگري آن را از حالت ساده در آورده و به تزئين و تجمل آن پرداخته است كه به اقتضاي فرهنگ و آداب و سنن هر قومي, داراي دگرگونيهاي خاص خود مي باشد.



كاشي معرق
يكي از صنايع دستي سنتي و زيباي استان كاشي معرق نام دارد و آن عبارتست از قطعه هاي بزرگ و كوچك بريده شده كاشي كه بر اساس طرح با نقوش مختلف و رنگهاي متفاوت تراشيده شده و كنار يكديگر قرار مي گيرند و به شكل قطعه اي بزرگتر در مي آيند.از مراكز توليد كاشي معرق مي توان به شهرهاي اصفهان, مشهد و تهران اشاره نمود. در اردبيل نيز كارگاههاي متعددي در اين زمينه فعاليت دارند.انواع رنگهاي كاشي مورد استفاده در كاشي معرق عبارتند از : سفيد, آبي تيره, فيروزه اي, سبز, پرتقالي و ... .


نقاشي روي چرم
يكي از صنايع دستي سنتي و زيباي استان اردبيل نقاشي روي چرم نام دارد و آن عبارتست از نقاشي و طراحي سنتي بر روي چرم كه موارد مصرف فراواني دارد و از زيبايي خاصي برخوردار مي باشد. براي نقاشي روي چرم معمولا از چرم گوسفندي دباغي شده به رنگ كرم استفاده مي نمايند.رنگهاي مورد استفاده در نقاشي روي چرم از نوع رنگهاي پيگمنت بوده و حلال آن الكل مي باشد. پس از پايان نقاشي از محلول رزين براي ثبات و جلاي رنگ استفاده مي نمايند. در نهايت از ورني براي شفافيت, براق شدن و عايق بودن كار بهره مي برند.نقاشي روي چرم در خلخال و اردبيل رواج دارد.


چاقوسازي
مواد اوليه هنر چاقوسازي آهن است و دسته چاقو را از شاخ گوزن و يا عاج تهيه مي نمايند. در گذشته روي دسته شمشيرها و غيره را مرصع كاري نيز مي نموده اند و اين كار امروزه بصورت ساده تري انجام مي گيرد. ابزار كار چاقوسازان چكش، پتك، قيچي، كوره و ... مي باشد. روش كار بدين صورت است كه استادكار در كنار كوره آتش، آهن را گداخته و با ضربات پتك آن را به شكل انواع چاقو، كارد, گزليك, قندشكن و ... درآورده سپس با نهايت هنرنمايي و با استفاده از ابزار ساده، از جنس شاخ حيوانات يا عاج دسته آن را كار مي گذارند. پس از اتمام كار چاقو را تيز كرده و آب كروم مي دهند.

 

خورجين بافي
خورجين بافي بافته اي است كه در اكثر مناطق روستايي و جوامع عشايري با نقوش هندسي توليد مي شود. مواد اوليه آن از پشم هاي رنگي, نخ پنبه اي و گاه موي بز مي باشد كه موارد مصرفي نظير حمل ونقل پشت دوچرخه و موتور و يا چهارپايان را دارد. عرض اين دستبافته بين 30 تا 90 بوده و بصورت قواره اي بافته مي شود. خورجين هايي كه در استان اردبيل بافته مي شوند از كيفيت و زيبايي بيشتري برخوردار هستند و عمدتا در مناطق روستايي و عشايري استان اردبيل توليد و عرضه مي گردد.

 

جل اسب
يكي از دستبافته هاي زيبا و عشايري استان اردبيل جل اسب نام دارد. جل دستبافته اي است كه به منظور تزئينات اسب و شتر تهيه مي شود. بدنه اصلي جل يك مستطيل است كه دو دستك به آن وصل شده كه اين دستك ها پشت اسب را مي پوشانند. عشاير آذربايجان، دشت مغان، كردهاي خراسان، تركمنها، عشاير فارس، ورامين و ايل افشار هر كدام به گونه اي جل را بافته و تزئين مي كنند. بطور مثال در تركمن صحرا، جل از جنس پارچه و تكه دوزي ماهوتي و پنبه اي با سوزن دوزي هاي زيبايي تهيه مي گردد. در ايلات كرمان بصورت گليم، نقوش سوزني، شيريكي پيچ با تار و پود پشم و در ميان عشاير آذربايجان از تكنيك بافت جاجيم براي توليد جل استفاده مي شود.

 

قالي بافي
بسياري بجاي كلمه قالي كلمه فرش را بكار مي برند. در اينجا لازم است توضيحي مختصر راجع به تفاوت اين دو كلمه بيان شود. قالي به بافته اي گفته مي شود كه بر روي دار (عمودي يا افقي) بافته شده, تكه هاي كوتاه الياف به وسيله تكنيكي خاص به دور تارهاي موازي گره زده شوند تا بافته داراي پرزهاي بلند گردد (پرزهاي بلند باعث نرمي و لطافت سطح قالي مي شوند). مواد اوليه آن براي تار : پشم, كرك يا ابريشم پرتاب بوده و براي پود : نخ پنبه اي, پشم يا ابريشم كم تاب مي باشد و داري نقوش اسليمي, ختايي و يا هندسي است.

چلنگري(آهنگري سنتي)
يكي از صنايع دستي استان چلنگري نام دارد. در قديم هنرمندان اين رشته در شهرها و روستاها به ساخت محصولاتي نظير داس, چكش, ميخ طويله, دهان بند اسب و گاو و ... مشغول بوده اند. در دوران معاصر از آنجا كه دامداري و كشاورزي, صنعتي يا نيمه صنعتي گرديده, اين هنرمندان به ساخت محصولاتي تزئيني-كاربردي مانند پايه گلدان, پارتيشن, حفاظ پنجره و ... مشغول مي باشند. اساس كار آنان همانند چاقوسازي و زمودگري همان تكنيك حرارت دادن فلزات بوسيله كوره آهنگري (Forge) و دميدن و كوفتن و اتصال پايدار, جهت حصول شكل نهايي مي باشد. چلنگري نام قديمي آهنگري هنري مي باشد كه امروزه به نام فرفورژه معروف شده است.چلنگري در شهرستانهاي اردبيل و مشكين شهر رايج مي باشد.


قلمزني
سابقه اين هنر قديمي به زمان "سكاها" يا "سيت ها" بازمي گردد. اين قوم حدود پنج الي هفت هزار سال پيش در قفقاز زندگي كرده و داراي نژاد آريايي بوده اند. براي خلق يك اثر, ابتدا (داخل يا زير) زيرساخت (ظرف يا سيني) را كه معمولا از جنس مس يا نقره و گاه طلا مي باشد از محلول قير و گچ پر مي نمايند (براي جلوگيري از سر و صداي قلم و سوراخ شدن در اثر ضربه), سپس طرح (طراحي سنتي) موردنظر را بر روي ظرف پياده نموده و قلم موردنظر را كه داراي نوكهاي مختلفي مي باشند انتخاب نموده و بر اساس طرح, با چكش به آرامي و با آهنگي موزون به انتهاي قلم مي كوبند. در ميان قلمها قلم سايه و نيم بر از اهميت بيشتري برخوردار هستند. بعد از اتمام كار قير را جدا كرده, گرده ذغال روي شيارها ريخته و با روغن جلاي سياه روي ظرف را مي پوشانند, سپس روغن اضافه را گرفته و ظرف را تميز مي نمايند. نقوش قلم زده شده بصورت خطوطي مشخص و تيره نمايان مي گردد.


مسگري
يكي از صنايع دستي پرپيشينه استان اردبيل مسگري نام دارد. مسگري از جمله هنرهاي صناعي (هنرهاي صناعي به آن گروه از صنايع دستي گفته مي شود كه بعد صنعتي آن بيش از بعد هنري آن باشد) است كه عبارتست از هرگونه ظروف و ابزار و ادوات كاربردي و تزئيني. اين توليدات معمولا از طريق چكش كاري بدست مي آيند.

مليله سازي
يكي از صنايع دستي و زيباي استان مليله سازي نام دارد. مليله سازي هنر-صنعتي است كه درآن فلز طلا و يا نقره را به مفتول هاي نازك (با سطح مقطع دايره يا چهارگوش و مضرس كردن لبه ها) تبديل نموده و سپس مفتول هاي آماده شده را در قالبي كه از قبل تهيه شده بوسيله انبري ظريف فرم داده و نقش اندازي مي نمايند, سپس مرحله حرارت دادن و اتصال مفتولها بوسيله ماده اي بنام جوش نقره انجام مي پذيرد.معمولا با مليله طلا, زيورآلاتي چون سينه ريز, گردنبند, انگشتر و گوشواره تهيه مي نمايند و با مليله نقره ظروفي مانند سيني, گيره استكان و ليوان و زيورآلات تهيه مي شود.


ورشوسازي
 يكي از صنايع دستي سنتي و زيباي استان ورشوسازي نام دارد و آن عبارتست از ساخت و تهيه انواع ظروف مصرفي از قبيل سماور, سيني, انگاره و ... از جنس ورشو. ورشو آلياژي است از جنس 20% نيكل, 35% روي و 45% مس كه به رنگ نقره اي است. اين آلياژ به خوبي فرم گرفته و مي توان با آن زيرساختهاي مصرفي و زيبايي كه كاملا جنبه كاربردي دارند تهيه نموده, سپس روي آن را قلمزني كرده و بر زيبايي آن افزود.


آئينه كاري
آئينه كاري يكي از هنرهاي سنتي استان است كه عمدتا براي تزئين سقف و ديوارهاي اماكن مقدسه و غيره مورد استفاده قرار مي گيرد. روش كار بدين صورت است كه با بريدن آئينه به قطعات كوچك هندسي و سپس پهلوي هم قرار دادن آنها در سطوح ديوارها و سقف, سطوحي پرتلولو و جذاب را بوجود مي آورند. نقوش آئينه كاري مانند گلهاي خاتم خود داراي طرحهاي مختلف و متنوعي مي باشند.


چيق بافي
يكي از صنايع دستي سنتي ايران چيق بافي نام دارد كه كه ديواره چادر و زيستگاه عشاير ائل سون اردبيل مي باشد. چيق هم زيباست و هم از ورود گرما, سرما, خاك و باد جلوگيري مي نمايد و اين بدان علت است كه ني ها توخالي هستند و در نتيجه به عنوان عايق عمل مي كنند. در مواقع بارندگي يا سرما, رطوبت باعث ازدياد حجم ني ها و چسبيدن آنها به يكديگر گرديده و از ورود سرما يا باران جلوگيري مي كند. در موقع گرما و خشكي هوا, ني ها انقباض پيدا كرده و راه را براي تردد هوا باز مي گذارند.


حجم سازي چوب
يكي از صنايع دستي زيباي استان حجم سازي چوب نام دارد. در هر نقطه ايران كه چوب يافت شود, ساخت احجام چوبي نيز رواج دارد. هنگامي كه انسان تمايل به ساخت احجام و مجسمه را پيدا كرد, چوب را به نوعي ماده اوليه كار خود قرار داد. به لحاظ امكانات فيزيكي و نيز بافت زيباي چوب, توليدات حجمهاي چوبي, بسيار بديع, زيبا و تحسين برانگيز مي باشد. ابزار كار اين هنر تقريبا همان ابزار كار نجاري و منبت كاري مي باشد, ضمن اينكه بر حسب نياز از وسايل و ابزار خاصي نيز استفاده مي كنند.


خراطي
مواد اوليه اين هنر انواع چوب سپيدار مي باشد ولي آنچه مسلم است هر چه چوب فشرده و محكم تر باشد, مي توان به كارهاي ظريف تر پرداخت و دوام آن نيز بيشتر مي شود. ابزار كار در قديم چهارچوبي بود كه فقط ركابي داشت و سر و ته چوب را به آن محكم كرده و توسط كماني چوب را به حركات دوراني حول محور خود وامي داشتند. ولي امروزه اين قسمت برقي شده و كار خراطان تا حدودي آسان تر شده است. ديگر ابزار كار عبارتست از انواع مغار كه نوعي ابزار است كه سر آن شبيه ناخن بوده و البته با لبه هاي ديگر نيز مورد استفاده دارد.


كنده كاري روي چوب
با اين هنر مي توان ابزار مصرفي چون مهره شطرنج و تخته نرد, صندوق, كشكول درويشان, دسته قاشق شربت خوري (قاشق شاهي), درب هاي اماكن مقدسه و ... توليد كرد. چوبهاي مناسب براي اين هنر چوب گردو, فوفل, انار سرخ, انار زرد, افرا و از همه بهتر چوب گلابي است. مغار نيم باز, مغار لوله كوچك, مغار كبريتي, قلم هاي كوچك و بزرگ, سندان, مارپا(تركيبي از سوهان و اره) و اره مويي از ابزار كار اين هنر هستند.


محرق
يكي از صنايع دستي زيباي استان محرق نام دارد. محرق به عمل سوخت روي ساقه هاي طلايي گندم مي گويند. هنرمندان اين رشته با استفاده از ساقه هاي گندم, حروف و يا طرح را بر روي پارچه يا كاغذ چسبانده و بوسيله هويه و يا سيخ فلزي داغ شده بر روي ساقه گندم اقدام به ايجاد نوعي سوخت مي نمايند كه بر زيبايي كار مي افزايد.


مشبك چوب
يكي از صنايع دستي زيبا مشبك چوب نام دارد. مشبك چوب اغلب با ديگر هنرهاي مربوط به چوب (خصوصا منبت) همراه مي گردد. براي اجراي كار مشبك چوب, پس از اجراي طرح موردنظر بر روي چوب, قسمتهاي منفي طرح را به كمك ابزاري چون مغار و اره مويي خارج مي سازند تا طرح اصلي بصورت مشبك باقي بماند. معمولا طرح باقيمانده را نيز منبت كاري مي نمايند تا طرح بعد پيدا كرده و زيباتر شود.


معرق چوب
معرق يكي از رشته هاي زيباي صنايع دستي ايران است كه با استفاده از انواع چوب درختان (حدود 70 الي 80 نوع) كه داراي رنگهاي متفاوت هستند و همچنين گاهي با استفاده از استخوان شتر، صدف، مس، برنج، نقره، طلا، عاج و خاتم براي زيبايي يا تكميل كار توليد مي شود. مواد اوليه مورد مصرف در هنر معرق كاري انواع چوب درختان، استخوان شتر، صدف، مس، برنج ، نقره، طلا، عاج و خاتم مي باشد. چوبهاي مورد استفاده در معرق عبارتند از : زيتون، شمشاد، نارنج، فوفل، عناب، گردو، اقاقيا، ممرز، گلابي، كي كم و ... . طريقه توليد معرق بدين صورت است كه قطعاتي از چوبهاي موردنظر (از نظر رنگ و بافت چوب) انتخاب كرده و به شكل و اندازه موردنظر (گل, برگ و ساقه) بريده و در جاي خود مي نشانند. در نهايت روي كار پلي استر زده و سمباده و پليش مي نمايند. از هنر معرق كاري در ساخت رويه ميز, تابلو, قاب آئينه, صفحه شطرنج و ... استفاده مي نمايند.

تراش شيشه
يكي از صنايع دستي سنتي و زيباي استان اردبيل تراش شيشه نام دارد و آن عبارتست از ايجاد نقوش مختلف سنتي بر روي شيشه بوسيله تراش با استفاده از سنگهاي مخصوص كه درجه سختي آنها بيش از سختي شيشه باشد.
 پس از تراش نقاط تراش خورده را صيقل مي دهند. تراش روي شيشه در شهرستان اردبيل رايج مي باشد.

 

پلاس بافي
در برخي از نقاط روستايي استان منسوجي به نام پلاس بافته مي شود. پلاس از نظر ظاهري به گليم درشت بافت شباهت دارد و روش بافت آن شبيه گليم است .به طور عمده ابعادي حدود 250 * 350 سانتيمتر دارد. موارد مصرف آن بجز زيرانداز, كيف, سجاده, خورجين و ... نيز مي باشد.


چنته بافي
يكي از صنايع دستي  و سنتي استان اردبيل چنته بافي نام دارد. بافت چنته و نوع مواد اوليه آن كاملا مانند قالي و ورني است و تنها تفاوت آن در ابعاد و اندازه آن است. چنته عبارتست از دو قطعه قالي كوچك مستطيل بافته شده به ابعاد تقريبي 40*30 سانتيمتر كه با ظرافت از سه طرف (بصورت پاكت) به هم دوخته شده است و در دو طرف پايين آن داراي دو منگوله رنگي  و در قسمت بالا داراي دسته اي مانند كيف مي باشد. چنته يك كيف سنتي مي باشد كه در اكثر روستاها و مناطق عشايري مي بافند.

 

قلاب بافي
يكي از صنايع دستي زيباي استان قلاب بافي نام دارد. انواع محصولات بافته شده بوسيله قلاب و با استفاده از الياف طبيعي را قلاب بافي مي گويند. قلاب بافي تكنيكهاي متنوعي در بافت و نقش دارد. محصولات بسياري از قبيل لباس, كلاه, دستكش, ليف, انواع روميزي هاي تزئيني, روتختي, عروسكهاي بافتني و ... كه جنبه كاربردي و تزئيني دارند با اين روش توليد و بافته مي شوند.

 

منبت چوب
مواد اوليه مورد مصرف در هنر منبت انواع چوب درختان مي باشد, البته هر چه جنس چوب محكم تر و فشرده تر باشد كار منبت بهتر, زيباتر و بادوام تر خواهد شد, مانند چوب گردو, شمشاد و گلابي (خودرنگ). انواع نقوش اسليمي, ختايي, جانوري, انساني, گل و مرغ, خطوط كوفي بصورت خودرنگ در منبت كاري درب ها, رحل قران, مبلمان و ميز, انواع جعبه, قاب عكس و قاب آئينه و ... و مهر قلمكار مورد استفاده دارند.هم اكنون منبت چوب در شهرهاي اردبيل, مشكين شهر, خلخال, نمين و پارس آباد رواج دارد. 

 

حجاري (سنگ تراشي)

سنگهاي مورد استفاده در ساخت اينگونه محصولات عبارتند از : فيروزه, مرمر, يشم, سنگ سياه و ساير سنگهاي معمولي و نرم. سنگ تراشان امروزه سنگ خام را از كوه برگرفته و آن را به قطعات موردنظر تقسيم مي نمايند. قسمتهاي اضافي را با قلم (هاي درشت) و چكش درآورده, توسط قلمهاي كوچكتر پرداخت مي نمايند. سپس از قلم شانه (كه لبه آن مانند شانه است) استفاده نموده و سرانجام براي سرعت بخشيدن به كار با دستگاهي شبيه به اره هاي چوب بري برقي رويه سنگ را صيقل داده و پرداخت مي نمايند.

 

طراحي سنتي
طراحي سنتي يعني هنر آراستن انواع اجسام مانند : كاغذ, چوب, فلز, شيشه و ... با انواع نمادهاي سنتي ايراني از قبيل ختايي ها, اسليمي ها و نقوش هندسي. نقوش ختايي شامل گل ها و برگ ها مي باشد, مانند گل شاه عباسي, گل پروانه اي, لوتوس, برگ كنگره اي و ... .
نقوش اسليمي انواع طرحهاي گردان كه به نقوش "آرابسك" نيز معروفند و انواع مختلفي مانند اسليمي ساده, اسليمي ماري (ابري), اسليمي دهان اژدري (اژدهايي) و ... را شامل مي شوند.


زيرانداز نمدي
براي تهيه آن عمل بافت صورت نمي پذيرد، بلكه با استفاده از دو خاصيت پشم (جعد يابي و پوسته اي شدن) توليد مي شود و با ايجاد فشار (ماليدن) و رطوبت و حرارت و در نتيجه در هم رفتگي الياف پشم نمد توليد مي گردد.
مواد اوليه مورد استفاده در نمد فقط پشم بهاره گوسفند با الياف بلند در رنگهاي مختلف مي باشد, البته گاهي مي توان كمي صابون و زرده تخم مرغ را جزء مواد مصرفي در توليد نمد محسوب نمود. ابزار كار نمدمالان معمولا پارچه كرباس براي بستن نمد مي باشد و ابزار خاصي ندارد و زحمت و حوصله و كار طاقت فرساي هنرمند است كه باعث بوجود آمدن نمد مي گردد. نكته جالب توجه آن است كه براي تهيه يك نمد دو در سه متر همان مقدار پشم مورد نياز است كه در توليد قالي به همين ابعاد مورد نياز مي باشد. فقط مدت زمان توليد نمد (يك روز) باعث مي شود كه نمد بسيار ارزانتر از قالي به فروش برسد.


كلاه نمدي
براي تهيه آن عمل بافت صورت نمي پذيرد, بلكه با استفاده از دو خاصيت پشم (جعد يابي و پوسته اي شدن) توليد مي شود و با ايجاد فشار (ماليدن) و رطوبت و حرارت و در نتيجه در هم رفتگي الياف پشم نمد توليد مي گردد. نحوه توليد بدين صورت مي باشد كه ابتدا نقش را به روي پارچه كرباس با استفاده از پشم هاي رنگي (خودرنگ) طراحي نموده, سپس پشم هاي حلاجي شده را روي كل سطح موردنظر قرار مي دهند و با پيچيدن كرباس و ماليدن آن و پاشيدن آب جوش نمد را توليد مي نمايند.

دسته ها : اردبيل

سرشير، كره، حلواي سياه، آبنبات، شيرينيهاي محلي و تخمه آفتابگردان، عسل خالص سبلان، عصاره شهدآميز گلهاي  رنگارنگ و عطرآگين طبيعت سرسبز سبلان مشهورترين سوغات منطقه مي‌باشد. حلواي سياه استان به صورت معجوني از جوانه گندم و كره طبيعي نشاط بخش و مقوي است.

دسته ها : اردبيل